باور به منجی و موعودگرایی در ادیان

باور به منجی آخرالزمان، یک امر غیر عقلانی نیست از اینرو هم یک مسلمان هم یک مسیحی،یهودی، زرتشتی و هر فرد دینداری، با عقل عرفی می تواند آن را بپذیرد، به شرطی که دلایل وجود آن را بتواند از گفته های پیامبران به دست آورد. البته اگر کسی باور به پیامبران نداشته باشد، قطعا" پیش بینی های آنها در مورد پایان تاریخ و آخرالزمان و وعده ی آمدن منجی را نیز نخواهد پذیرفت. منتظران واقعی به آمدن منجی فقط به عنوان یک شخص نمی نگرند بلکه انتظار آنها تحقق جامعه ای آرمانی است که از ابتدای تاریخ به نوع بشر وعده داده شده است.

باور به منجی و یک نجات دهنده در آخر الزمان از مشترکات میان ادیان مختلف است. به عبارتی اگر چه ادیان مختلف، دین خود را به عنوان آخرین و کامل ترین راه هدایت به پیروان خود معرفی کرده اند اما در عین حال به وجود یک منجی معتقدند. باور به منجی آخرالزمان، یک امر غیر عقلانی نیست از اینرو هم یک مسلمان هم یک مسیحی،یهودی، زرتشتی و هر فرد دینداری، با عقل عرفی می تواند آن را بپذیرد، به شرطی که دلایل وجود آن را بتواند از گفته های پیامبران به دست آورد. البته اگر کسی باور به پیامبران نداشته باشد، قطعا" پیش بینی های آنها در مورد پایان تاریخ و آخرالزمان و وعده ی آمدن منجی را نیز نخواهد پذیرفت.

اگر ما این دسته از افراد بی باور را از جمعیت کل جهان استثناء کنیم باز هم با تعداد قابل توجهی از انسان ها روبروییم که اهل ایمان و باور دینی قوی هستند؛ باوری که به آنها امید می بخشد با وجود رنج ها و سختی های بی شمار زندگی و دیدن ظلم و بی عدالتی ها در دنیا، از پا نیفتند و کم نیاوردند و چشم به راه روز موعود و ظهور منجی باشند که وعده های الهی پیامبران را محقق سازد. فرق اینگونه از انسان ها با دسته ی قبلی که اعتقادی به آمدن نجات بخشی مصلح و عادل _که قدرت ایجاد مدینه ای فاضله را داشته باشد_ ندارند در برخورداری از ((امید)) است. این امید به یک منجی الهی است که تحقق آرمانها و ایده ال های همیشگی بشر را ممکن می داند. آرمانی که به انسان ها، گذشته از اینکه چه رنگ و زبان و نژادی داشته باشند و یا اینکه از چه سرمایه های مادی یا فرهنگی برخوردار باشند وعده ی برقراری عدالت،صلح و امنیت و خوشبختی می دهد و در آنها میل به حرکت و تلاشی خستگی ناپذیر را بوجود می آورد.

مهم ترین اثر انتظار برای تحقق وعده ی الهی در برپایی جهانی عاری از ظلم، بی عدالتی، جنگ، خونریزی و سرگشتگی، ایجاد نیرو و انگیزه ای قوی در جهت حرکت، رشد و تعالی انسان منتظر می باشد. در نظر داشتن ویژگی های جامعه موعود، برای منتظران خط مشیء و جهت گیری تعیین می کند و نوع کنش های فردی و اجتماعی آنها را هدفمند می سازد.

منتظران واقعی به آمدن منجی فقط به عنوان یک شخص نمی نگرند بلکه انتظار آنها تحقق جامعه ای آرمانی است که از ابتدای تاریخ به نوع بشر وعده داده شده است. نوشتن از منجی موعود اگر چه قرنهای متمادی است که بی وقفه ادامه داشته است و ما هم سالهای سال است که از لای کتابها و نوشته ها، گهگاهی و به مناسبتی سطر و صفحه ای از این میراث نوشتاری را خوانده و ورق زده ایم؛ اما بنظر می رسد این روزها که بواسطه ی شیوع بیماری در بحرانی جهانی گرفتار آمده ایم امید به آمدن منجی، خارج از متن و کمی جدی تر از خواندن کلمات و جمله ها و تورق صفحات کتابها، در زندگی ما رخ نموده است. و روزی نیست که خبرها، گزارشها و تحلیلهای مختلف در مورد آن، ذهنمان را به خود مشغول نکند. چون خیلی ها از کرونا به عنوان همان مرگ سپیدی یاد می کنند که طبق روایات دینی، قبل از ظهور مهدی موعود در جهان رخ می دهد و بنابراین آن را به عنوان یک نشانه مطرح می کنند و طبعا" بیشتر مردم به خاطر استیصالی که دچار شده اند پذیرای چنین نشانه هایی هستند. صحبت از مهیا شدن و آمادگی روحی برای مواجهه با وقایع آخرالزمانی و تلاش عملی و برنامه ریزی جمعی در جهت تسریع امر ظهور امام عصر، از جدی ترین دغدغه های این روزهای افراد مذهبی جامعه ی ما محسوب می شود. در واقع شیوع بیماری کرونا تلنگری بود که خیلی ها به خود بیایند و در عملکرد دینی خود به عنوان شیعه ی منتظر بازنگری کنند.

در باور شیعه، با ظهور امام زمان، تحولات فراوانی آغاز می شود از احقاق حقوق مظلومان گرفته تا به زیر کشیدن جباران و مستکبرین و از رشد علم و دانش گرفته تا آبادانی و عمران بلاد و...در دوران معاصر اگر چه به واسطه ی رشد و پیشرفت قابل توجه بشر، این مقولات در اکثریت حکومت ها مورد توجه قرار داشته و از آنها به عنوان اهداف متعالی و تعیین کننده ی سیاستهای کلان نام برده می شود ولی در عمل، کمتر کشور و حکومت و سیاستی قادر بوده است که حتی به قسمتی از این اهداف دست بیابد. از اینروست که می بینیم کاخ های بسیار در کنار کوخ ها برافراشته شده اند و انسان های بسیاری در فقر و گرسنگی و تبعیض دست و پا می زنند در حالیکه دیگرانی هستند که بی هیچ رنج و سختی و در کمال ناز و نعمت فراوان زندگی میکنند.

امروز دیگر هیچ ایسم و مکتبی وجود ندارد که ادعا کند توانسته این فاصله ها و تبعیض ها را از میان بردارد. بشر امروز در اوج پیشرفت با علم و دانش و تکنولوژی فقط توانسته بر گرده ضعفا بار بیشتری تحمیل کند و ثروتمندان را غنی تر سازد. در این شرایط نا عادلانه که نسبت به بسیاری از مردم جهان ظلم و تبعیض فراوانی صورت می گیرد مظلومان و مستضعفان جهان حق دارند که از وعده و وعیدهای حاکمان دنیایی خود قطع امید کرده و چشم به ظهور یک منجی الهی بدوزند.

اما در این انتظار طبق دیدگاه شیعی وظایفی برای افراد وجود دارد که باید به آن عمل کنند؛ همان وظایفی که عقلانی و زمینه ساز رسیدن به آرمانها و اهداف ظهور است. در واقع تفاوتی بین مسئولیت های اجتماعی و سیاسی منتظران در عصر غیبت با عصر حضور حضرت نیست، آرمان ها و هدف ها یکی است. افراد به عملی ساختن همان هدف هایی که حضرت ولیعصر بعد از ظهور دارند، موظف هستند؛ فقط تفاوت در این است که بشر همه امکانات لازم برای این اقدامات و دسترسی کامل به این اهداف را ندارد لذا موفقیت هایش موفقیت های نسبی است و در نهایت هم به نقطه ای می رسد که دچار اضطرار و استیصال خواهد شد و تنها آمدن امام است که به این استیصال پایان خواهد داد. بنابراین طبق این باور زمانی که حضرت ولی عصر ظهور می کند همه اسباب و شرایط کامل برای رسیدن به تمامی اهداف و آرمان های متعالی که در طی اعصار و قرون بشر به دنبال آن بوده است مهیا خواهد بود.

موعود در آیین بودایی

موعود و منجی آخرالزمان در دین بودایی نیز «بودای پنجم»است و آمدنش را بشارت داده و بوداییان منتظر ظهورش هستند.

موعود در آیین زرتشت

منجی یا موعود آخرالزمان، در جهان بینی و معادشناسی زرتشتی، جایگاهی ویژه دارد که او را «سوشیانت» یا «سوشیانس» به معنی «فرد سود رساننده» و «نجات دهنده و پیشوای دین» می خوانند. در «جاماسب نامه» که دربردارنده پرسش های گشتاسب شاه از جاماسب است و او پیشگویی های زرتشت را برای گشتاسب نقل می کند، چنین آمده است: سوشیانس، دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را همفکر، هم گفتار و هم کردار گرداند. در کتاب «زند» که در آن نیز پیشگویی شده، شوسیانس، نژاد دیوان و اهریمنان را ریشه کن می سازد، آمده است: ای سپیتامان زرتشت! چون زمان سر رود، این دشمنان مانند بن درختی که یک شب سرد زمستانی که برسد و به یک شب برگ بیفکند، تباه شوند. هنگام گرگان به سر رسد و هنگام میشان اندر آید.

موعود در آیین یهود

آثار و کتب دینی یهود نیز به طور مکرر به موعود اشاره کرده و آمدنش را نوید داده اند. در اسفار تورات و برخی از کتابهای دیگر آن، مربوط به برخی پیامبران بنی اسرائیل، نوید ظهور رهبری بزرگ به نام «مسیح» یا ماشیح به زبان عبری و به معنای «مسح شده» را داده است. با توجه به اینکه یهودیان به حضرت عیسی مسیح (ع) ایمان نیاوردند و بلکه کمر به کشتن او بسته بودند؛ این مسیح یا ماشیح غیر از عیسی مسیح مورد نظر و انتظار مسیحیان ـ و نیز مسلمانان ـ است. از این رو، مسیح موعود یهودیان هنوز به دنیا نیامده است. او که بر اساس باور یهودیان فرزندی از نسل داود و یـا فرزند منتخب داود است، درآخرالزمان پدید خواهد آمد و با سیطره بر جهان، پادشاه جهان و جهانیان خواهد شد و به عدل و داد پادشاهی و حکمرانی خواهد کرد. همه ستمگران و شریران را نابود کند، فقیران وصالحان را رهایی بخشیده، وارث زمین خواهد کرد. آنگاه است که گستره زمین از آن یهودیان خواهد بود. با توجه به قومیت گرایی و نژادپرستی شدید یهودیان و تنها بر حق دانستن دین خود و نیز صاحب حق مطلق دانستن نژاد یهودی، روشن می شود که مراد آنها از صالحان وارث زمین ـ تصریح شده در کتب دینی شان ـ یا یهودی الاصل هستند و یا غیر یهودی به دین یهود درآمده، نه عموم صالحان در برگیرنده صالحان امتها و دین های دیگر.

اتفاق نظر اسلام و مسیحیت در رجعت حضرت عیسی(ع) در آخرالزمان

آیین مسیحیت نیز به آینده جهان و انسان، نگاه خوشبینانه داشته، ظهور موعودی را که همان عیسی مسیح (ع) باشد، نوید داده است. ظهور دوم یا بازگشت دوباره حضرت عیسی مسیح (ع) برای نجات جهانیان و ایجاد یک دنیای پرشکوه، از اعتقادات جدی مسیحیان است. از این رو، اگر درباره سرانجام کار حضرت مسیح (ع) پس از ظهور نخست و اعلام رسالت و تبلیغ دینش میان مسلمانان و مسیحیان اختلاف نظر وجود دارد، در اصل در ظهور دوم آن حضرت اتفاق نظر دارند. بر این اساس، عیسی (ع) دوباره ظهور خواهد کرد و به تصریح عبارات عهد جدید (یا اناجیل چهارگانه و برخی متون فرعی وابسته به آن)، با حاکمان ستمکار خواهد جنگید و پس از نابود کردن آنها بشر را به ساحل نجات و رستگاری رسانیده و به زندگی آرمانی اش جامـه عمل خواهد پوشانید. به همین دلیل، مسیحیان منتظر ظهورش باید آماده باشند و زمینه های ظهور آن حضرت را فراهم کنند.

در انجیل لوقا در این زمینه چنین آمده است: کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند...پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید «پسر انسان» می آید. ظهور دوم حضرت عیسی (ع) با پیدایش یک سلسله حوادث طبیعی، زمینی، آسمانی، سیاسی و اجتماعی همراه خواهد بود.

پسر انسان هنگامی می آید که بشریت با مشکلات و مصایب فراوانی دست به گریبان است:..و در آفتاب وماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امت ها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش؛ و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود؛ زیـرا قـوات آسمان متزلزل خواهد شد و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت و جلال عظیم می آید.

موعود در آیین اسلام

اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین از ادیان آسمانی، به مسأله مهدی موعود بیش از سایر ادیان اهمیت داده و در تبیین مسائل مربوط به آن اهتمام خاصی ورزیده است. بر اساس جایگاه مهم مهدی(عج) موعود در اسلام است که همه مسلمانان از هر گروه و فرقه ای بر این مساله اتفاق دارند که در آخرالزّمان حضرت مهدی (عج) خروج می کند؛ و بر این مساله نیز اتفاق نظر دارند که آن حضرت از نسل حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) است و نامش نام پیامبر(ص) است.

علاوه بر آیات فراوانی که بر مسئله مهدویت در اسلام و ظهور حضرت مهدی (ع) دلالت می کند، روایات شیعه و سنی در این زمینه، بسیار زیاد و به حد تواتر رسیده است، به گونه ای که کسی نمی تواند درباره درستی آنها تردید به خود راه دهد. در اینجا مساله مهدی موعود در نگاه اسلام را در دو مذهب مهم و محوری آن یعنی سنی و شیعه پی می گیریم و دیدگاه این دو مذهب اسلامی درباره این مساله را به طور فشرده بیان می کنیم.

 مهدی(عج) موعود در مذهب اهل سنت

در کتابهای اهل سنت و جماعت آنقدر روایات درباره مهدی موعود (عج ) وجود دارد که عقیده به آن حضرت از ضروریات دینی مذهبی آنان به شمار آمده است. بـه عنوان مثال، درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهانی و حضرت مهدی (ع)، 657 حدیث در کتب آنان از قبیل صحیح بخاری، سنن ابن ماجه، سنن ابن داود، سنن ترمذی، منتخب کنز العمّال، مسند احمد بن حنبل، ینابیع المودة، الصواعق المحرقه و غیر آن نقل شده است. کتابهایی که اهل سنت درباره حضرت مهدی(عج) نوشته اند و یا روایات مربوط به ایشان را جمع آوری کرده اند، بسیار است. کتاب منتخب الاثـر، بیش از 60 کتاب معتبر اهل سنت را، که به این موضوع پرداخته اند نام می برد، که برخی از عالمان مشهور و بلند آوازه و نیز اکابر اهل سنت،از جمله احمد بن داود، ابن ماجه، ترمذی، بخاری، مسلم، نسائی، بیهقی، ماوردی، طبرانی، سمعانی، ابن عساکر، کسائی، ابن اثیر، حاکم، ابن جوزی و شارح معتزلی در این باب سخن گفته اند. با وجود اینکه اهل سنت به اصل امامت ـ مانند شیعه ـ اعتقاد ندارند، ولی به خاطر زیادی روایات معتبر مربوط به ظهور حضرت مهدی (عـج ) و تواتر آنها، اعتقاد به ظهور مهدی نامی از نسل فاطمه (س) از اعتقادات ضروری اهل سنت به شمار آمده است و لذا انکار مهدی موعود(عج) را موجب خروج از دین می دانند. «سفارینی»از عالمان بزرگ سنی مذهب در کتاب «عقیده» می نویسد: ایمان به خروج مهدی واجب است و این مطلب نزد اهل علم مقرر و در کتب عقاید اهل سنت و جماعت مدون اسـت. همچنین «قاضی شوکانی» مؤلف کتاب «نیل الاوطار» نیز گوید: پنجاه حدیث درباره مهدی قابل توجه است و این احادیث بدون شک متواترند.

مهدی(عج) موعود در مذهب تشیع

اندیشه مهدویت و مسأله مهدی موعود(عج) در مذهب تشیع به دو دلیل از جایگاه برتر و حساسیت و جذابیت بیشتری برخوردار است: یکی به دلیل اصالت مسأله امامت و جایگاه اعتقادی آن، که در فرهنگ دینی اعتقادی شیعه، تداوم رسالت است و دوم اینکه طرح مسأله مهدویت در شیعه از صراحت، شفافیت و جامعیت بسیار بـیشتری برخوردار است به طوری که همه ابعاد آن و زوایای شخصیتی حضرت مهدی (عـج) و چگونگی ظهور و تشکیل حکومت واحد جهانی اسلام توسط آن حضرت به خوبی روشن شده و هیچ گونه ابهامی در آن وجود ندارد.

پیامبر اکرم (ص) خطاب به علی (ع ) می فرماید: پس از من دوازده امام خواهد آمد، اول آنها تو هستی ای علی و آخر ایشان «قائم» همان کسی که به لطف خدای متعال بر همه شرق و غرب جهان پیروز می شود.

امام جواد (ع) نیز در روایتی خطاب به حضرت عبدالعظیم حسنی درباره حضرت مهدی (ع) می فرماید: ای ابوالقاسم! قائم ما همان مهدی است که لازم است در غیبت او انتظارش را بکشند و در هنگام ظهورش اطاعتش کنند. او سومین از فرزندان من است. درباره حتمی بودن ظهورش، رسول خدا (ص) می فرماید: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی کند تا مردی از اهل بیتم که نامش نام من است بیاید و زمین را پس از آن که از ستمگری و بیداد پر شده بود، از عدل و داد پر کند.

سخن قائم آل محمد(عج) در هنگام ظهور

روایات درباره حضرت مهدی (عـج) بسیار است و در منابع شیعه نیز مانند اهل سنت ـ و بلکه بهتر و بیشتر از آنها ـ روایات بی شماری که به قول علامه طباطبائی تعداد آنها از 3 هزار روایت بیشتر است از پیامبر (ص) و ائمه (ع) نقل شده اسـت. بنا بر روایت نقل شده از امام جعفر صادق (ع)، چون حضرت مهدی (ع ) به در آید به مسجد الحرام رود و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد و آنگاه فریاد برآورد: ای مردمان! منم یادگار آدم، یادگار نوح، یادگار ابراهیم، یادگار اسماعیل. .. منم یادگار موسی، عیسی، محمد(ص )... منم یادگار پیامبران، منم وارث آدم، گزیده نوح، خلاصه ابراهیم و عصاره محمد(ص )، منم صاحب قرآن و زنده کننده سنت. .. فریاد مرا پاسخ گویید، من شما را از همه چیز آگاه می کنم، آنچه می دانید و آنچه نمی دانید... هر کس کتابهای آسمانی را می شناسد گوش فرا دهد... آنگاه به خواندن کتابهای آسمانی می پردازد و صحیفه آدم و شیث و نوح و ابراهیم (ع ) را می خواند و هم تورات و انجیل و زبور را... و سپس قرآن کریم را. از تمامی منابع و روایات موجود در ادیان مختلف در می یابیم که مسأله موعود در گذر زمان نه تنها رنگ نمی بازد، بلکه به مرور به عنوان یک اندیشه و باور ضروری و غیرقابل انکار جلوه گر شده و جایگاه خود را پیدا می کند.

منبع : اختصاصی حوزه نت ,

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.