سبک زندگی را از نهج البلاغه بیاموزیم (19)

#عجز #آفت است و #صبر #شجاعت...

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ، وَ نِعْمَ الْقَرينُ الرِّضى
حکمت ۴ نهج البلاغه

آن حضرت فرمود: ناتوانى آفت است و بردبارى شجاعت، پرهيز كارى و پارسايى توانگرى است و خرسندى به رويدادها يار و همراه با ارزشی است.
انسانى كه گرفتار ضعفهاى روحى و اخلاقى باشد، هميشه با يك خطر مواجه است:
او در برابر مسائل مختلف و پيش آمدهاى گوناگون، قدرت ايستادگى نخواهد داشت، و دچار سستى و لغزش خواهد شد و از راه راست، انحراف پيدا خواهد كرد.
از اين رو است كه در تعاليم اسلامى، هميشه تكيه بر اين است كه انسان، قبل از هرچيز، ضعفهاى روحى و اخلاقى را از خود دور كند، و قدرت درونى لازم براى ايستادگى در برابر مسائل مختلف را به دست آورد و در حفظ و تقويت آن بكوشد.
امام علی عليه ‏السلام نيز، در اين كلام، از اين گونه جنبه‏ هاى مثبت و منفى سخن مى ‏گويد و انسان را با عيب و ضعفها، و ارزش قدرتهاى روحى و اخلاقى آشنا مى ‏سازد.
بر اساس فرمايش امام(ع)، ضعف و ناتوانى، بزرگترين آفت و دشمن زندگى انسان است. زيرا انسان ضعیف، زود فريب ميخورد، زود به لغزش دچار مى‏ شود، و زود از راه راست منحرف مى‏ گردد. يك انسان ضعیف، ممكن است در برابر چند كلمه فريبنده، از راه بدر شود.
ممكن است با هر تهديد پوچى دچار وحشت شود، يا اگر پول و مقامى به او پيشنهاد كنند، در برابر آن تاب مقاومت نداشته باشد، و حاضر به انجام هر كار نادرستى بشود.
افراد بسيارى بوده ‏اند كه سالها از عمر خود را در راه عبادت و انجام وظايف شرعى و دينى گذرانده ‏اند. ولى بخاطر همين ضعف، ناگهان از راه بدر رفته و حاصل تمام عمر خود را در چند لحظه بر باد داده ‏اند و چيزى جز رسوايى و بد نامى بدست نياورده ‏اند. اين است كه ضعف و ناتوانى از بزرگترين آفتهاى زندگى و از خطرناكترين دشمنان انسان است.

اما در برابر اين عجز و ناتوانى، صفتهاى نيكوى روحى و اخلاقى قرار دارد، كه تعدادى از آنها را، امام(ع) در همين كلام پر معنى، بر شمرده است.
يكى از اين صفات، صبر و بردبارى است،
كه عالى‏ ترين جلوه‏ هاى شجاعت انسان بشمار مى‏ رود. شجاع، آن كسى نيست كه در برابر هر مسئله‏ اى به خشم مى‏ آيد و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده مى‏ زند.
بلكه آن كسى براستى شجاعت دارد كه در برابر مسائل و مشكلات بردبار باشد و با صبر و حوصله، درباره آن فكر كند و هميشه، بجاى سريع‏ترين راه حل، در جست و جوى بهترين راه حلها باشد.
صفت ديگر، پارسايى و پرهيز كارى است،
كه براى انسان، بهترين ثروتها و بالاترين توانگريها به شمار مى ‏آيد. انسان پارسا و پرهيز كار، در وجود خود، آنقدر ارزشهاى روحى و معنوى ذخيره مى‏ كند، كه ديگر به مال و ثروت دنيا چشم نمى ‏دوزد. و همين بى‏ نيازى از مال دنيا، او را از بزرگترين ثروتمندان و توانگران، ثروتمندتر مى‏ سازد.
خرسندى به رويدادها نيز از صفات ارزنده انسان است.
اصولا يك مسلمان مؤمن، از آنچه با اراده و قدرت خداوند، در زندگى‏ اش رخ دهد، هرگز اظهار نارضايى نمى ‏كند. يعنى به هر پيشامدى كه خداوند برايش مقدر كرده باشد راضى و خرسند است و همين رضايت و خرسندى، باعث مى‏ شود كه از پيش آمدهاى گوناگون، دچار رنج و عذاب نشود.
چنين كسى اگر ببيند كه ديگران به قدرت و مقام رسيده ‏اند و مال و ثروت بدست آورده ‏اند. و او از آنها بى ‏نصيب مانده است، هرگز حسادت نمى‏ ورزد و غم و غصه به دل راه نمى دهد. زيرا صفت خرسندى و رضايتى كه در او وجود دارد، مانند نعمتى با ارزش، هميشه همراه اوست و مانند دوستى مهربان و دلسوز، هميشه او را از دچار شدن به اينگونه رنج و عذابها، باز مى‏ دارد.

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.