سواد چیست؟باسوادکیست؟ (4)

منابع شناخت :

از جمله مباحثی که مربوط به سواد وعلم می باشد، فرایند شناخت است ،از آیات و روایات استفاده می شود که منا بع شناخت چهار چیز است:عقل، قلب، طبیعت و وحی ،برای هر،کدام از این منابع چهار گانه ابزاری است که به کمک آن می توانیم از این منابع استفاد کنیم، جهان، مبدا و معاد را بشناسیم، ابزار شناخت عقلی،برهان واسدلال است، ابزار شناخت علمی تجربی، حواس ظاهری(حواس پنجگانه) و آزمایش است ابزار شناخت قلبی، تذکیه وتهذ یب نفس است، ابزار شناخت وحیانی، آیات وروایات است. بنابر این چهار نوع شناخت داریم شناخت عقلی، شناخت علمی، شناخت قلبی وشناخت وحیانی.

عقل یکی ازنعمت های بزرگ خداوند متعال است که به بشر اهداء نموده ادراک عقلی موجب حیات عقلی وقانون پذیری انسان می گردد فردی که ادراک عقلی دارد به حیات عقلی دست می یابد واز نیروی وهم وسوسه گر نجات می یابد، قانون الهی را می پذیرد وبه حیات دینی مزین می گردد. عقل به عنوان منبع شناخت  از دیدگاه اسلام اعتبار ویژه ای دارد به گونه ای که یکی از منابع مهم استنباط احکام محسوب می شود درقرآن مجید واژه ی"عقل"ومشتقات آن ۴۹ بار تکرار شده ومرحوم کلینی درکتاب اصول کافی بابی را به عنوان"کتاب العقل والجهل" اختصاص داده به روایاتی که در مورد اهمیت عقل،تعریف عقل وفوائد عقل وارد شده واز عقل تعبیر به پیامبر وحجت باطنی شده است از این رو در وادی معرفت وخدا شناسی برهان عقلی را برهان صدّیقین نامیده اند. شناخت عقلی دارای این ویژگی هاست که: کلی است، قابل انتقال است،  برای هر عاقلی قابل اداک است، پایدار است وازبین نمی رود.

شناختی که ازطریق علوم تجربی حاصل می شود با شناخت عقلی تفاوت های اساسی دارد زیرا شناخت علمی بر خلاف شناخت عقلی کلی نیست بلکه به امور جزئی می پردازد ودر عین حال مقدمه قرار می گیرد برای برهان عقلی. علم تجربی اگر چه مربوط به طبیعت، تجزیه وتحلیل طبیعت است ولی در مقام معرفت بخشی، جهان بینی علمی صغرا برای جهان بینی عقلی قرار می گیرد.

شناخت قلبی وعرفانی که از طریق تذکیه وتهذیب نفس بدست می آید از مقوله ی علم حضوری بوده وقابل انتقال به دیگران نیست تجربه ای است که فقط برای عارف حاصل می شود وبسیار نشاط آور است   زیرا موجب موءانست انسان با جهان ما ورای طبیعت می شود قلب در صورتی که از آلودگی های گناه تذکیه وتهذیب گردد حقائق نابی را به انسان ارائه می دهد که برای دیگران قابل درک نیست البته مقصود از"قلب"عضو صنوبری مخصوص نیست که خون را دربدن پمپاژ می کند بلکه مقصود روح انسانی است که از آن تعبیر به نفخه ی الهی شده واز علمی که به وسیله آن بدست  آید تعبیر به نور شده است‌.

باتوجه به مطالب،مذکور آیا شناخت وسواد عقلی، علمی و قلبی نیاز های معرفتی انسان را تامین می کنند،ونیاز به شناخت دیگری نیست؟  در جواب باید گفت خیر زیرا نیاز های انسان منحصر به جهان طبیعت نیست انسان نیازهای اخروی، معنوی واخلاقی دارد که عقل وعلم ازدرک آن عاجز اند این جاست اهمیت شناحت وحیانی آشکار می گردد زیرا خداوند متعال که آفریننده انسان هاست مصالح ومفاسد بشر را ازهمه بهتر می داند از این رو از باب لطف به عباد احکام دینی را که درواقع روش های نیکو زیستن وپاک زیستن را به بشر می می آموزد ومصالح انسان ها را بیان می دارد توسط پیامبرانش به بشر ابلاغ نموده هر چیزی را که برای ما مصلحت ملزمه وضروری داشته،درقالب واجبات وهر چیزی را که برای ما ضرر معتنابهی داشته باشد درقالب محرمات، مصالح کوچک را در قالب مستحبات وضررهای،کوچک را درقالب مکروهات بیان فرموده است خداوند متعال خیر وصلاح بنده اش را می خواهد وکو چکترین ضرر را برای ما روا نمی دارد اگر،انسان به قانون الهی احترام بگذارد به سعادت ابدی خواهد رسید ولی "واحسرتا"که بیشتر مردم از عمل به قانون الهی سرباز زدند وسر باز می زنند و به قوانین بشری پناه می برند که نتیجه آن درگیری، نزاع،خونریزی،تفرقه وبیچارگی است تا جامعه بشری به ادراک عقلانی وحیات دینی نرسد وبه سواد دینی مزین نگردد درماندگی بشر ادامه دارد لذا در روایات وارد شده است که در زمان ظهور امام زمان(عج الله تعالی...)عقل بشری  به گونه ای رشد می کند که همه نسبت به احکام دینی فقیه می شوند وبرنامه های زندگی را به سبک دینی وبراساس قانون الهی تنظیم می نمایند از این رو مردم آن زمان خوش بخت ترین مردم زمان خواهند بود.

نویسنده:حجت الاسلام والمسلمین حاج حسینی 

ادامه دارد...

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.