مطالعه تطبیقی حقوق بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و رساله حقوق امام سجاد (ع)2

از دیدگاه امام سجّاد (ع) احترام به شرافت و شخصیت افراد در اجتماع، از علایم رشد عمومی و یکی از نشانه های جامعه ای سعادتمند است. چنانچه بی احترامی به شخصیت افراد جامعه و هتک حرمت آنها، نشانه انحطاط و عقب ماندگی عمومی است. (همان:237) در جامعه ای که حقوق متقابل مردم و حکومت، براساس مقرراتی عادلانه تنظیم شده باشد، هرکس به وظیفه خویش آشناست و به خود اجازه نمی دهد به حقوق دیگران تجاوز کند. در چنین جامعه ای، مردم با اتکای به قانون، از آرامش خاطر و اطمینان برخوردارند. کسانی که بر جوامع انسانی حکومت می کنند به دو دسته تقسیم می شوند: حکامی که از راه انتخاب و رای اکثریت افراد جامعه به قدرت رسیده اند. دسته دیگر، حکامی هستند که با زور و ارعاب، حکومت را به چنگ آورده اند. درمورد حکومتهایی که توسط خود مردم انتخاب می شوند، باید گفت که اگر انتخاب به صورت صحیح و عادلانه انجام شده باشد، حاکمان سعی می کنند رضایت مردم را جلب کنند. در غیر این صورت کسانی که آنها را انتخاب کرده اند، می توانند آنها را از مسند قدرت عزل کنند. اما گروه دیگر حاکمان، یعنی آنان که با اتکاء به امکانات مادّی و قدرت نظامی، حکومت را به دست آورده اند، باید بدانند که قدرتشان ناشی از ضعف توده های مردم است و باید از ظلم و تجاوز به آنها خودداری کنند.

انطباق در آزادی مذهب و عقیده

آزادی مذهب و عقیده: با توجه به توصیه اکید به رعایت حقوق اهل ذمه در ساله حقوق امام سجّاد (ع) در اندیشه های اسلامی باورهای دینی و اعتقادات مذهبی امر قلبی است که اجبار و اکراه در آن معنایی ندارد. زیرا که ایشان برای پاسداری از ایمان و باورهای قلبی تقویت معرفت دینی را پیشنهاد می کند، نه سلب آزادی و عقیده و مذهب را با جبر و اکراه. زیرا اعتقاد انسان به امری مبتنی بر تفکر آزاد، احساس و واسته های دل، تقلید از پدر و مادر و تأثیر محیط می باشد.(داعی نژاد،1389: 44) در حقوق بشر از دیدگاه امام سجّاد که برگرفته از قرآن کریم است، انسان موظف است که حیات خود خصوصاً زندگی دینی خود را بر اساس تفکر و اندیشه بنا نهد و برای اعمالش دلیل و حجت بدست آورد و اعتقاد به اسلام و حقانیت آن نیز اگر از راه تفکر نباشد ارزشی ندارد. این همه تأکید برای آن است که اسلام در پرتو بهتر اندیشیدن، بهتر درخشیده و آزادی اندیشه نه تنها به زیان اسلام نیست بلکه با اندیشه و تفکر، حقیقت اسلام تابناکتر می شود.

انطباق در محدود کردن حق بشر

امام سجّاد (ع) در دیدگاهای خود در مورد حقوق بشر در رساله حقوق و دیگر مکتوباتشان، این تعارض محدود کردن حقوق بشر را به گونه ای بسیار بهتر و زیباتر حل نموده است که هم با دیدگاه اخلاقی در مورد حقوق بشر سازگار است و هم از منظر قانونی قابل بررسی است. امام سجّاد (ع) محدودیت بعضی از حقوق بشر را با توجه به مفهوم حق الناس بیان می کند. در تعریف حق الناس باید گفت که حق الناس عبارت است از حقوق متقابل، این حقوق روابط انسان ها و جوامع را در مناسبات گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فردی، فرهنگی، مذهبی، حکومتی، بین المللی قانون مند می کند (سپهری،1387: 241). این حقوق را که خداوند واجب گردانده برای تأمین آسایش فردی و اجتماعی و اصلاح امور و جامعه انسانی است. مسئله حق الناس در رساله حقوق امام سجّاد (ع) در محورهای مختلف مطرح است. مانند حقوق والدین، حق فرزند به والدین، حقوق زن و شوهر (حقوق خانوادگی) حقوق برادری، حقوق اجتماعی، حقوق همسایهداری و موارد متعدد دیگر (ابن شعبه حرانی، 1376: 261) برخی از صاحبنظران فقهی- حقوقی، حق الناس را با حقوق بشر مترادف گرفته اند.صرف نظر از بار معنایی که هر واژه ای برای خود دارد مسامحتا این ترادف قابل تحمل است مضافا اینکه پیامد آن آشتی یک مفهوم سنتی و نوین با هم است، چه از قبل آن بار ارزشی حق الناس بر حقوق بشر نیز تسری می یابد و چنین انگاشته نمی شود که حقوق بشر یک مفهوم وارداتی است و الا و لابد باید آن را تخطئه کنیم.

حق الناس آن دسته حقوقی است که از ناحیه خدا برای خلق جعل شده و باید محترم انگاشته شود. مشکل ضمانت اجرا یکی از دغدغه های همیشگی واضعان حقوق بشر بوده و همچنان نگران کننده به نظر می رسد. امام سجّاد با منطق مبدا و معاد باورانه ای که در دیدگاه ایشان حکومت دارد،کمترین حق و حقوق را در پیشگاه محاسبه الهی قابل ارزیابی و باز خواست دانسته و نسبت به نقض حریم آن، واکنش نشان می دهد. توجه ویژه حضرت سلیقه خود سرانه و من عندی ایشان نیست. بلکه از آن روست که خداوند که منشا و منبع حق و حقوق است خود انسان ها را به پاسداری از حقوق یکدیگر امر فرموده و از تعدی و تجاوز به حقوق همنوعان بر حذر داشته است.تا آنجا که فرموده اگر حق الله را ببخشایم از حق الناس نمی گذرم مگر با رضایت ذی حق.

علاوه بر حق الناس، امام سجّاد (ع) با تیزبینی بی نظیری توانسته است حقوق بشر را مقید به حق النفس کند. به این معنی که با قرار دادن حق النفس برای مقید کردن حقوق بشر، در راه ایجاد اعتدال اجتماعی قدم برداشته و انسان ها را مکلف به محدود کردن حقوق بشر خود با توجه به حقوق النفس میکنند. در روایتی امام سجّاد (ع) حق الله و حق النفس را اینگونه بیان نموده اند: حق الله که بزرگ ترین حقی است که بر گردن توست، آن است که تنها او را عبادت کنی. تنها از او اطاعت کنی و فرمان ببری. هیچ کس و هیچ چیزی را شریک او قرار ندهی. اگر این کار را خالصانه انجام دادی، خداوند امور دنیا و آخرت تو را تضمین می کند.

انطباق در آموزش، تعلیم و تربیت و پرورش همگانی

دیدگاه بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر حق آموزش، تعلیم و تربیت و پرورش همگانی را مطرح و احکام بسیار زیاد و ارزشمندی را مقرر می دارد که همه آنها مورد تایید و بلکه مورد تاکید امام سجّاد (ع) است و با دیدگاه و سیره عملی او توافق کامل دارد. ایشان در رساله حقوق خود یک بخش را به حق معلمان و گسترش دهندگان علم اختصاص داده است و می فرمایند: حق معلمان و سرپرستان علمی این است که آنان را بزرگ بداری، مجلس و حضورش را محترم شماری، و با دقت سخنانش را بشنوی. استاد را به بیان مطالبی یاری دهی که به کار تو می آید و به آن نیازمندی. فکر را فارغ و ذهن را مهیاسازی. با چشمپوشی از لذتها کاستن از تمایلات درونی، قلب خویش را پاک و چشم خود را جلا دهی، خویش را پیک استاد در رساندن آن معارف به دیگران بدین و در ایفای رسالت علمی خود مرتکب خیانت نشوی.(س‍ب‍زواری، 1389: 76).

همچنین ایشان در ادامه در حقوق دانشجویان و متعلمان می فرمایند: حق آنان که از تو می آموزند، این است که بدانی خداوند آنچه از دانش و حکمت در اختیار تو قرار داده برای خدمتگزاران آنهاست. یعنی ؛ علم باید در خدمت خلق خدا باشد. پس اگر در ایفای این نقش وفادار بودی و گنجینه دار امین و مهربانی به شمار آمدی و حق خدا را درباره بندگانش به نیکی به جای آوردی، راه رشد و تکامل در پیش خواهی داشت. وگرنه خائن به خدا و ظالم به خلق خواهی بود و در این صورت سزاست که خداوند دانش تو را برگیرد. امام در ادامه در دیدگاه بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر در بعضی متون اشاره می شود که: "آموزش و پرورش باید سکولار و به دور از هرگونه جهان بینی دینی باشد و حسن تفاهم، گذشت، احترام به عقاید مخالف، دوستی بین تمام ملل را آموزش دهد و فعالیت های صلح بین المللی را تسهیل کند. بعضی مفاهیم مذکور در این دیدگاه بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر بسیار بلند و زیبا و از نظر امام سجّاد (ع) مستحسن و مورد تایید و تاکید است ولی یک مشکل مهم در این دیدگاه بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود دارد به نظر می رسد و آن اینکه آموزش دادن این مفاهیم برای بچه ها و جوانان در آموزش و پرورش و آنها را با روحیات خوشبینی جهانی و حسن تفاهم و تعامل بین المللی و با انسان دوستی عمومی و صلح جویی و با گذشت و احترام به عقاید دیگران تربیت نمودن، و همچنین عدم تحمیل دین به کودکان ایجاب می کند که از طرح مسایل خداشناسی و خداجویی و شناخت الهی و احکام الهی و جهاد و دفاع و تبرّی در آموزش و پرورش که از فروض الهی و ضروریات دین است خودداری شود و از این جهت دراین یک مورد با آموزه ها و احکام امام سجّاد (ع) و با حقوق کودک از دیدگاه ایشان اصطکاک پیدا می کند.

نتیجه گیری

هنجارهای بین المللی از جمله هنجارهای حقوق بشر بیش از هر چیزی نماینده تفوق غرب در صحنه جهانی است. در مفهوم حقوق بشر تعریف واحدی ارائه نشده و توافقی در این مورد وجود ندارد، به بیان کلی حقوق بشر، حقوق بنیادین و انتقال ناپذیر است که برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می شود، یعنی مجموعه ای از ارزشها، مفاهیم، اسناد و سازوکارها است که موضوعشان حمایت از مقام و منزلت و کرامت انسانی است. هدف و غایت حقوق بشر تضمین حقوق اساسی افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاء حقوق مشخص افراد می باشد و منظور از حقوق اساسی افراد، همان حقوق و آزادیهای فردی است که عبارتند از: حکومت قانون- عادلانه- و آزادی بیان و اجتماعات و مصونیت جان و مال و آزادیهای ویژه ای چون حقوق اقتصادی، مصونیت از تبعیض و حقوق بیگانگان با تمام زیرشاخه ها و چارچوبهای منطقی اجرای وجود ضمانت اجرای آنهاست. حقوق بشر بارها تعریف و باز تعریف شده است و در هر دوره، مکتب و صاحبنظری از منظر خود به این موضوع نگریسته است و چارچوب آنرا تبیین کرده است. اگرچه برخی صاحبنظران، حقوق بشر فعلی را «حاصل تفوق و نفوذ فلسفه و اندیشه های غربی» در این زمینه می دانند ولی باید اذعان نمود که رشد و شکوفایی چنین اندیشه هایی از بنیادهای فرهنگی سایر ملل، مذاهب و مکاتب بهره برده است، به همین دلیل است که اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 51 عضو سازمان ملل با فرهنگها و نظرات گوناگون است و دو میثاق بین المللی حقوق بشر و پروتکلهای اختیاری حقوق مدنی و سیاسی با اعتقادات ادیان و مکاتب تا حدود زیادی همخوانی و همراهی داردبه همین دلیل با قاطعیت می توان گفت: «حقوق بشر امروزی تلفیقی از اعتقادات و ارزشهای مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است».این حقوق بشر همان مفهومی است که مرزها را در نوردیده و سخن از جهان شمولیآن است که از قواعد بنیادین حقوق بشر به مانند قواعد آمره یاد می کنند و تخطی از آن موجب مسئولیت دولتها از توصیه و پرداخت غرامت تا اقدام نظامی می گردد.همچنین در بیان حقوق بشر در دنیای اعلامیه جهانی حقوق بشر نتیجه گیری می گردد که مصادیق حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی یا حقوق شهروندی از دیدگاه امام سجّاد(ع) گستره وسیعی در حوزه های مختلف زندگی اجتماعی و فردی شهروندان را دربرمی گیرد و مسلماً تحقق مجموعه آنها مستلزم پیش شرط هایی است که بدون آنها نمی توان به تحقق حقوق بشر امیدوار بود. باید گفت که بحث راجع به حقوق بشر تابعی است از تحقق مفهوم انسانیت و به رسمیت شناختن آنها. نکته دیگر این که حقوق بشر چیزی نیست که از سوی حاکمیت به مردم اعطا شود. بلکه در نزد انسان ثابت و محفوظ است و این یکی از ویژگی هایی است که بشر با دارا بودن آن شکل می گیرد.حقوق در رساله امام سجّاد(ع) یعنی احکام، وظایف و تکالیف الهی و آن چه از جانب خداوند نسبت به اصناف مختلف بر انسان واجب شده است. حقوق مورد بحث رساله، نه حق به معنای فلسفی و کلامی آن است، نه حق به معنای دوگانه فقهی یعنی اصطلاح فقهی جزایی حق الله و حقّ النّاس و اصطلاح فقهی معاملی حق در مقابل حکم. واضح است که رساله حقوق دربردارنده حقوق بشر به معنای مصطلع آن نیز نیست. بلکه این رساله دربردارنده وظایف شرعی یک مؤمن نسبت به خداوند، اعضاء، اعمال، اقربا، اصناف اجتماعی و مال خود است واژه حق را در رساله می توان بدون هیچ اشکالی به حکم، یا وظیفه یا تکلیف تبدیل کرد. این حقوق منحصر به وظایف الزامی مؤمن نیست، بلکه احکام غیرالزامی (استحبابی) را نیز دربرمی گیرد. همچنین نتیجه گیری می گردد که از دیدگاه امام سجّاد(ع) پایه همه حقوق، حق توحید است. آزادی، عمل، نظم و... هیچ یک هدف حقوق شهروندی نیستند، بلکه مراحلی برای دستیابی به همان هدف نهایی، یعنی لقای پروردگارند. از مقایسه تطبیقی مبنای حقوق در دنیای معاصر و حقوق از دیدگاه امام سجّاد(ع) نتیجه گیری میگردد که خردباوری به معنایی که در دنیای معاصر مطرح است (توانایی انسان به شناخت تام و جامع توانمندی ها و نیازهای خویش) و آن را پایه حقوق بشر قرار داده اند از دیدگاه امام سجّاد(ع) پذیرفته نیست، چنین روشی نمی تواند ما را به شناخت واقعی انسان رهنمون سازد. زیرا روش علمی شناخت به دلیل محدودیت های آن در قالب استقرارگرایی و ابطال پذیری، صرفاً دارای ارزش عملی است و در مقام عمل می تواند سودمند باشد، و از واقع نمایی و ارائه حقیقت نظام هستی عاجز است. امام سجّاد(ع) معتقد است که تعیین حقوق بشر از یک سو مبتنی بر مقدماتی نظیر شناخت نظام هستی و شناخت نیازهای کاذب از نیازهای واقعی است، چنین شناختی حتی برای خردمندان بدون استمداد از وحی ممکن نیست.

منابع و ماخذ

الف: کتابها

1-ابن شعبه حرانی حسن،(1376)، تحف المعقول، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران، نشر کتاب خانه اسلامیه.

2-احمدی بابک،(1385) مدرنیته و اندیشه انتقادی.

3-آلنف، چالمرز،(1374)، چیستی علم، ترجمه سعید زیباکلام، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.

4-ایزدپرست، نورالله،(1361)، گلستان سعدی، تهران،انتشارات شرکت دانش.

5-پاینده، ابوالقاسم،(1385)، نهج الفصاحه، گردآورنده مرتضی فرید تنکابنی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

6-پللو، روبر، (1370)، شهروند و دولت، ترجمه ی ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

7-جمشیدی، محمد حسین،(1377)، اندیشه های سیاسی شهید رابع امام سید محمد باقر صدر، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

8-جوادی آملی، عبدالله،(1375)، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء.

9-حقیقت سید صادق و میرموسوی سید علی، (1381)، مبانی حقوق بشر، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.

10-حیدری نراقی، علی محمد (1385)، رساله حقوق امام سجّاد (علیه السلام)، شرح نراقی، انتشارات مهدی نراقی.

11-خلیلیان، سید خلیل، (1362)، حقوق بین الملل اسلامی، نشر فرهنگ اسلامی.

12-داعی نژاد، سید محمد علی، (1389)، ایمان و آزادی در قرآن، تهران، انتشارات کانون اندیشه. 1389

13-دانیل، لیتیل،(1373)، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالکریم سروش، تهران، موسسه فرهنگی صراط، 1373.

14-دهخدا، علی اکبر، (1387)، لغت نامه دهخدا، ج34، تهران، چاپخانه دولتی ایران.

15-دیوید، بیتام،(1383)، دموکراسی و حقوق بشر، ترجمه محمد تقی دلفروز، طرح نو.

16-رنه، گنون،(1372)، بحران دنیای متجدد، ترجمه ضیاء الدین دهشیری، تهران، امیرکبیر.

17 -شیبانی، ملیحه،(1384)، شهروندی و مشارکت در نظام جامع رفاه، و تأمین اجتماعی، فصلنامه ی حقوق تأمین اجتماعی، س اول، ش1.

18-شیخ حرّ، عاملی،(1409)، وسائل الشیعه، ج 11، ص 96، باب 49، ابواب «جهاد العدو» / محمّدبن یعقوب کلینی، الفروع من الکافی، ج 1.

19-شیخ صدوق،(1413)، من لا یحضر الفقیه، موسسه النشر الاسلامی، قم.

20-شیروانی، رضا،(1388)، جزوه حقوق بشر در اسلام، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز.

21 -طالقانی، سید محمود (1360) اسلام و مالکیت، نشر گستر.

22 -عمید زنجانی، عباسعلی، (1386)، حقوق اقلیت ها، انتشارات ترمه.

23-کامیار، غلامرضا،(1382)، حقوق شهروندی، چاپ اول،تهران،انتشارات مجد.

24 -مایک، فردین،(1382)، مبانی حقوق بشر، ترجمه فریدون مجلسی، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

25-سپهری، محمد،(1387)، ترجمه و شرح رساله الحقوق امام سجّاد (علیه السلام).

ب: پایان نامه ها

1-حسینی، مجید، (1385)، حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز.

2-گلدوزیان، مریم السادات،(1385)، حق دارا بودن تابعیت به عنوان حق بشری و چگونگی اعمال آن در حقوق داخلی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ی حقوق دانشگاه علامه ی طباطبایی.

ج: مقالات

1-لک زایی، شریف،(1385)، مناسبات آزادی و امنیت از دیدگاه امام خمینی (ره)، علوم سیاسی،ش ۳۴.

2-ع‍طارزاده، م‍ج‍ت‍بی، (1387)، امنیت مداری در رویکرد دینی، دانش سیاسی، ش ۸.

ه: فرهنگ نامه ها

1-فرهنگ معاصر،(1383)، فارسی به فارسی،یک جلدی، نشر معاصر، چ3.

منبع : پژوهش های حقوق تطبیقی عدل و انصاف» بهار 1397، سال اول - شماره 1 , سیدی بنابی، سید باقر / ندایی، میثم

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.