پاسخ به یک ایراد در مورد «انْ شاءَ الله»

این لفظ «انْ شاءَ الله» که ما این‌همه به کار می‌بریم - و باید هم به کار ببریم- برای همین است. ما در مورد قطعی‏‌ترین کارها می‌گوییم «اگر خدا بخواهد».

 البته این تعبیر را الآن ما به کار نمی‌بریم ولی اگر هم بگوییم «اگر خدا بخواهد و فردایی باشد» باز درست است. یک وقت می‌گوییم «اگر خدا بخواهد و ما تا فردا زنده باشیم» این خیلی عادی است. حال اگر بگوییم «اگر خدا بخواهد و فردایی باشد»، برخی می‌گویند این دیگر «خدا بخواهد» ندارد؛ ممکن است ما در فردا نباشیم ولی فردا که به هر حال هست.

 

اما با منطقِ قرآن همین را هم اگر بگویید باز درست گفته‌اید: «اگر خدا بخواهد و فردایی باشد»؛ یعنی فردا بودن فردا هم به مشیت الهی است. من یقین دارم فردا خواهد آمد از باب اینکه یقین دارم مشیت الهی این است که فردایی باشد.

 

این «اگر خدا بخواهد»ی که یک مسلمان حتی در مورد قطعی‌‏ترین مسائل می‌گوید، نه به نشان تردید است. بعضی خیال می‌کنند این به نشان تردید است. می‌گویند یک مسلمان همواره مردد است، نمی‌‏داند فلان کار را می‌کند یا نمی‌کند؛ اگر خدا بخواهد انجام می‌دهد اگر نه، نه.

 

این، نشان تردید نیست، نشان توحید است؛ یعنی یک نفر مسلمان می‌خواهد بگوید قطعی‌‏ترین کارها هم بسته به مشیت الهی است و مستقل نیست. هیچ چیزی در عالم، در دنیا و آخرت، به صورت جبری و قطعی و قهری، چه خدا بخواهد چه نخواهد، وقوع پیدا نمی‌کند.

 

 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج۵، ص۹۰-۹۱ (با تلخیص)

 کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.