صنعت از دیدگاه امام جعفر صادق (علیه السلام)

بهره گیری هوشمندانه از منابع علمی تمدن اسلامی، به ویژه توجه به متون دینی و استنتاج اصول و قواعد علمی در رشته های مختلف، می تواند در بومی سازی منابع آموزشی و کمک آموزشی راهگشا باشد. تصور عمومی و اولیه دانشجویان و اساتید بر آن است که پیشوایان دین مبین اسلام بیشتر به حوزه فقه، اخلاق، عرفان و بخش هایی از علوم عقلی محض پرداخته، و نسبت به دانش تجربی به ویژه حوزه های کاربردی آن بی توجه بوده اند. مقاله پیش رو درصدد بیان غنای مکتب ائمه و توجه ایشان به مسائل مهم زندگی فردی و اجتماعی انسان هاست؛ ازاین رو، پس از طرح بیانات امام جعفر صادق (ع) از کتاب گران سنگ تحف العقول درباره صنعت و مصنوعات صنعتی، در حد اولیه به تشریح آن خواهیم پرداخت. در این مقاله نشان داده می شود که حضرت با دید مثبت نسبت به صنایع و تایید عمومی و همه جانبه بر آن، دو دسته قیود برای مصنوعات قائل اند: توجه به منع های شرعی که بخش بسیار معدودی از صنایع را دربرمی گیرد؛ و قیود اخلاقی.

معنای صنعت

در فرهنگ نامه معین «صنعت» این گونه تعریف شده است:

وسیله ای است که بشر بدان عقیده خود را راجع به کمال بیان می کند؛ هنر، کار، پیشه، حرفه؛ حیله، چاره؛ کلیه تغییراتی که بشر در مواد طبیعی می دهد، تا بهتر و بیشتر از آنها استفاده کند. [1]

بنابر این، «صنعتگر» یا صنعتکار فردی است که به صنعتی مشغول است.

از واژه های نزدیک به صنعت «فن» است. «فن» در فرهنگ معین به معنای مطلق «صنعت» و «هنر» آمده است. [2] البته در معانی دیگری مانند حال، گونه، فریب و حیله نیزبه کار می رود که مد نظر ما نیست.

در این نوشتار «فن» به معنای مهارت در اجرای کارهای معین و روش های تولید محصولات خاص به کار برده می شود که معادل «تکنیک»[3] است. با توجه به تعاریف فرهنگ معین، به ویژه تعریف آخر از صنعت که برگرفته از تعاریف جدید آن است، [4] در این نوشتار واژه «صنعت» به «مجموعه تغییرات ایجاد شده در مواد طبیعی توسط بشر به منظور استفاده از آن ونیز به محصول ایجاد شده» اطلاق می شود.

فناوری در معنای عمومی، مهارت و دانش انجام کار است. و به معنای خاص عبارت استاز تحلیل و طراحی، ساخت و بهره برداری، تعمیر و نگهداری و بهبود و ارتقا. امروزه فناوریحاصل دانشی است که در مراکز علمی پدید می آید.[5]

همان گونه که مشاهده می شود تعاریف متأخر نسبت به تعاریف متقدمان مفهومی خاص تر و محدودتر از صنعت ارائه می دهند.

در منابع علمی تمدن اسلامی بارها مفهوم صنعت بررسی و از آن استفاده شده است[6] که در ادامه به دو مأخذی که مباحث آن به موضوع این مقاله نزدیک تر است اشاره می شود. فارابی در بخشی از کتاب احصاء العلوم،[7] «علم حِیَل» را به دقت تعریف و تشریح می کند. [8] در تمدن اسلامی مفهوم حیل با تدابیر عملی و صناعات مختلف پیوند خورده است. فارابی علم حیل را به دو حوزه اصلی عددی و هندسی تفکیک می کند. وی در تشریح مفهوم حیل هندسی، از صنایع مختلف نام می برد، مانند مهندسی ساختمان، مسّاحی، ساختن ابزار نجومی، موسیقی، جنگ افزار، و حتی «حیل مناظریه» که استفاده از وسایل آنها نیروی بینایی انسان را افزایش می دهد، ساختن آینه های سوزان و حیل آن، ساختن ظرف های عجیب، و تهیه ابزار برای صنایع بسیار که طیف وسیعی از تمام صنایع آن زمان را دربرمی گیرد. [9]

حیل هندسی فارابی کم و بیش مترادف صناعة الحیل و مشابه دانش و روش پدیدآوری صنایع، مصنوعات یا کالاهای ساخته شده در حوزه های خاص، و نیز به طور کلی تکنیک است که در بالا به آن اشاره شد. به عبارت دیگر، نتیجه اعمال علم الحیل، حیل هندسی است. از برخی جنبه ها حیل هندسی فارابی بر مفهوم مهندسی کاملا منطبق است. اگر تعریف فارابی از علم حیل به حیل هندسی محدود شود، آنچه حاصل می شود کمابیش بر تعریف جدید فناوری درحوزه های خاص مهندسی و کاربردی منطبق می گردد، که موضوع مورد بحث این مقاله است. «رساله صناعیه» مهم ترین اثر ابو القاسم میرفندرسکی (1050-970 ق)از حکما و عرفای امامیه به زبان فارسی است. وی در این رساله صناعت را به مفهومی بسیار گسترده به کار گرفته شامل هرچیزی می داند که از قوای عاقله و عامله آدمی حاصل شود. صنایع و علوم نزد او تفاوت چندانی با هم نداشته، نجوم، طب و نظایر اینها نیز، از زمره صنایع شمرده می شوند. همین تعبیر موسّع از صنایع امکان استفاده مستقیم از کتاب را در زمان حاضر دشوار می سازد. از این رو، نویسنده مقاله «معنای صنعت در حکمت اسلامی: شرح و تحلیل رساله صنایعه میرفندرسکی» نیز، به رغم تلاش برای یافتن پاسخ به مهم ترین پرسش مقاله درباره تناسب صنعت به معنای جدید آن با صنعت از دیدگاه میر فندرسکی، پاسخی درخور نمی یابد. [10] مرحوم سید جلال الدین آشتیانی در کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ضمن معرفی رساله صناعیه، بخش هایی از آن را درج کرده است. وی به قابلیت یا عدم توانایی دستیابی به فناوری و صنایع جدید با استفاده از نگرش میرفندرسکی اشاره ای نکرده است [11]مطلبی که موضوع اصلی این مقاله است. [12]

متن

در ابتدای مقاله، سخن را با درج حدیثی از امام جعفر صادق (ع) در خصوص صناعات، ازکتاب تحف العقول، [13] مزین کرده با استناد به آن به بررسی و تحلیل موضوع خواهیم پرداخت؛ اگرچه واضح است که بیانات حضرت در این باره به حدیث ذیل محدود نمی شود.

و اما تفسیر الصّناعات: کلّ ما یتعلّم العباد أو یعلّمون غیرهم من صنوف الصّناعات مثل الکتابة و الحساب، و التّجارة و الصّیاغه، و السّراجة و البناء، و الحیاکة و القصارة، و الخیاطة، و صنعة صنوف التصاویر ما لم یکن مثل الرّوحانی، و أنواع صنوف الآلات الّتی منها منافعهم و بها قوامهم، و فیها بلغة جمیع حوائجهم، فحلال فعله و تعلیمه و العمل به و فیه لنفسه أو لغیره و إن کانت تلک الصّناعة و تلک الآلة قد یستعان بها علی وجوه الفساد و وجوه المعاصی، و یکون معونة علی الحقّ و الباطل، فلا بأس بصناعته و تعلیمه، نظیر الکتابة الّتي هي علی وجه من وجوه الفساد منتقویة معونة ولاة الجور، و کذلک السّکّین و السیف، و الرّمح و القوس، و غیر ذالک من وجوه الآلة الّتی قد تصرف إلی جهات الصّلاح و جهات الفساد، و تکون آلة و معونة علیهما، فلا بأس بتعلیمه و تعلّمه و أخذ الأجر علیه و فیه و العمل به و فیه لمن کان له فیه جهات الصلاح من جمیع الخلائق... .

و اما تفسیر صنایع: هرگونه صنعتی که بندگان فراگیرند یا به دیگران آموزش دهند از قبیل: نویسندگی، حسابداری، بازرگانی، زرگری، زین سازی، ساختمان [سازی]، بافندگی، لباس شویی، دوزندگی، ساختن انواع صورت ها به جز صورتگری از جانداران، ساختن انواع ابزار و آلات که مورد نیاز بندگان است و برای آنان سودآور و مایه ماندگاری و راحتی زندگانی است، پس ساختن و آموختن و به اجرا درآوردن همه اینها برای خود یا دیگری، حلال است و گرچه از این صنعت ها و این ابزار و آلات در جهت فساد گستری و گناهان گوناگون استفاده شود و نیز در صورتی که مورد استفاده حق و باطل -هردو- قرار گیرد، ساخت و آموزش آن هیچ اشکالی ندارد. مانند نویسندگی که [امکان دارد] درجهت فساد گستری و فتنه انگیزی به کار گرفته شود از قبیل: تقویت در جهت یاری رساندن به کارگزاران حکمرانان ستمگر.

همچنین است استفاده از کارد، شمشیر، نیزه، کمان و امثال اینها از انواع ابزار و آلات که بسا هم در راه صلاح و خیر و هم در راه فساد به کار گرفته می شود و در هر دو صورت مورد استفاده می تواند باشد؛ لذا یاد دادن و یاد گرفتن و مزدستاندن بر آن و در آن و انجام دادن آن و در آن، برای کسی که در او جهات صلاح باشد بلامانع است؛ ولی بر همگان حرام است که آن را به شکلی دربیاورند تا در جهت فساد و زیان به کار رود. بر استاد و شاگرد این صنعت ها گناه و بازخواستی نیست؛ زیرا در آنها منافع جهات صلاح رجحان دارد و پایندگی و ادامه زندگی نوع مردم وابسته به آنها است.

همانا گناه و وزر و وبال آن فقط شامل کسی می شود که آنها را در راه های فسادو حرام به کار می گیرد و این از آن جهت است که خداوند تنها صنعتی را تحریم کرده که تمامی آن حرامکاری باشد و فساد محض بشمار آید؛ مانند ساختن تارها، نی ها، شطرنج ها، ابزار بازی [قمار]، صلیب ها و بت ها، که همه اینها را حرام اعلام فرموده است و آنچه مانند اینهاست از قبیل: ساختن نوشیدنی های حرام و آنچه که از آن فساد محض برخیزد و در آن هیچ گونه مصلحتی نباشد و خیری از آن به دست نیاید که همه اینها که یاد گرفتن و یاد دادن و به کار گیری و مزدگرفتن بر آن و هرگونه تصرفی در آن از جمیع وجوه حرکات حرام است مگر اینکه صنعتی باشد که در صنعت های دیگر [که حلال اند] به کار گیری شود؛ گرچه در آن تصرفی صورت گیرد و در یکی از موارد گناه و خلاف به کار آید و شاید چون وجه صلاحی در آن است، یادگیری و یاد دادن و به کار گیری آن، حلال و بلامانع اعلام شده است. ولی کسی که آن را در غیر راه حق و حلالبه کار می برد، حرام و نامشروع است. این بود تفسیر و بیان راه امرار معاش بندگان و آموختن تمام راه های درآمد و سودآور برای ایشان. [14] [15]

شرح حدیث[16]

1- صنعت و قلمرو آن

فرد عادی در پاسخ به پرسش «صنعت چیست؟» بلافاصله فهرستی از نمونه های مصنوعات فناوری شده را برخواهد شمرد؛ چراکه صنعت و دستاوردهای صنعتی در تمام وجوه زندگی ما نفوذ کرده است. راه و ساختمان و تجهیزات مربوط به آن، لباس، پارچه و صنایع بافندگی، پزشکی و تجهیزات آن، انواع مختلف خودروها، ابزار متنوع و متعدد که در زندگی روزمره استفاده می شوند، نمونه هایی از مصنوعاتی اند که زندگی انسان ها با آنها پیوند خورده است.

اجسام اطراف را می توان به دو دسته طبیعی و مصنوعی تفکیک نمود. سنگ یا تنه درختی که برای نشستن انتخاب می شوند یک صندلی طبیعی اند که بدون ایجاد تغییر در آنبرای هدف مشخص به کار گرفته می شوند. بشر با الهام از اشیای طبیعی و موجودات زنده باایجاد تغییر در اجسام از آنها برای برآوردن نیازها و خواسته های خود استفاده می کند. فرایند تبدیل به تدریج دقیق تر و حساب شده تر صورت می گیرد؛ مثلا به تدریج انواع مختلفی از صندلیبرای راحت نشستن انسان پدید می آید. به دانش و مهارت تبدیل اشیای طبیعی به اجسام مصنوعی «فناوری» گفته می شود. نمود عینی فناوری، محصولات صنعتی اند. به عبارت دیگر صنعت مواجهه مستقیم بشر را با فناوری فراهم می آورد.

تفاوت تنه درخت با صندلی، فناوری نهفته در صندلی مصنوعی است که چوب تنه درخت را به صندلی راحت و چشم نوازی تبدیل کرده است. بنابر این صنایع، عبارت اند از اجسام مصنوعی ای که حاصل تغییر اشیای طبیعی برای برآوردن اهدافی خاص اند. بیانات حضرت امام جعفر صادق (ع) ناظر به مصنوعات حاصل از تلاش آگاهانه بشری است.

صنایع موجب تغییر وضعیت یا حالت می شوند. انسان هیچ گاه از وضع موجود راضی نیست و همواره در جهت بهبود و ارتقای زندگی خود حرکت می کند. او مهم ترین عامل آسایش و رفاه، و دستیابی به آرزوهای بلند پروازانه خود را در خلق صنایع مختلف یافته، با اختراع و نوآوری و پدید آوردن محصولات صنعتی در پی ایجاد وضعیتی بهتر از گذشته و حال است. از این رو صنایع نقشی اساسی در زندگی بشر ایفا کرده، لاجرم با اهداف و آرمان های انسان درزندگی پیوند خورده است. ایشان نیز، بر نقش تأثیرگذار صنایع در زندگی بشر تأکید دارند که در بخش بعد به آن اشاره می شود.

در ادامه به نقش و کارکرد صنایع از دید امام صادق (ع) می پردازیم. نکته شایان توجه اینکه آن حضرت بر مصنوعات به مثابه نمادهای عینی و تحقق یافته تأکید می کنند تا تشریح ذهنی مفاهیمی مانند فن و فناوری، صنعت و مصنوعات و نظایر آن که بیشتر به حوزه فلسفهتعلق دارند. ما نیز به استثنای تعاریف ارائه شده، متعرض آنها نمی شویم.

در بیان امام، قلمرو صنایع بسیار وسیع بوده، افزون بر تمام شاخه های فعلی صنعت، حوزه های دیگری همچون هنر و بخشی از علوم انسانی را نیز دربر می گیرد. به عبارت دیگر، قلمرو صنایع به تعریف واژه نامه های معین و دهخدا بسیار نزدیک است، اما نه در وسعتی کهمیر فندرسکی آن را معنا می کند. از این رو می توان صنایع را در ادبیات حضرت شامل مصنوعات فنی و هنری دانست. به عبارت دیگر، در بیان حضرت، هم مصنوعات فنی و هممصنوعات هنری در مقوله صنعت قرار می گیرند. مهم ترین تمایز مصنوعات هنری از مصنوعات فنی آن است که مصنوعات هنری واجد کارکردهای عملی نیستند. این وجه تمایزدر تعیین اهداف اولیه در زمان طراحی پایه ریزی می شود. البته شاخه ای از هنر همچون مصنوعات فنی دارای اهداف عملی اند، مانند «طراحی صنعتی» و «تزیینات و دکوراسیون» ونظایر اینها. گویا بیان حضرت در خصوص مصنوعات هنری ناظر به همین قسم از هنر است.

2- اهداف و کارکردهای اصلی صناعات

از دیدگاه حضرت، صنایع سه ویژگی و کارکرد اساسی دارند:

-سودمندی؛ صنایع برای بشر نافع اند.

-پایدار سازی؛ صنایع مقوم و پایدار کننده اجتماعات انسانی اند.

-آسایش مندی؛ صنایع باعث آسودگی، رفاه و راحتی اند. [17]

بنابر این، از دیدگاه آن حضرت، مصنوعاتی که با این سه عامل اساسی همراه باشند، توجیه پذیراند.

شایان توجه اینکه صنعت برای تأمین نیازهای اولیه انسان مانند غذا و سرپناه نیست، که انسان های اولیه و حتی حیوانات این نیازهای خود را بدون ابزارهایی که اینک صنعت خوانده می شود، تأمین می کردند. بلکه صنعت عاملی است که موجب تحول و تکامل اجتماعی می شود. این بُعد صنعت ناظر به نقش یگانه آن در استحکام اجتماعی و رفاه و آسایش انسانی است.

از بیان حضرت به وضوح می توان نتیجه گرفت که ایشان صنعت را پدیده ای مثبت تلقی می کنند. به نظر ایشان مصنوعات افزون بر آسان کردن زندگی موجب قوام و پایداری اجتماعات انسانی شده، در زندگی انسان ها اهمیت خاصی دارند. صنایع افزون بر ایجاد تحول و تکامل در زندگی بشر بخش مهمی از زندگی انسان ها را تشکیل می دهند.

تأثیرات منفی صنعت به استفاده نابجا از آن محدود می شود. به عبارت دیگر، تأثیرات منفی مصنوعات در نحوه کاربرد آنهاست نه در ذات آنها و همین جنبه صنعت است که با مسائل انسانی، اجتماعی، اخلاقی و شرعی پیوند می خورد. در آموزه های حضرت به وضوح خنثی بودن صنعت از نظر اهداف و چرایی، رد می شود. صنعت وسیله ای برای تحقق برخی نیازها و خواسته های انسان ها است و در تعالیم دینی بر رفع آنها در راستای تعالی انسان تأکید می شود. در نتیجه صنایع مستقیما با آموزه های دینی که راه تعالی و تکامل انسانی را تشریح می کنند، مرتبط اند.

از یک نظر، مصنوعات طبیعتی دوگانه دارند: طبیعت فیزیکی؛ و طبیعت عملکردی. طبیعت فیزیکی به ویژگی های فیزیکی مانند اندازه، رنگ، شکل، نوع ماده، شیوه کارکرد و نظایر اینها مربوط می شود و طبیعت عملکردی به نوع کارکرد و نقش آن در رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده. البته این دو طبیعت با یکدیگر در تعامل اند و لزوما نسبتی با یکدیگر دارند. حضرت در بیانات خود متعرض ماهیت فیزیکی مصنوعات نمی شوند.

در حوزه عملکردی نیز، صنعت می تواند دو کارکرد داشته باشد: کارکرد اصلی؛ و کارکردفرعی. کارکرد اصلی عبارت است از کارکردی که همان طراح و سازنده در ابتدا برای تحقق آن اقدام نموده است؛ و کارکرد فرعی به کار گیری صنعت مزبور در جهتی متفاوت با هدفاصلی و یا خلاف آن است. به عبارت دیگر، کارکرد اصلی معطوف به طراحی، و کارکرد دوممعطوف به بهره بردای است.

برای نمونه، کارکرد اصلی کتاب، تعلیم و انتقال دانش است اما از آن می توان برای مقاصد اقتصادی مانند چاپ و نشر، و تخمیر برای حصول خمیر کاغذ و نظایر آن استفاده نمود. افزون بر این، هدف کتاب ثبت و ضبط و انتقال حقایق است؛ اما می تواند در جهت تحریف واقعیت و قلب حقیقت نیز به کار رود. و یا کارکرد اصلی صندلی نشستن بر روی آن است اما می توان ازآن به جای چارپایه برای تعویض لامپ استفاده کرد.

همان گونه که اشاره شد معمولا کارکرد اصلی در زمان طراحی معین می شود و کارکردهای فرعی به زمان بهره برداری از آن معطوف است. [18]بنابر این کاربران می توانند از یک مصنوع منظورهای مختلف داشته باشند، اگرچه هدف طراح آن چیز دیگری باشد. نمونه آن انرژی اتمی حاصل از شکافت هسته اتم هاست. این فناوری می تواند در جهات کاملا عمومی و مفید،  (مانند رادیو داروها که برای مقاصد تشخیصی و درمانی بیماری های صعب العلاجبه کار می رود و همچنین پرتودهی محصولات کشاورزی و استریل کردن تجهیزات پزشکی و پرتودهی بافت های ناهنجار بدن و موراد متعدد دیگر) و یا به عنوان سلاحی نابودگر استفاده شود. مثال امام صادق (ع) در خصوص نویسندگی تحت همین تفکیک قرار می گیرد. حتی ابزار دفاعی زمانی توجیه پذیراند که در جهت حفاظت از جامعه و دفاع از خود در برابر تهاجم بیگانگان به کار گرفته شود. در بیان آن حضرت جهت گیری ها به هردو ساحت کارکردی مربوط می شود. از صنعت و مصنوعاتی که به منظور رفاه انسان، پایداری و استحکام بیشتراجتماعات بشری طراحی شده اند نباید در جهت تزلزل جامعه بشری استفاده کرد. از این رو، به جهت اهمیت جنبه کاربردی صنعت، در زمان طراحی دستاوردهای صنعتی، ضمن توجه به جهت گیری های صلاح بخش یا فسادانگیز آن باید به نحوه به کار گیری آن نیز توجه شود. نکته مزبور به اندازه ای است که باب بحثی عمیق را می گشاید.

از بیان حضرت چنین برداشت می شود که مصنوعات ماهیت مفعولی دارند. به عبارت دیگر، آنها به کار گرفته می شوند نه اینکه انسان ها را خودآگاه یا ناخودآگاه به کار گیرند؛ زیرا میزان هوشمندی یا پیچیدگی دستگاه این ماهیت را تغییر نمی دهد. اگر فعلی از آنها سر می زند به تبع برنامه ای است که طراح برای آن درنظر گرفته است. فناوری به رغم قدرت بخشی به انسان، به شدت محدود کننده نیز است. انسان تکنولوژیک خود را محدود می کند که از طریق مصنوعاتی که خود ابداع کرده است عمل کند. و این خطری است که می تواند انسان را اسیر مصنوع خود سازد. حضرت بر کنترل فناوری توسط انسان تأکید دارد. رابطه انسان و مصنوعات باید رابطه فاعل و مفعول باشد چرا که فقط در این صورت کنترل فناوری وجهت مند کردن آن از نظر انسانی و اخلاقی امکان پذیر است. این جهت گیری فاعل مداری، از اهدافی که حضرت برای صنایع ترسیم می کنند، استنتاج می شود؛ چرا که انسان ها گرچه سازنده مصنوعات اند، موجودی مخلوق و فکور شمرده می شوند. به قول مامفورد «چنانچه همه ابداعات مکانیکی پنج هزار سال گذشته ناگهان ازبین برود، خسارت اسف باری به زندگی بشر وارد می آید، اما بشر همچنان انسان باقی می ماند» . [19]

بنابر این می توان گفت، صنایع ماهیتی دوگانه دارند. ماهیتی که به کارکرد آن در زمان طراحی معطوف است و کاربردهایی که هنگام بهره برداری مد نظر قرار می گیرد که در هر دو مرحله باید به اهداف سه گانه صنایع توجه نمود.

از تعالیم حضرت به وضوح استنباط می شود که مصنوعات فی نفسه هدف نبوده، تابع اهداف اصلی و اساسی انسان هایند و مؤلفه های اصلی زندگی نباید مورد تهاجم صنایع قرار گیرند.

3- جهت گیری شرعی صنایع

از نگاه حضرت صنایع از نظر شرعی خنثی نبوده، شارع مقدس دسته ای را تأیید و دسته ای را رد و منع نموده است. به عبارت دیگر، هرچند دین مبین اسلام پیروان خود را به صنعت و صنعتگری تشویق و آن را مایه قوام و عامل رفاه دانسته، پاره ای از صنایع را منع نموده است. البته پرواضح است که اصل بر تأیید صنایع است نه رد آن. [20]این نکته با توجه به نمونه مزبور در بیان امام آشکار است؛ چرا که بخش بسیار کوچکی از مصنوعات مشمول تحریم شرعی واقع می شوند؛ چرا که ایشان تأکید می کنند، چنانچه صنایعی که مشمول منع شرعی اند، بخشی از صنایع بزرگ تر مجاز را تشکیل دهند، از شمول منع شرعی خارج می شوند. اگر برداشت نگارنده صحیح باشد، تمام صنایع واجد سه ویژگی مزبور در بند «اهداف و کارکردهای اصلی صناعات» ، از نظر شرعی مجازاند.[21]

البته بحث جهت گیری شرعی صنایع در چارچوب آموزه های اسلامی معنا می یابد، برای توضیح بیشتر به برهان منطقی زیر توجه شود.

نسبت منطقی مصنوعات با احکام شرعی را می توان چنین ترتیب داد:

1- مصنوع الف با هدفی ناسازگار با احکام شرعی ساخته شده است.

2- ساخت هر مصنوعی که هدفش با شرع سازگار نیست حرام است.

3- پس ساخت مصنوع الف حرام است.

استدلال هنوز ناقص است؛ چرا که نتیجه 3 که خود، یک حکم شرعی است مستقیما از 1 و 2 منتج نمی شود. فردی که با ناسازگاری هدفش با شرع مخالف و یا به حکم بند 2 پایبند نیست، به نتیجه 3 نیز مقید نخواهد بود. باید مقدمه زیر را به مقدمات فوق افزود: «به کارگیری هرچیز ناسازگار با شرع جایز نیست» . این مقدمه نه یک واقعیت بلکه خود یک حکم شرعی است که چون به مقدمات افزوده شود می توان به نتیجه 3 وارد شد.

نکته درخور توجه اینکه پاره ای از صنایع مستقیما به منظور کمک به اجرای بهتر اعمال شرعی طراحی و ساخته شده اند. مثلا وسایل مکانیکی یا الکترونیکی ای برای ثبت و شمارش رکعات نماز ساخته شده اند یا ابزارهای نوری و الکترونیکی ای که برای تعیین جهت قبله یا تشخیص دقیق اوقات شرعی به کار می روند، بیانگر کارکردهای مستقیم صنعت در مسائل شرعی اند.

در هرحال، در خصوص جهت گیری ها و احکام شرعی مترتب بر مصنوعات باید فقهای بزرگوار، با استناد به آیات ذیربط قرآن مجید و روایات و احادیث مرتبط، نظر دین مبین اسلام را بیان دارند. از این رو، بیش از این به این موضوع نمی پردازیم. [22]

4- جهت گیری اخلاقی صنایع

صنعت به جز کارکرد عملیاتی، کارکردی ارزشی و اخلاقی نیز دارد که در چند دهه اخیر به نحو گسترده ای به آن پرداخته شده و فلسفه های متعددی در باره مسائل اخلاقی فن و فناوری و صنعت شکل گرفته است که اینک بخش مهمی از موضوع فلسفه فناوری را تشکیل می دهد.

بر اساس بیانات حضرت، صنایع از نظر اخلاقی نیز بی طرف نیستند که به جهت اهمیت مطلب، آن را در بخش جداگانه ای با تفصیل بیشتر بررسی می نماییم.

جهت گیری اخلاقی صنایع

در مجموع، دانش تجربی، علم را معرفتی تلقی می کند که نفیا و اثباتا متعرض ارزش های اخلاقی نشده، در نفس خود بی طرف شمرده می شود. اما جهت گیری همین معرفت در حوزه های کاربردی، کاملا ارزشی خواهد بود. به همین دلیل، فناوری و صنعت، به مثابه نمودهای عینی و کاربردی علم، با ارزش های اجتماعی و فردی پیوند خورده اند؛ چراکه صنایع مستقیما با قدرت، سودمندی، رفاه و آسایش، توسعه و عقب ماندگی، امنیت و ایمنی، سازندگی و تخریب، تهاجم و دفاع، سلامت و عدالت، استقلال و وابستگی، ثروت و فقر مرتبط اند. این واقعیت به وضوح بیانگر پیوند ناگسستنی صنعت و فناوری با ارزش های اخلاقی جامعه است. در یک قرن اخیر، به مباحث نسبتا جدیدی همچون اخلاق صنعتی، اخلاق مهندسی و اخلاق فناوری توجه خاص شده است. براساس مطالعات میدانی متعدد و تحلیل های گسترده، دستور العمل های (کدهای) اخلاقی[23] متعددی تدوین و به مرحله اجرا گذاشته شده است. باتوجه به اینکه اخلاق جوهره ادیان به ویژه دین مبین اسلام، است، لاجرم دین با هر فعل و شیئی که بتوان جهات اخلاقی در آنها تصور کرد، ارتباط می یابد.

حدود نیمی از مقاله «فلسفه تکنولوژی» دانشنامه فلسفه استانفورد به ابعاد اجتماعی واخلاقی فناوری اختصاص یافته است. [24] این مقاله، قرن بیستم را زمان آغاز مباحث مربوط به اخلاق فناوری برشمرده است. هرچند با آغاز انقلاب صنعتی در نیمه قرن هجدهم، فناوری به تدریج اما پرشتاب در تمام شئون اجتماعی رسوخ کرد، مباحثی مانند اخلاق مهندسی کاملا جدیداند (البته در غرب). یکی از علل تأخیر در پرداختن به این مسئله، غلبه دیدگاه ابزاری[25] برموضوع فناوری است. این دیدگاه، ارزیابی اخلاقی مثبتی از فناوری دارد؛ چرا که قابلیت ها وامکانات بشر را فزونی می بخشد. در این دیدگاه فقط مسئله استفاده بد و نابجا از فناوری مطرح است. این دیدگاه بر تز یا نهاده بی تفاوتی اخلاقی و بی جهتی انسانی فناوری، استوار است. در این مکتب، فناوری از نظر اخلاقی یا بایدها و نبایدهای ارزشی، خنثی و بی طرف بوده، کاربر در مرحله بهره برداری جهت گیری خوب یا بد آن را مشخص می کند. در نیمه اول قرن بیستم، نظریه پردازان مختلفی از جمله هایدگر[26] و ایلول[27] به شدت از بی طرفی فناوری انتقادکردند. در نیمه دوم قرن بیستم مفهوم فناوری کاملا از یک ابزار بی طرف فاصله گرفت و مفاهیم و تصورات جدیدی عرضه شد. مقاله مزبور می نویسد:

این تصورات مشتمل بر مفهوم تکنولوژی به معنای یک پدیده سیاسی (وینر، فین برگ، اسکلاو )، به مثابه یک فعالیت اجتماعی (لاتور، کالن، بیخکر و دیگرانیکه در حوزه علم و تکنولوژی تحقیق می کنند)، به عنوان یک پدیده فرهنگی (اید، بورگمان)، به عنوان یک فعالیت حرفه ای (اخلاق مهندسی، مانند دیویس)و به مثابه یک فعالیت شناختی[28]است. [29]

به رغم آثار علمی متعدد پدید آمده و با توجه به تنوع دیدگاه ها، هنوز پرسش های اساسی ای درباره اخلاق فناوری مطرح بوده، اخلاق حرفه ای و صنعتی موضوع تحقیقات گسترده نظری و کاربردی اند.

بیانات حضرت نشانگر خنثی نبودن صنایع از نظر اخلاقی است. از این رو، باید بین دو نوع صنعت تمایز قائل شد. صنعتی که به «صلاح» منجر می شود و صنعتی که «فساد» در پیدارد. اما این فساد نه در ذات صنعت بلکه در نوع و جهت به کار گیری آن است. به همین دلیل آموختن و آموزش دادن و ساختن و دستمزد گرفتن حتی به ازای نوع اخیر صنعت نیز مجاز اعلام شده، هرچند ممکن است از آن در جهت ناصحیح استفاده شود. بر این اساس دیدگاه حضرت نسبت به جهت گیری صنایع، دیدگاهی پیامدگرا است.

این دیدگاه اخلاقی بیانگر عدم جواز ایجاد هر صنعت ممکن؛ و در صورت ایجاد عدم جواز استفاده از آن برای دستیابی به هر هدفی است. به عبارت دیگر، ایشان برآن اند که نباید فقط دیدگاه تکنیکی بر صنعت حاکم باشد بلکه ضمن تحلیل و ارزش گذاری آن از جهات اخلاقی، باید نوع و جهت بهره برداری از آن نیز تعیین شود.

بنابر این، در توسعه صنایع، دو قید بزرگ اخلاقی و شرعی در مراحل طراحی و ساخت و استفاده و کاربرد مطرح اند. جهت گیری های شرعی، بیشتر در مرحله طارحی و ساخت و جهت گیری های اخلاقی غالبا در مرحله کاربرد فعال می شوند. و این خود، گواه بر آن است که صنعت باید کنترل شده پدید آید و مورد استفاده قرار گیرد. صنعت لجام گسیخته مد نظر اسلام نیست. به عبارت دیگر، منافع نهفته در صنعت منشأ انسانی دارد؛ از این رو مرزهای ایجاد و گسترش صنایع تا حدی است که به منافع و اصول اخلاقی انسانی خدشه ای وارد نشود. شایان توجه اینکه برخلاف دیدگاه ابزارگرا، حضرت صادق (ع) صنایع را از بدو پیدایش از نظر شرعی و اخلاقی بی طرف و خنثی نمی دانند، هرچند مهم ترین شاخص این جهت گیری ها در مرحله بهره برداری است.

در اینجا باید تأکید نمود که برخلاف جهت گیری شرعی، جهت گیری اخلاقی صنایع موضوعی فراقومی، فرادینی و جهانی است که در جوامع مختلف و مبتنی بر ارزش های اخلاقی هر جامعه ای درخور تحلیل است. لازم به تأکید است که دستور العمل های اخلاقی درحوزه حرف و فناوری، خود، تولید کننده ارزش ها و اصول اخلاقی جدید نیستند، بلکه از اصول و ارزش های اخلاقی ای بهره می گیرند که طی قرن ها بر جوامع انسانی ریشه دوانده اند. ایننکته، بحث اخلاقی صنایع را به منشأ و سرچشمه تعالیم اخلاقی و بایدها و نبایدهای فردی واجتماعی گسترش می دهد. در این مرحله مدد جستن از آموزه های دینی و تعالیم اخلاقی بزرگان دین می تواند شالوده محکمی برای دستور العمل های مزبور فراهم نماید.

افزون بر این، به رغم نظریه پردازی های فراوان، هنوز پرسش های اساسی در خصوص اخلاق فناوری و صنعت مطرح است. پرسش هایی همچون، آیا مباحث اخلاقی در صنایع ذاتی اند یا عرضی؟ آیا تمام فناوری قابل کنترل اند و یا فقط بخش هایی از آن؟ آیا فناوری به غایات انسانی مرتبط اند؟ اعتبار بایدها و نبایدهای ارزشی صنایع چگونه اثبات و تأیید می شود؟

پرداختن به این گونه پرسش ها، موضوع اخلاق صنعتی را از حوزه محسوسات محض به مباحث معقول و یا فلسفی تعمیم می دهد. در این موقعیت، اسلام با تکیه بر آموزه های غنیاخلاقی خود می تواند راهگشای بشر در پاسخ به پرسش های مربوط به اخلاق صنعتی وحرفه ای باشد. [30]

به عنوان جمع بندی عمومی، دیدگاه حضرت را می توان چنین خلاصه کرد که به رغم مفید و راهگشا بودن صنایع، صنعت و فناوری از همان آغاز پیدایش نسبت به مسائل اخلاقی خنثی و بی تفاوت نیستند. مباحث اخلاقی در حوزه حرفه ای به ساحت عملکردها و کارکردها مربوط شده، از سنخ نظریه پردازی عقلی محض شمرده نمی شوند؛ از این رو، دربردارنده تمهیدات ویژه ای برای رعایت آنها بوده، با اخلاق عملی پیوند وثیق می یابد.

از این رو اصول اخلاقی که در طراحی و ساخت محصولات باید رعایت شوند، به صنعتگران و مهندسان آموخته می شود. مهندسان نمی توانند ادعا کنند که من فقط چیزی را می سازم که نیازی را برآورده سازد. هم نوع نیاز و هم شیوه برآوردن آن و هم تطبیق عملکرد آن با نیاز بسیار مهم است.

قوانین الهی به طور عام، و اخلاق صنعتی مکتب امام جعفر صادق (ع) به طور خاص، در پیرد و محدود کردن صنعت نیستند. بلکه ایجاد و گسترش صنعتی را توصیه می کنند که در جهت اهداف سه گانه پیش گفته باشد. بنابر این، انسان چون به هر صنعتی قادر شد نباید آن را پدید آورد و به کار بندد؛ مانند سلول های بنیادی. بنابر این، این دیدگاه هرچند گرایش تأییدآمیز نسبت بهایجاد و توسعه صنایع دارد، محدودیت هایی برای گسترش بی حد و حصر صنایع قائل است.

اوصاف صاحبان صنایع

در این بخش به نکته ای اشاره می شود که اگرچه به طور مستقیم به بحث اصلی مقاله مربوط نمی شود، در حوزه ساخت و تولید حائز اهمیت بوده، گواه دیگری مبنی بر تأیید صنایع مختلف از دید حضرت است. امام جعفر صادق (ع) در فرازی دیگر به برخی از خصوصیات اصحاب صنعت اشاره دارد.

هر صاحب صنعتی برای جلب مشتری و پیشرفت کار خود به سه ویژگی نیازدارد: در کارش ماهر و استاد باشد، رعایت امانت را در کار بنماید و هرکس کاری به او سپرد راضی و خشنودش سازد. [31]

به عبارت دیگر، حضرت سه ویژگی زیر را برای صاحبان صنایع قائل است:

الف) دانش و مهارت انجام کار[32]  (صنعتی)؛ تخصص گرایی.

ب) رعایت اخلاق، به ویژه امانت؛ اخلاق حرفه ای.

ج) جلب رضایت صاحبکار؛ مشتری مداری.

موضوع صنعت گری و فناوری ارتباط مستقیمی با کسب و کار دارد. کار و تلاش مهم ترینعاملی است که موجب رفاه و ثروتمندی انسان و جامعه انسانی می شود. صنعتگری نوعخاصی از کار است که با ساختن و افرینندگی انسان ها قرین بوده، ارزش آن نسبت بهکسب و کار معمولی دوچندان است.

نتیجه

مهم ترین نتایج این تحقیق عبارت اند از:

1- بر اساس حدیث امام صادق (ع)، صنایع، تمام مصنوعات فنی و بخش های زیادی ازمصنوعات هنری را دربر می گیرد. به ویژه با توجه به قید «مثل» ، یعنی از قبیل، مانند و نظیر، بحث حضرت فراتر از صنایعی است که به عنوان نمونه و مصداق بیان می شود. به عبارت دیگر، حیطه صنعت همان معنایی است که مشتمل بر هنر و نویسندگی و نظایر آن نیز می شود. یعنی معنای آن گسترده تر از مفهومی است که درحال حاضر به صنعت تعلق می گیرد.

2- بحث حضرت شامل سه حوزه اساسی در موضوع صنعت است: اهداف و کارکردها، ابعاد اخلاقی و جهات شرعی.

3- از دید حضرت با استفاده از مصنوعات، نه تنها زندگی آسان تر و راحت تر، بلکه موجب قوام و پایداری اجتماعات انسانی می شود. در ضمن، پرداختن به صنعت از راه های اساسی امرار معاش و تأمین درآمد مردم است. بنابر این ایشان صنعت را پدیده ای مثبت و مفید تلقی می کنند تا حدی که می توان لزوم و نوعی وجوب پرداختن به صنعت را از آن استنباط کرد. [33]

4- صنایع ماهیتی دوگانه دارند؛ ماهیتی که به کارکرد آنها در زمان طراحی معطوف است و کاربردهایی که هنگام بهره برداری مد نظر قرار می گیرد. از بیانات حضرت چنین استنباطمی شود که اهداف سه گانه صنایع باید در هر دو مرحله مد نظر قرار گیرد و اعمال شود.

5- از نظر حضرت، صنعت از یک سو فایده گرا و از سوی دیگر پیامدگرا است. همین خصلت فایده مندی صنایع است که بیشتر صنایع، حلال اعلام می شوند. قید این صنایع در نحوه استفاده از آنان است که باید در راه صلاح به کار روند نه فساد. با توجه به منافع صنایع و وابسته بودن ادامه زندگی مردمان به آن، تعلیم و تعلم آن لازم و ضروری است؛ حتی صنایعی که ممکن است در راه فساد به کار روند. [34]

بنابر این، به صنعت باید با دید فایده گرایانه نگریست. صنعتی که در آن هیچ گونه فایده ای متصور نیست، عبث است و نباید در پی تولید آن بود. در این دیدگاه، محاسبات فایده گرایانه در تنظیم برنامه های فناوری توجیه می شود.

6- صنایع از نظر اخلاقی خنثی نیستند. این موضوع، از خصلت پیامدگرای صنعت منتجمی شود. بر اساس تعالیم حضرت باید بین دو نوع صنعت تمایز قائل شد: صنعتی که به صلاح منجر می شود؛ و صنعتی که فساد در پی دارد. اما این فساد نه در ذات صنعت بلکه در نوع وجهت به کار گیری آن است. چون در صنعت بایدها و نبایدها مطرح اند، صنعت همواره با مسئولیت پذیری همراه است. صنعتگر نمی تواند خود را از پاسخ گویی مبرّا بداند. در اینجا مسئولیت با قواعد شرعی و اخلاق دینی پیوند می یابد. به دلیل گستردگی و غنای حوزه اخلاق عملی در اسلام، طراحی و استخراج احکام اخلاق صنعتی از منابع گستردۀ اخلاق اسلامی کاملا امکان پذیر است.

7- صنایعی که ماهیتا از نظر شرعی غیر مجاز شمرده می شوند بسیار محدود بوده، در صورت تلفیق با بخشی از صنایع مجاز دیگر مجاز شمرده می شوند. در این حالت مجددا نحوه استفاده از آنها مطرح است تا ذات آن صنعت.

8- با توجه به نکات فوق، در نظام اسلامی صنایع باید واجد دو پیوست شرعی و اخلاقی باشند.

در نهایت، جامعه ای که حضرت به تصویر می کشد صنعت در امور دنیوی نقش محوریدارد. جامعه ای که تمام ابزارهای مدرن برای قوام جامعه تأیید، و حمایت می شوند. در فلسفه امام، انسان همواره بر صنعت مسلط است؛ گزیده آن را پدید می آورد و با رعایت ارزش های اخلاقی از آن استفاده می کند.

منابع و مآخذ

1- قرآن کریم.

2- آشتیانی، سید جلال الدین (تهیه، تحقیق، مقدمه و تعلیق)، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، قسمت اول، تهران، انستیتو ایران و فرانسه پژوهش های علمی در ایران، 1351-

3- پازوکی، شهرام، «معنای صنعت در حکمت اسلامی: شرح و تحلیل رساله صناعیهمیر فندرسکی» ، خردنامه صدرا، تابستان 86، شماره 48، ص 106 -95-

4- حرّانی، شیخ ابو محمد، تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، آل علی، 1382-

5- غزالی، امام محمد، کیمیای سعادت، تصحیح حسین خدیو جم، تهران، شرکت انتشاراتعلمی و فرهنگی، چ اول، 1354-

6- فارابی، ابو نصر محمد بن محمد، احصاء العلوم، ترجمه حسین خدیو جم، تهران، بنیادفرهنگ ایران، 1348-

7- فرامرز قراملکی، احد و همکاران، اخلاق حرفه ای در تمدن ایران و اسلام، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1386-

8- فندرسکی، میر ابو القاسم، رساله صناعیه، تحقیق خسرو جمشیدی، قم، بوستان کتاب، 1387-

9 - مجلسی، محمد تقی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، اسلامیة، بی تا.

10- معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1371-

11- میچام، کارل، فلسفه تکنولوژی چیست؟، ترجمه مصطفی تقوی و دیگران، تهران، مؤسسه انتشاراتی ایران، 1388-

12- ،yhposolihP fo aidepolcycnE drofnatS،""ygolonhceT fo yhposolihP ""  (seirtne2009/ niw/sevihcra/ude. drofnatS. otalP). 2009  (ygolonhcet/ E}

&%00415TFTG004G%

 

پی نوشت ها

[1] معین،فرهنگ فارسی‌،ص 2167‌.

[2] همان،ص 2575.

[3] euqinhceT

[4] صنعت‌ کم‌ و بیش معادل yrtsudni است،که یکی‌ از‌ معانی اصـلی‌ آنـ‌ در‌ فرهنگ‌نامه‌های جدید بهفعالیت سازمان‌یافته‌ اقتصادی بـرای ساخت،استخراج و فراوری مـواد اولیـه اطلاق می‌شود.در هرحال،مفهوم صـنعت در مـعنای‌ عام‌ دربرگیرنده بخشی از مفهوم تکنیک نیز‌ است‌.

[5] مطابق‌ نظر‌ فرهنگستان‌ زبان و ادب فارسی‌،واژهـ‌«فـناوری»از چهار جزء«فن+میانوند الف+پسوند ور+ی مـصدری»تـشکیل شـده است؛و به قـیاس بـا ترکیباتی مانند‌ دلاوری‌،تـناوری‌ و جـنگاوری ساخته شده،و معنای آن«فنوری»است‌.این‌ فرهنگستان‌ واژه‌ فناوری‌ را‌ معادل واژه تکنولوژی قرار داده و به مـعنایداشتن و بـه‌کار گرفتن فن و روش‌های علمی در یک حـیطه خـاص و ورزیدگی در آن حـیطه تـلقی کـردهاست.این معانی با اسـتفاده از‌ پسوند اتصاف«ور»-که معانی دارندگی و ورزندگی را القا می‌کند-به واژهفناوری فهمیده می‌شود.تعریف فوق مـعادل تـعریف واژه‌نامه و بستر از فناوری است:«کاربرد دانـش در یـکحیطۀ خـاص»و یـا نـوعی‌ قابلیت‌ ناشی از بـه‌کار گـیری عملی دانش.به آدرس زیر رجوع شود: ygolonhcet/yranoitcid/moc.retsbew-mairrem.www

[6] مفهوم صنعت و صناعت(صناعة)در آثار دانشمندان اسلامی در دو حوزه کلی‌ بـه‌ کـار گـرفته شده است.دانشمندان و مهندسانی مانند سنان بـن ثـابت در رسـاله اصـول خـمسه و جـزری در کتاب الجامع بینالعلم و العمل النافع فی صناعة‌ الحیل‌ مبحث خود را در حوزه‌ صناعة‌ الحیل تعریف کرده‌اند.در اینمعنا صناعت بخشی از علوم کاربردی و به‌ویژه مهندسی است.دانشمندان دیگر مانند ابـن سینا،جلال الدین دوانی،میر فندرسکی،و نیز‌ اخوان‌ الصفا صنعت را در‌ معنای‌ عمومی‌تری به‌کار گرفته‌اند که نه تنها شامل علوم کاربردی و مهندسی می‌شود،بلکه هنر و معماری نـیز،‌ ‌تـحت این نام قرار‌ می‌گیرند‌.

[7] فارابی،احصاء العلوم،ص 89 و 90.

[8] فارابی علوم زمان خود را در پنج دسـته اصـلی«عـلم زبان»،«علم منطق»،«علم تعالیم(ریاضیات)»،«علم طبیعی و الهی»،«علم مدنی،علم فقه و علم‌ کـلام‌»قرار می‌دهد.وی علم تعالیم را به هفتبخش بزرگ علم عدد(عملی و نظری)،علم هـندسه «نظری و عملی»،علم مـناظر،عـلم نجوم،علم موسیقی،علم اثقال و علم حیل تقسیم می‌کند که‌ مقاله‌ پیش‌رو‌ به بررسی بخش اخیر-علم‌ حیل‌-پرداخته‌ است.

[9] همان،ص 91 و 92.

[10] پازوکی،«مـعنای صـنعت در حـکمت اسلامی:شرح و تحلیل‌ رساله‌ صناعیه‌ میر فندرسکی»،خـردنامه صدرا،تـابستان 86،شماره 48،ص 106-95.

[11] آشتیانی،منتخباتی از آثار حکمای الهی‌ ایران‌،قسمت اول.

[12] استفاده از منابع علمی قدیم در جغرافیای علمی جدید مستلزم‌ اتخاذ‌ رویکردی‌ اسـت کـه دو مـنبع مزبور(مقاله آقای پازوکی و متن مرحوم آشتیانی)فاقد آن هستند.نـویسنده‌،رساله‌ میر‌ فندرسکی را بارویکردی که گفته شد در دست بررسی دارد.

[13] کتاب ارزنده‌ تحف‌ العقول،تألیف عالم جلیل القدر ابـو مـحمد بـن علی بن حسین شعبه حرّانی از علمایبرجسته قرن‌ چهارم‌ هجری است کـه مـعاصر شیخ صدوق و شیخ مفید بوده است.این کتاب‌ ازمهم‌ترین‌ کتب حدیثی شیعه بشمار می‌آید.

[14] حـرّانی،تـحف العقول،ص 608 و 609.

[15] مقاله«کار و حقوق کارگر از دیدگاه اسلام»همین‌ معنا را از قول امام رضا علیه السّلام نقل می‌کند: «بدان ای رحمت شده الهی،هرچه را که بندگان خدا از کارهای صنعتی مثل نوشتن،حـساب،بـازرگانی،علم نجوم،پزشکی،ساختمان‌ سازی‌،علوم مهندسی و تصویر سازی غیر جانداران و ابزار آلاتی که به آنهانیاز دارند و دیگر صنایع که اساس زندگی بـر آنـهاست،یاد گرفتن آنها و انجام دادنـشان و گـرفتن مزدبرای آنها حلال است؛اگرچه‌ گاهی‌ در راه حرام از آنها استفاده می‌شود.(فرامرز قراملکی،اخلاقحرفه‌ای در تمدن ایران و اسلام،ص 400 و 401)

[16] مطالب و دسته‌بندی که از این پس ارائه می‌شود برداشت نگارنده از حـدیث یـاد‌ شده‌ است که قـطعانسبت بـه اصل مطلب ناقص است و باید تصحیح و اکمال شود.

[17] آسایش یعنی تغییر محیط زیست به نحوی که راحـتی و سـهولت را در زنـدگی برای انسان‌ به‌ ارمغان آورد.

[18] بـرخی کارکردها حالت نمادین‌ و یا‌ اعتباری دارد.مثلا اسکناس در نفس خود واجد ارزش خاصی نیستولی اعتبار کنندگان‌ برای‌ آن‌ ارزشـی ‌ ‌قـائل شده‌اند که حتی سنگ‌های قیمتی واجد آن ارزش نیستند.البته صنایعی هستند که‌ هم‌زمان‌ کـاربردهای مـتفاوتی دارنـد.

[19] میچام،فلسفه تکنولوژی چیست؟،ص 32 و 33.

[20] بین صنایع محرّمه و مـکاسب مـحرّمه باید تمایز قائل‌ شد‌.به‌ عنوان مثال از 14 کسبی که درتحریر‌ الوسیله‌ امام‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ مشاغل حرام نام بـرده مـی‌شود،فـقط یک مورد آن،یعنیمجسمه‌سازی انسان و حیوان،به نوعی به صنعت مـرتبط می‌باشد.

[21] پس از اینکه حـضرت بـه صنایع محرمه اشاره می‌کنند،در خصوص موارد‌ اسـتثنا‌ مـی‌فرمایند‌:«...إلاّ أنـتکون صناعة قد تنصرف إلی جهات الصّنائع،و إن کان قـد یـتصرّف بها و یتناول بها‌ وجه من وجوهالمعاصی،فلعلّه من الصّلاح حلّ تعلّمه و تعلیمه و العـمل بـه...»از این‌ بیان چنین برداشت مـی‌شود‌ کـهچنانچه‌ صنعتی از صـنایع غـیر مـجاز در صنایع مباح و جایز به کار گـرفته شـود،که در نتیجه حاصله،احتمال صلاح برود،تعلیم و تعلم و بهره‌گیری از آن جایز می‌شود.

[22] می‌توان‌ از‌ بیان حضرت چنین برداشت نمود که همه صنایع مباح هستند؛به‌ عبارت‌ دیگر،تمام صنایعمشمول اصل اصالة الاباحه می‌شوند.در این صورت،این اصل در ذیل اصل کـلی‌تر‌ و عـمومی‌تر‌ قرآنیقرار‌ می‌گیرد که:«هو الّذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا...».(بقره(2):29‌)بنابر‌ این‌ بشر را نمی‌تواناز هیچ صنعتی محروم نمود مگر به قید شرعی مـستند بـه ادله‌ شرعی‌.

[23] کـدهای‌ اخلاقی،خود تولید‌ کننده‌ ارزش‌ها و اصول اخلاقی جدید‌ نیستند‌ بلکه از اصول و ارزش‌هایاخلاقی بهره می‌گیرند که توسط جوامع بشری مورد پذیرش قرار گرفته‌ و در‌ عمل رعایت می‌شوند.

[24] .2009,yhposolihP fo aidepolcycnE drofnatS,""ygolonhceT fo yhposolihP

[25] .evitcepsrep latnemurtsnI

[26] .reggedieH

[27] .lullE

[28] ytivitca evitingoC

[29] .2009,yhposolihP fo aidepolcycnE drofnatS,""ygolonhceT fo yhposolihP""

[30] البته این‌ امر‌ زمانی‌ میسر است که رویـکردی نـوآورانه و مولّد نسبت به‌ بهره‌گیری‌ از مـنابع دیـنی حـاکم باشد.

[31] کلّ ذی صناعة‌ مضطرّ‌ الی ثلاث خلال یجتلب بها المکسب،و هـو:أن یـکون حاذقا بعمله،مؤدیّا للاماناتهفیه،مـستمیلا لمـن استعمله‌.(حرانی‌،تحف العقول،ص 581)

[32] پیامبر اسلام می‌فرماید:«من عمل علی غیر علم کان‌ ما‌ یفسد اکثر ممّا یصلح؛کسی که کاری‌ را‌ بدون‌ علمو دانـش انـجام دهد افسادش بیشتر از‌ اصـلاحش‌ اسـت.(مجلسی،بحار الأنوار،ج 74،ص 153،ح 87)

[33] به عنوان نمونه،از بیان غزالی در توضیح حدیث مـشهور«طلب العلم فریضة علی کل مسلم»می‌توانبه وضوح چنین برداشت نمود:علومی که فراگیری آنها واجب کفایی است،تمامی بخش‌هایی‌ را‌ کهجهت رفاه این جهان ضروری است دربر می‌گیرند.(غزالی،کیمیای سـعادت،ج 1،ص 138-131،در طـلب علم کردن)

[34] افزون بر این،از آموزه‌های حضرت مـی‌توان چـنین بـرداشت نمود که‌ برای طراحان،آموزش‌دهندگان وبهره‌برداران از مصنوعات فنی و هنری باید دوره‌های آموزش اخلاق و جـهان ویـژه شـرعی پیش‌بینیکرد تا متعلمان با اخلاق صنعتی بدان‌گونه که اسلام بنیان نهاده آشنا شوند و بـه آن عـمل‌ کنند‌.این آموزش باید در مراحل مختلف صورت گیرد.در هر مرحله‌ای موقعیت افراد مـتفاوت اسـت.افـرادیکه فقط مصرف کننده مصنوعات هستند و طیفی که تولید کننده و دسته‌ای که طراح‌اند.

منبع : «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی» پاییز 1390 - شماره 4 , غلامحسین رحیمی

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.