شرح دعای سوم | نشانه های عاقل و سفیه

خبرگزاری «حوزه» ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات مومنین، شرح دعای روز سوم مبارک رمضان را در بیان حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن زمانی، مسئول دفتر سیاسی اجتماعی حوزه علمیه منتشر می کند.

* دعای روز سوم ماه مبارک رمضان

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِ وَ التَّمْوِیهِ وَ اجْعَلْ لِی نَصِیبا مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِینَ/ خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما و از سفاهت و جهالت و کارهای باطل دور گردان و از هر خیری که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش، به حق جود و کرمت ای بخشنده ترین بخشندگان».

    

درخواست نخستی که بنده روزه دار در این روز از خداوند متعال دارد، ذهن قوی و بیداری است.

گاهی ذهن به معنای حافظه است؛ به این معنا که خدایا از تو حافظه قوی می خواهم و گاهی به معنای درک و بصیرت که همان فهم درست است، می باشد.

اما درباره حافظه باید بگوییم اصولا خداوند حافظه همه انسان ها را مقداری ضعیف قرار داده و شاید هیچ انسانی در غیر معصومین(ع) پیدا نکنیم که حافظه صد در صدی داشته و تمام معلومات و دانش ها را به صورت یک جا در ذهن خود حاضر داشته باشد.

خداوند متعال اصلی را به نام فراموشی و نسیان در انسان قرار داده است که عارضه و نقصی بر انسان ها نیست؛ بلکه جعلی الهی است؛ خداوند نسیان را به عنوان یک اصل در نهاد آدمی قرار داده و شاید این سؤال به وجود آید که چرا فراموشی در ذات انسان است؟

در پاسخ باید بگوییم؛ سؤال سختی است؛ اما امام صادق(ع) در کتاب «توحید مفضل» به شاگرد خود «مفضل بن عمر» پاسخ دادند و فرمودند: «مفضل می دانی چرا خدا فراموشی را در نهاد آدمی قرار داد؟ و سپس فرمود: اگر خداوند این فراموشی را نمی نهاد و انسان ها تمام خاطرات گذشته را در خاطر خود حاضر داشتند، مشکلی بزرگ پیش می آمد و آن اینکه در طول زندگی هر انسان، گاهی حوادث سخت و ناگواری پیش می آید و آنچنان سخت است که انسان در آن لحظات که مواجه با آن گرفتاری شده، تمامی لذت های دنیا را فراموش کرده و جز غم، هیچ احساسی ندارد و اگر خداوند نسیان را با محبت خود در وجود آدمی قرار نمی داد، هیچ انسانی لذت نمی برد».

    

فرض کنید شخصی پدرش را جلوی چشم خود از دست دهد یا به مادرش جسارت کنند یا جلسه ای آنچنان مورد خجالت قرار بگیرد که از شدت خجالت تمام بدنش خیس عرق شد و یا ...؛ این شرایط استثنایی برای تمام انسان ها پیش می آید و در آن لحظه آنقدر آن غم کشنده است که هیچ لذتی برای او لذت ندارد؛ اما بعد از گذشت مدت زمانی، آنچنان این اصل فراموشی آرام بخش است که فرد را وادار به فراموشی از آن مشکل کرده و لحظاتی فرا می رسد که از شادابی در پوست خود نمی گنجد.

وقتی نسیان و فراموشی در جان آدمی قرار داده شد، طبیعی است که مقداری از علم انسان نیز فراموش شود؛ اما این ضایعه به شیرینی فراموشی غم می ارزد.

     

* راه های عدم فراموشی علم و دانش

برای عدم فراموشی علم و دانش نیازمند راه ها و ابزارهای هستیم.

نبی مکرم اسلام(ص) یکی را راهکارهای عدم فراموشی را کتابت علم دانسته و فرمودند: « قید العلم بالکتابه».

همچنین تکرار علم، تعلیم آن به دیگران، دعا برای ماندگاری علم و دانش و تلاوت و حفظ قرآن از راه کارهای دیگر عدم فراموشی می باشد.

در حدیثی آمده که بعد از هر نماز مستحب این دعا را بخوانید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِی قَلْبِی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ/ ای خدای من در دل من نور معرفت و بصیرت و فهم و دانش خود مقرر فرما که تو را بر هر چیز قدرت و توانایی کامل است».

    

* ذهن به معنای فهم و بصیرت

حافظه معنای اول ذهن است اما معنای دوم ذهن به معنای فهم، درک و بصیرت است که انسان روزه دار از خدا بخواهد؛ خدایا به من ذهنی عنایت کن که قدرت درک حقائق را داشته و دچار اشتباه در دیدن واقعیت نشود.

درخواست دوم در بخش اول از این دعا، بیداری در برابر خواب است.

انسان ها در خواب گرانی فرو رفته اند و در روایتی آمده است: «النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا/ مردم در خوابند و زمانی که از دنیا رفتند، بیدار می‌شوند» و یا در روایتی دیگر آمده است: « النوم الموت الاصغر و الموت النوم الاکبر».

همچنین از آیات شریفه این استفاده را نیز کرده ایم کسانی که می خوابند خداوند روح آنان را قبض کرده و وقت بیداری روح را بر می گرداند و معلوم می شود این خواب، گاه تمام عمر انسان را در بر می گیرد؛ به همین دلیل عارفان یکی از مراحل سیر و سلوک را بیداری از خواب غفلت بیان کرده اند.

در بخش دوم از این دعا آمده است: «وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِ وَ التَّمْوِیهِ/ و از سفاهت و جهالت و کارهای باطل دور گردان».

     

* سفاهت و بی خردی چیست؟

مردم در زبان رایج به شخصی سفیه می گویند که دیوانه است؛ اما مراد در این دعا آن نیست که خدایا مرا از دیوانگی دور گردان.

سفاهت در برابر عقل است و عقل هم در میان مردم، یک معنا و در قرآن معنای دیگری دارد.

در بین مردم عاقل به کسی می گویند که خیلی زرنگ است؛ اما در آیات و روایات چنین نیست؛ در روایاتی از امام صادق(ع) آمده است: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان/ عقل آن است که به آن خدا عبادت شود و بهشت کسب و تحصیل گردد».

عقل، عقال انسان است؛ به این معنا که مهاری است که به اراده انسان بسته شده تا هر کاری از او سر نزند و هر چیزی را نگوید؛ به همین دلیل در روایتی از معصوم آمده است: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه/ زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق، پشت زبان او جای گرفته است».

     

* نشانه های عقل و سفاهت در قرآن کریم

برای ساحت های تعقل و سفاهت در قرآن کریم، آیات متعددی وجود دارد که واژه عقل و سفیه در آن آمده و با جستجو در مجموع آیات می توان متوجه شد عقل و سفاهت در چه موضوعاتی کاربرد داشته و آمده است.

خداشناسی و درک حضرت حق در آئینه موجودات طبیعت یکی از معانی عقل است که در قرآن کریم به آن اشاره شده و خداوند متعال در آیه ۶۳ سوره عنکبوت فرموده است: « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ/ و اگر از آنها بپرسی چه کسی از آسمان آبی (به صورت باران و برف و تگرگ) فرو فرستاد پس بدان وسیله زمین را پس از مرگش (با رویانیدن نباتات) زنده کرد؟ حتما می گویند: اللَّه بگو ستایش از آن اوست بلکه بیشتر آنان نمی اندیشند».

گاه عقل در موضوع درک اسرار عبادت اطلاق می شود که اگر کسی اسرار عبادات و حکمت نماز را بفهمد او عقل دارد و اگر کسی نفهمد و مسخره کند، عقل ندارد.

خداوند متعال در آیه ۵۸ سوره مائده فرموده است: « وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ/ و چون ( با ندای اذان مردم را ) به سوی نماز بخوانید آن را به مسخره و بازی می گیرند».

گاه منظور خداوند از عقل، قدرت تحلیل است و می فرماید؛ کسی که گوش و چشم دارد؛ اما قدرت تحلیل حقائق را ندارد، بی عقل است.

خداوند متعال در آیه ۲۲ سوره انفال فرموده است: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ/ حقّا که بدترین جنبندگان در نزد خدا مردم کر و لالی ( از شنیدن و گفتن حق ) هستند که نمی اندیشند».

موارد مذکور، برخی از کاربردهای عقل و نمادهای تعقل در قرآن کریم است.

    

* سفاهت چیست؟

سفاهت نیز در قرآن کریم نمادهای خاص خود را دارد؛ گاهی سفاهت در بی توجهی به دین الهی است؛ کسی که لاابالی است، سفیه است و خداوند متعال در آیه ۱۳۰ سوره بقره فرموده است: « وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ .../ و کیست که از آیین ابراهیم روی گرداند جز آن که قدر خود را نشناخته و خود را به نادانی زند؟!».

گاهی سفاهت به معنای عدم تعبد است؛ برخی از مردم به ظاهر مسلمان هستند؛ اما در برابر احکام تعبدی الهی، نمی توانند بپذیرند؛ بلکه به دنبال کشف استدلال هایی هستند که اگر قانع شدند، می پذیرند و اگر قانع نشدند نمی پذیرند.

خداوند متعال در ۱۴۲ سوره بقره فرموده است: « سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ/ به زودی مردم کم خرد خواهند گفت: چه چیزی مسلمان ها را از قبله ای که بر آن بودند (از بیت المقدس، به سوی کعبه) روی گردان کرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست، هر که را بخواهد به راه راست (راه اصلاح حال مجتمع بشری) هدایت می کند (و صلاح حال مدّتی در توجه به قدس بود و پس از آن در توجه به کعبه است)».

گاه سفاهت در قرآن به معنای نگرانی انسان بی خرد از رزق و روزی فرزندان خود است و این نگرانی ها در این کتاب آسمانی، سفاهت نامیده شده و بر این اساس، گاهی برخی از مردم فرزندان خود را می کشتند.

خداوند در آیه ۱۴۰ سوره انعام فرموده است: «قَدْ خَسِرَ الَّذینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَی اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ/ به یقین زیانکار شدند کسانی (از مشرکان جاهلیت) که فرزندان خود را از روی بی خردی و نادانی کشته اند و آنچه را که خدا روزی آنها کرده بود (از اولاد و کشت و دام) از روی افترا به خداوند حرام کردند ، حقّا که گمراه گشتند و هرگز هدایت یافته نبودند».

گاهی خداوند سفاهت را در مسخره کردن، سرزنش نمودن و ناچیز دانستن دیگران نشان می دهد و در آیه ۱۳ سوره بقره آورده است: «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ/ و چون به آنها گفته شود: ایمان آورید چنان که مردم ایمان آورده اند (در دل خود) می گویند: آیا ما هم مانند سفیهان ایمان آوریم؟! آگاه باشند که آنها خود سفیه اند ولی نمی دانند».

گاه خداوند ضعف مدیریت اقتصادی را سفاهت می نامد و به معنای ولخرجی، اسراف کاری و تبذیر است؛ امروز هم افرادی را داریم که میلیاردها پول جمع کرده؛ اما تبذیر و اسراف می کنند و قرآن به آنان سفیه می گوید.

در آیه ۵ سوره نساء آمده است: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً/ و اموالتان (و اموال یتیمان) را که خدا وسیله قوام (زندگی) شما قرار داده به سفیهان (و خود یتیمان) ندهید ، و آنها را از درآمد آن مال روزی دهید و لباس بپوشانید ، و با آنها به نحوی شایسته سخن بگویید».

موارد مذکور برخی از نمادهای سفاهت و بی خردی است که بیان شد.

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.