مبانی و حیانی قیام امام حسین علیه السلام-2

12. دنیا گذری

از جمله رموز موفقیت قیام امام حسین(ع) در طول تاریخ، باور حقیقی آن گرامی به وعده های الهی بود. امام(ع) خود و یارانش به این وعده ها از اعماق جان ایمان داشتند و در هر فرصتی آن را به دیگران نیز متذکر می شدند. حضرت در یکی از خطبه های روز عاشورا این آیه را تلاوت فرمودند: (إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلاَ تَغُرَّنَّکمُ الْحَیوةُ الدُّنْیا وَ لاَ یغُرَّنَّکم بِاللَّهِ الْغَرُورُ)[39]؛ «مسلما وعده الهی حق است مبادا زندگانی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را مغرور سازد.» و آنان را از دو عامل فریبندة دنیا و شیطان برحذر داشته، حقانیت وعده های الهی را به آنان گوشزد فرمودند.

آری، اگر انسان به وعده های حقّ الهی دربارة حساب و کتاب در روز قیامت باور قلبی داشته باشد و یقین کند که تمام اعمال کوچک و بزرگ او در آن دنیا حساب دارد، هرگز خودسرانه عمل نمی کند و فریب ظاهر دنیا و وسوسه های شیطان را نمی خورد و دنیا را گذرگاه و پل عبور می داند.

امام(ع) با این آیه به کوفیان هشدار داد که عامل غفلت آنان، حب دنیا و شیطان است که تمایل به این دو موجب شده آنان از حساب روز رستاخیز غافل شوند و باطل را از حق تشخیص ندهند و جایگاه با عظمت امام نزد خدا و رسولش را نادیده بگیرند. لذا وقتی دیدند آنان هیچ تغییری در رفتارشان نمی دهند و همچنان بر طبل جنگ می کوبند و اصرار بر قتل آن حضرت دارند، در فراز دیگری از این خطبه این آیه را تلاوت فرمودند: (استَحْوَذَ علَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکرَ اللَّهِ أُوْلَئک حِزْبُ الشیطَانِ أَلاَ إِن حزْبَ الشَّیطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ)[40]؛ «شیطان بر آنها چیره شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده است، آنها حزب شیطانند بدانید حزب شیطان زیانکارانند.» و با این عبارت، ماهیت واقعی آنان را به نمایش گذاشته، آنها را حزب شیطان معرفی کردند و نهایت بدبختی و بی سعادتی ایشان را یادآور شدند.

آری، فراموشی یاد خدا، عامل تمام جنایات است و چنان که امام فرموده بود، آنان از هیچ عمل زشت و منکری ابا نکردند و چنان در وادی ضلالت و گمراهی غوطه ور شدند که تاریخ از بازگویی رفتار ضد انسانی آنان شرم می کند. وقتی حضرت اصرار آنان را در پیروی از شیطان و دوری از یاد خدا دیدند، آنان را نفرین کرده، با استرجاع به سخنان خویش خاتمه داد و در مقابل حزب شیطان به خدا پناه برد.[41]

13. ذلت پذیری هرگز

در ظهر عاشورا «قیس بن اشعث» آن حضرت را برای فرمانبرداری از بنی امیه فراخواند. امام(ع) در آن لحظات بحرانی که سخت ترین شرایط برایش پیش آمده بود، با تلاوت آیاتی، استقامت و پایداری خود را در راه هدف و مبارزه با طاغوتیان اعلام داشت و بر این تصمیم قطعی خود پای فشرد و فرمود: «لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکمْ بیدِی إِعطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أَفرُّ فِرَارَ الْعَبِیدِ؛ نه به خدا! من همانند افراد زبون و ضعیف النفس دست تسلیم به سوی شما دراز نکرده و همانند بردگان فرار نمی کنم. » آنگاه با صدای بلند و خطاب به جمعیت حاضر این آیات نورانی را تلاوت فرمود: (وَ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکمْ أَن تَرْجُمُونِ)[42]؛ «و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از اینکه مرا متهم (یا سنگسار) کنید.»، (إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکم مِّن کلِّ متَکبِّر لاَّ یؤْمنُ بیوْمِ الْحِسَابِ)[43]؛ «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه می برم و از هر متکبری که به روز حساب ایمان نمی آورد.»

امام(ع) با این آیات خود را در چتر حمایت باری تعالی قرار داده و از شرّ متکبران بی ایمان به خداوند پناه برده است و ضمناً به دشمن لجوج و معاند بار دیگر اعلام فرموده که من نه تسلیم می شوم و نه از صحنة مبارزه فاصله خواهم گرفت؛ بلکه با تمام وجود در پناه آفریدگار جهان مبارزه خواهم کرد و حجت را بر شما به اتمام خواهم رساند تا در طول تاریخ برای همه ثابت شود که اولیای الهی هرگز با زور و تهدید متکبران به زانو در نمی آیند و از هدف بلند خود دست نمی کشند. همچنین، تلاوت آیة فوق این حقیقت را به اثبات رساند که مبارزه با مستکبران ستمگر، بدون ایمان به خدا و پشتیبانی معنوی، به ثمر نخواهد رسید؛ چراکه زمام امور هر دو طرف به دست خداوند سبحان است.[44]

14. شناخت خوبان

رفعت مقام حضرت علی اکبر نزد امام حسین(ع) بر کسی پوشیده نیست. به همین لحاظ هنگام وداع امام با فرزند برومندش، آیة شریفه ای از سورة آل عمران را تلاوت فرمود و به دوست و دشمن عظمت فرزند خویش را نمایان ساخت و با صوت بلند فرمود: (إِنَّ اللَّه اصطَفَی ءَادَمَ وَ نُوحاً وَ ءَالَ إِبْرَاهِیمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ) «خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.»، (ذُرِّیةَ بعْضُهَا مِنم بَعْض وَاللَّهُ سَمِیعٌ علِیمٌ)[45]؛ «آنها فرزندان (و دودمانی) بودند که (از نظر پاکی و تقوا و فضیلت،) بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند، و خداوند، شنوا و داناست (و از کوششهای آنها در مسیر رسالت خود، آگاه می باشد).»[46]

امام(ع) در این آیه با اشاره به صفات زیبا و فضائل اخلاقی فرزند گرامی خویش که از انبیاء و اولیا به ارث برده، به دشمن اعلام فرمود که شما با کشتن او، به جنگ با ارزشها و فضیلتها برخاسته اید؛ زیرا او یک جوان معمولی نیست؛ بلکه مظهر پاکی، صداقت و تقواست که ریشه در خاندانش دارد و شما با کشتن این جوان، حرمت تمام انبیاء، اولیا، اوصیا و خوبیها را هتک کرده اید.

15. وفاداری و عهدنشکنی

سالار شهیدان(ع) در روز عاشورا، در دومین سخنرانی خود برابر دشمن، بار دیگر با کوفیان اتمام حجت نموده، به آیاتی از قرآن استناد فرمودند، از جمله: (وَ لاَ تنقُضُواْ الاَیمانَ بعْدَ تَوْکیدِهَا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیکمْ کفِیلاً[47] «و سوگندهایتان را بعد از تاکید نشکنید در حالی که خدا را کفیل و ضامن بر (سوگند) خود قرار داده اید.»

حضرت با این آیه به نامه ها و عهد و پیمانهای آنان اشاره کرده، به آنها هشدار دادند که عهد و پیمانهای خود با آن همه تأکیدات و شاهد گرفتن خداوند را نشکنند و بدانند که خداوند به ابتدا تا انتهای قضایا آگاه و گواه است.

سپس از زبان حضرت نوح(ع) آنان را موعظه کرد و فرمود: (فَأَجْمِعُواْ أَمْرَکمْ وَ شُرَکآءَکمْ ثُمَّ لاَ یکنْ أَمْرُکمْ عَلَیکمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَی وَ لاَ تُنظِرُونِ)[48] «فکر خود و قدرت معبودهایتان را جمع کنید و هیچ چیز بر شما مستور نماند سپس به حیات من پایان دهید (و لحظه ای) مهلتم ندهید! (اما توانائی ندارید).» و به آنان توصیه کرد که تمام نیروی فکر و اندیشة خود را به کار گیرند و بار دیگر در کار زشتی که می خواهند انجام دهند، تأمل کنند.

در فراز دیگری از همین خطبه، حضرت از جایگاه حضرت هود(ع) سخن گفت که: (إِنِّی تَوَکلْتُ عَلَی اللَّهِ رَبِّی وَ رَبِّکم مَّا مِن دَابَّة إِلاَّ هُوَ ءَاخِذُم بِنَاصِیتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَی صِرَاط مُّسْتَقِیم)[49]؛ «چرا که من توکل بر الله که پروردگار من و شما است کرده ام، هیچ جنبنده ای نیست مگر اینکه او بر وی تسلط دارد (اما سلطه ای توام با عدالت چرا که) پروردگار من بر صراط مستقیم است.»[50]

امام(ع) در این آیه نیز پیامهایی را به کوفیان و سایر مردم آموخت، از جمله:

  1. کوفیان با چه کسی جنگ می کنند؟ آیا با کسی که پشتیبان او خداست؟ و اگر آنان خود را بندة خدا می دانند، چگونه می توانند بهترین بندة خدا را به شهادت برسانند. او که جانشین پیامبران الهی و اولیایی همچون حضرت هود و نوح(ع) است؛
  2. اساساً یزید و هم فکرانش هرگز نتوانستند امام حسین(ع) و افکار او را نابود کنند؛ چراکه زمام امور تمام جنبندگان در دست قدرت الهی است؛
  3. کوفیان نباید تصور کنند که هر کاری که امروز دلشان می خواهد، انجام دهند و فکر کنند دیگر بازخواست نخواهند شد؛ بلکه ستمکاران از دست انتقام قدرت الهی رها نخواهند شد و تمام حرکات و سکنات موجودات عالم در پیشگاه خداست و اوست که در مسیر حق و عدالت و صراط مستقیم حکم می راند و در جهان آخرت نیز عادلانه قضاوت خواهد کرد.[51]

16. استقامت در هدف

یکی از شگفتی ها و معجزات حضرت ابا عبدالله(ع) تلاوت آیات قرآن بعد از شهادت است که تمام دوستان و دشمنان ایشان را متحیر ساخت.

در اینجا مواردی از آن را نقل می کنیم:

1 و 2. «زید بن ارقم» می گوید: من از منزل خود به بیرون نگاه می کردم که کاروان اسرای کربلا و سرهای مقدس شهدا را وارد کوفه کردند. وقتی سر نورانی امام حسین(ع) را از مقابل منزل ما عبور می دادند، با کمال حیرت شنیدم که آن سر مقدس بالای نیزه این آیة شریفه را قرائت می کرد: (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُواْ مِنْ ءَایاتِنَا عَجَبًا)[52]؛ «آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!»[53]

امام(ع) با تلاوت این آیات می فرماید که من نیز همانند اصحاب کهف در راه هدف و ایمان خود استقامت کردم و تا پای جان ایستادم. همچنین، به اهل کوفه و دیگران اعلام فرمود که اگر ماجرای اصحاب کهف برای شما حیرت آور است، حادثة من از آن حیرت انگیزتر است که بر سر نیزه قرآن می خوانم. و این آیه را فرمود که: (إِنَّهُمْ فِتْیةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًی)[54]؛ « آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.» و با اشاره به جوانان اصحاب خود، به مردم این معنا را گوشزد کرد که: جوانانی که به همراه من به شهادت رسیدند، همگی مانند اصحاب کهف خود را فدای ایمان به خدایشان کردند و مصداق بارزی از این آیه شریفه شدند و ماجرای آنان کم اهمیت تر از اصحاب کهف در طول تاریخ نخواهد بود.[55]

  1. علامه مجلسی(ره) روایت کرده است: هنگامی که در راه شام عوامل یزید سر مبارک امام حسین(ع) را از درختی آویزان کرده بودند، این آیه از آن سر مبارک شنیده شد: (وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُواْ أَی مُنقَلَب ینقَلِبُونَ)[56]؛ «و بزودی آنها که ستم کردند می دانند که بازگشتشان به کجاست.»

این آیه به صراحت ستمگران و جنایتکاران تاریخ را تهدید می کند و عواقب شوم آنان را یادآور می شود. امام(ع) با انتخاب این آیه به آنانی که سرمست از پیروزی ظاهری بودند، نهیب زد و عذاب بزرگ خداوند را یادآور شد. البته این عذاب منحصر به عذاب اخروی نیست؛ بلکه خواری و ذلت و شکستها و انواع ناملایمات دنیوی نیز از عواقب ستم است که دامنگیر متجاوزان و ستمگران می شود.[57]

  1. «سلمة بن کهیل» می گوید: من سر امام حسین(ع) را بالای نیزه مشاهده کردم که به تلاوت این آیه مشغول بود: (فَسَیکفِیکهُمُ اللَّهُ وَ هوَ السمِیعُ الْعلِیمُ)[58]؛ «و خداوند دفع شر آنها را از شما می کند و او شنونده و دانا است.»[59]

امام(ع) با قرائت این آیه اعلام کرد که حمایت و کفایت خداوند متعال از قیام او به زودی آشکار خواهد شد؛ چراکه او شنوای داناست و تمام قضایای ریز و درشت را می داند. این آیه جاودانگی حماسة عاشورا را ضمانت می کند و امام(ع) به دوست و دشمن ثابت می فرماید که خداوند پاسدار خون و اندیشة آن گرامی تا روز قیامت خواهد بود.

پی نوشت ها

[1] الارشاد، شیخ مفید، نشر کنگره شیخ مفید، قم، 1413ق، ج2، ص 91.

[2] همان، ص 91.

[3] قصص/ 21.

[4] همان/ 22.

[5] الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 33.

[6] نساء / 78.

[7] آل عمران/ 154.

[8] انفال/ 42.

[9] بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج 44، ص 330.

[10] فصلت/ 33.

[11] موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، نشر معروف، قم، 1416 ق، ص403.

[12] آل عمران/ 185.

[13] بقره/ 156: (إِنا لِلَّه وَ إِنا إِلَیهِ رَاجِعُونَ).

[14] موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص 390.

[15] مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 213.

[16] الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، نشر مرتضی، مشهد، 1403ق، ج 1، ص 67.

[17] یونس/ 41.

[18] البدایة و النهایة، اسماعیل بن کثیر دمشقی، دار احیا التراث العربی، بیروت، 1408ق، ج 8، ص 179.

[19] اسراء/ 71.

[20] شوری/ 7.

[21] الامالی، شیخ صدوق، انتشارات اسلامیه، تهران، 1362ش، ص 153.

[22] توبه/ 51.

[23] اخبار الطوال، احمد بن داود دینوری، دار احیاء الکتب العربی، قاهره، 1960م، ص 246.

[24] کهف/ 51.

[25] ینابیع المودة، شیخ سلیمان قندوزی حنفی، دار الاسوه، بیروت، 1416ق، ج 3، ص 63.

[26] تفسیر نور الثقلین، عبد العلی حویزی، نشر اسماعیلیان، قم، 1415ق، ج 3، ص 268.

[27] بقره / 156.

[28] بحار الأنوار، ج 44، ص 373.

[29] حمد/ 2.

[30] الکامل فی التاریخ، علی شیبانی (معروف به ابن اثیر)، دار صادر، بیروت، 1386ق، ج 4، ص 51.

[31] بقره/ 156.

[32] همان/ 157.

[33] احزاب/ 23.

[34] اعیان الشیعة، سید محسن امین، دار التعارف، بیروت، ج 1، ص 597.

[35] بحار الأنوار، ج 45، ص 15.

[36] با استفاده از تفسیر نور، ج 9، ص 348.

[37] آل عمران / 178 - 179.

[38] روضة الواعظین، محمد فتال نیشابوری، نشر رضی، قم، 1386ق، ج 1، ص 184.

[39] لقمان/ 33.

[40] المناقب، ابن شهر آشوب مازندرانی، نشر علامه، قم، 1379ق، ج 4، ص 100.

[41] همان.

[42] دخان/ 20.

[43] غافر/ 27.

[44] اعلام الوری، امین الاسلام طبرسی، نشر اسلامیه، تهران، ص 242؛ بحار الأنوار، ج 44، ص 191.

[45] آل عمران/ 33 - 34.

[46] بحار الأنوار، ج 45، ص 43.

[47] نحل/ 91.

[48] یونس/ 71.

[49] هود/ 56.

[50] بحار الأنوار، ج 45، صص 9 - 10.

[51] امام حسین(ع) و قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، مؤسسه بوستان کتاب، قم، 1385ش، ص 63.

[52] کهف/ 9.

[53] کشف الغمة، علی بن عیسی اربلی، نشر بنی هاشمی، تبریز، 1381 ق، ج 2، ص 67.

[54] کهف/ 13.

[55] المناقب، ج 4، ص 61.

[56] شعراء/ 227.

[57] بحار الأنوار، ج 45، ص 305.

[58] بقره / 137.

[59] مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی، نشر اسلامی، قم، 1419 ق، ج 4، ص 10.

منبع : مبلغان » مهر و آبان 1396 - شماره 220 , پاک نیا تبریزی، عبدالکریم

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.