شیطان

شيطان آرام آرام به گونه‌ای ساختار انسان را مى‏ بندد كه انسان غير از اين كه حالا مواظبت بر ضوابط نمى‏ كند؛ نسبت به طلب دنيا بى حيا مى‏ شود؛ به اين معنى كه آن نفس لوّامه [ملامت گر] را بيرون مى‏ كشد لذا هر كار بدى مى‏ كند، دیگر هيچ ناراحت نيست.
در خيلى صفات ديگر هم اين طور است. غالبا افرادى كه نستجيرباللّه‏ مبتلا به زنا شده باشند، از يك سرى جاهاي سیرشان، نفس لوّامه برداشته مى‏ شود.
لذا يك علائمى كه بعضى از بزرگان گفته‏ اند این است که اگر ديديد كسى دلش شور مى‏ زند و مى‏ رود به سمت نماز جماعت، اين علامت خوبى است. معلوم می شود اين يك سرى مشكلات را ندارد و يك سرى آلودگى‏ ها را پيدا نكرده است.
يك سرى كارهایی كه ما مى‏ كنيم، شيطان يك حالتى براى ما پيش مى‏ آورد که نسبت به خوبی ها و بدی ها بی تفاوت می شویم. بدترين نوع تسلط شيطان، بى‏ تفاوت شدن نسبت به خوبى و بدى است.
آخرش انسان بايد يك حالتى در او باشد كه خوبى را با تمام وجود به سمتش شتاب كند و دوست داشته باشد و خوب بداند و بدى را همین طور، بد بداند و از آن بیزار باشد.
اگر يك وقت يك نفرى نسبت به يك سرى از قضايا (از خوبى‏ ها و حتى از بدى‏ ها) دارد بى تفاوت مى‏ شود؛ اين بيمارى خطرناكى است اين دو پله دور شده است.
حجت الاسلام ‌ ‌شیخ جعفر ناصری

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.