اخلاق منتظر در غیبت امام زمان (علیه السلام)

اخلاق بیان کننده صفت هایی است که انسان باید در خود ایجاد کند تا رفتارهای ارادی صادر شده از او همگی نیکو و پسندیده باشد و صفت های بد را از خود دور سازد. در واقع اخلاق همان فضیلت ها و رذیلت ها و راههای ایجاد فضیلت و مبارزه با رذیلت ها است و بطور کلی اخلاق شامل اعمال خوب و بد و وظایف و فضایل و رذایل می شود. اخلاق و وظایف منتظران واقعی در زمان غیبت، دوری از اعمال زشت و ناپسند و آراسته شدن به فضیلت های امام غایب علیه السلام و پیاده شدن عملی آنها در زندگی فردی و اجتماعی است. هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم باشد باید منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید. ما سعی می نماییم در این مقاله در سه محور: الف) کارهای خوب و بد که منتظر واقعی آن را انجام یا ترک نماید از قبیل ثبات قدم و اعتقاد راسخ، جداسازی انسان های خالص از غیر خالص، وارث بودن منتظران بر روی زمین، رفتار متقابل امام غایب و منتظران، رفتارهای دینی منتظران واقعی. ب) کارهای واجب و حرام که منتظر واقعی آنها را باید انجام یا ترک کند شامل انتظار فرج و عدم یاس، تمسک به ریسمان ولایت اهل بیت علیهم السلام، امر به معروف و نهی از منکر. ج) صفات اخلاقی منتظران که به فضایل متصف و از صفات رذیله دوری نمایند مانند تحمل و استقامت منتظر، برتری در ایمان، داشتن عقل و فهم و معرفت و موارد دیگر به اخلاق منتظران واقعی در زمان غیبت امام زمان علیه السلام بپردازیم.

 

طرح مسأله

با توجه به روایات زمین هیچگاه از حجج الهی خالی نبوده است و اگر ساعتی از حجت الهی خالی باشد اهلش را فرو می برد این حجت یا ظاهر و مشهود است یا غایب و مستور و امام زمان علیه السلام از حجج الهی است که غایب و مستور است و این امر تازه ای نیست و سنت الهی در برخی از حجج الهی بوده و در مورد حضرت نیز رقم خورده است. گستره و وسعت اهدافی که خداوند برای امام زمان علیه السلام در نظر گرفته، طول غیبتی متناسب با آن را می طلبد تا زمینه ظهور منجی عالم بشریت بوجود آید تا علاوه بر اقامه توحید و عدل در سراسر عالم، استمرار نیز داشته باشد و از طرف دیگر خداوند به منتظرین واقعی امام زمان علیه السلام از عقل و فهم و معرفت آنقدر عطا می کند که غیبت برای آنها به منزله مشاهده است. و از طرفی فضیلت انتظار بقدری زیاد است که مومن در زمان غیبت حتی بیشتر از زمان حضور از اجر و پاداش و محبویت الهی برخوردار می گردد به شرط آنکه اخلاق منتظر را رعایت نموده و بر امر امامت ثابت قدم بماند. با توجه به آیات و روایات در ارتباط با اخلاق منتظر در زمان غیبت، روزی مستضعفان و منتظران واقعی بر روی زمین حکومت صالحان را برقرار خواهند نمود.

الف. کارهای خوب و بد منتظر واقعی

در حدیثی آمده است که خداوند به کسانیکه در زمان غیبت بر امر امامت و ولایت آن حضرت استوارند و منتظر ظهور آن حضرت می باشند از عقل فهم و معرفت به اندازه ای به آنها عطا می کند که غیبت برای آنها به منزله مشاهده می شود و آنان همچون زمان ظهور از فیض وجود امام غایب به اندازه درجه ایمانشان بهره می برند.

بنابراین هرچند امام به دلایلی که ذکر شده غایب است اما خداوند مؤمنین را در سطحی از ادراک بالا می برد که توانایی ارتباط با امامی که در غیبت بسر می برد، را پیدا می کنند و به تعبیر روایات از نور ولایت آن حضرت روشن می گردند. (بنی هاشمی / 4 / 114 - 113) و همچنین صاحب کتاب مکیال به همین خاطر بینایی و ادراک مومنین زمان غیبت را بسیار بالا و دارای روشنایی ولایی بیشتر می داند. (موسوی / 2 / 186)

ثبات قدمی و اعتقاد راسخ

از ویژگی های منتظران واقعی، ویژگی ثبات قدمی آنان بر ولایت است. منتظران حقیقی در زمان غیبت به لحاظ اعتقادی و عملی به ویژگیهای ممتازی در روایات توصیف شده اند به گونه ای که آنان در اوج اعتقادات دینی قرار داشته و ثبات قدم آنها بر ولایت و اهل بیت علیهم السلام مثال زدنی است. در روایتی پیامبر اکرم صلّ الله علیه و آله دربارۀاعتقادات آنان اینگونه می فرمایند:

«قالَ النبیُ صلّ اللهُ علیهِ و آلهِ لِعَلی عَلیهِ السّلام: یا علی وَاعلَم اِنَّ أعظَمَ النّاسِ یقیناً قوم یَکونونَ فِی آخَرِ الزَّمانِ لَم یلحَقوا النبیّ و حجِبَ عَنهُم الحُجّة و فامَنوُا بسَوادٍ فِی بَیاض» (مجلسی، ج52، 125، ح 12- صدوق، ج1، 288، ح 8)

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: یا علی بدان با عظمت ترین انسان ها به لحاظ یقین کسانی هستند که در آخر الزمان می آیند که پیامبری ندیده اند و حجت از آنها غایب است و آنان به سیاهی های روی سفیدی ایمان دارند.

همانگونه که اشاره می شود در این حدیث شریف منتظرین زمان غیبت در اوج یقین در مقایسه با همۀانسان ها قرار دارند و این در حالیست که پیامبر را ندیده اند و امام شان نیز در پس پرده غیبت بسر می برد؛ و تنها چیزی که در اختیارشان است احادیثی است که از حجج الهی به جا مانده است و اینان حتی به لحاظ اعتقادی از کسانی که پیامبر اکرم صل الله علیه و آله را دیده اند و معجزات آن حضرت را از نزدیک مشاهده کرده اند؛ جلوترند و یقین شان نیز بیشتر است و این امر از اوج فهم و معرفت آنها حکایت می کند که آنان را به لحاظ اعتقادی تا چنین سطحی از یقین بالا برده است.

وارث بودن منتظران در روی زمین

در روایتی حضرت علی علیه السلام پس از ابنکه بیان می فرمایند دنیا بعد از نامهربانی هایش به ما روی می آورد و مهربان می گردد؛ این آیه از قرآن را تلاوت می نمایند که خداوند اراده نموده است مستضعفان را امامان مردم و وارثان زمین قرار دهد.

((قَالَ أَمِیرُ الْمؤْمِنِینَ ع لَتَعْطِفَنَ الدُّنْیا عَلَینَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَی وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِک وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین)) (مجلسی، ج51، 64)

بنابراین از یک سو اراده خداوند بر حکومت صالحان قرار گرفته و از سوی دیگر تحقق این امر در گرو اجرای سنن الهی است که نمونه ای از آن در ارتباط بنی اسراییل و حضرت موسی علیه السلام بیان می گردد و در تاریخ صورت گرفته که از جمله این سنن سختیهای انتظار برای منتظران ظهور و غیبت حجت الهی می باشد.

دسته دیگر از آیات آیاتی هستند که با توجه به تأویلی که راسخین در علم نموده اند، ارتباط این آیات با مسأله غیبت آشکار می شود؛ که در ذیل تعدادی از این آیات می آید:

اولین آیه ای که به این مساله اشاره دارد آیه 30 سوره ملک است که می فرماید: «قُلْ أَ رَأَیتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکمْ غوْرًا فمَنْ یأْتیکمْ بماءٍ مَعینٍ» که روایات ذیل، این آیه را از جمله آیات در ارتباط با شرایط و منش منتظران غیبت امام زمان علیه السلام معرفی می نمایند به عنوان مثال امام باقرعلیه السلام در تأویل این آیه می فرمایند اگر امام شما غایب از شما شود و ندانید کجاست چه کسی امام ظاهری خواهد آورد آن که اخبار آسمان و زمین و حلال الهی و حرام الهی را برای شما بیاورد سپس امام علیه السلام فرمودند: تاویل این آیه نیامده است و حتما تأویل آن خواهد آمد. (صدوق / 1395 / 325)

همچنین در روایت دیگری آن حضرت در ذیل این آیه فرمودند زمانیکه امام تان را نیافتید و او را ندیدید چه می کنید؟ (همان، 360)

آیه دیگر که مساله غیبت را بیان فرموده است آیه 16 سوره تکویر است که می فرماید «فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنّسِ * الْجَوارِ الْکنّسِ» قسم به ستارگان گردان که از دید نهان شود.

که از امام باقرعلیه السلام شخصی از این آیه سؤال کرد حضرت فرمودند چه مساله خوبی مطرح کردید این مولودیست در آخر الزمان او مهدی از این عترت است که برای او حیرت و غیبتی است و اقوامی در این غیبت گمراه می شوند و اقوامی در این غیبت هدایت می شوند و بعد حضرت می فرماید خوشا به حال کسانیکه این زمان را درک کنند (همان، 330) و به عبارتی ستاره از دیده نهان شده امام غایب علیه السلام است.

آیه دیگری که در ارتباط با وضعیت منتظران غیبت است آیه 142 سوره آل عمران، که می فرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تدْخُلُوا الْجنّةَ وَ لَمّا یعْلَمِ اللّهُ الّذینَ جاهَدُوا مِنْکمْ وَ یعْلَمَ الصّابِرینَ»

در ارتباط با این آیه امام رضا علیه السلام فرمودند: امر ظهور انجام نمی شود مگر اینکه در نتیجه امتحانات الهی مؤمنین از غیر مؤمنین جدا شوند و خالص ها که تعداد اندکی هستند بمانند. و در ادامه حضرت آیه مذکور را تلاوت فرمودند. (مجلسی، 52 / 1404 / 113 / ح 24)

آیه دیگری که اخلاق منتظران غیبت امام زمان علیه السلام از آن استفاده شده است. «فانْتَظِرُوا إِنی معَکمْ منَ الْمُنْتَظِرینَ». (یونس 102)

حضرت امام رضا علیه السلام در ذیل این آیه، مخاطبین را دعوت به صبر در زمان غیبت امام زمان علیه السلام می نماید و اینکه گشایش و فرج بعد از یاس می آید. (همان / 110)

در آیه 20 سوره لقمان نیز که می فرماید: «وَ أَسْبَغَ عَلَیکمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً» که صحبت از نعمت های ظاهر و باطن می باشد؛ روایات اینگونه پرده از نعمات ظاهر و باطن برداشته اند:

امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند نعمت ظاهر امام ظاهر و نعمت باطن امام غایب است و در ادامه می فرمایند در میان امامان کسی است که شخص او از چشم مردم پنهان می شود ولی یادش از قلوب مؤمنین پنهان نمی گردد و در ادامه به معرفی آن حضرت می پردازند. (صدوق / ج 2 / 368)

همانطور که ملاحظه می شود در این آیات از امام به ستاره و نعمت و آب گوارا تعبیر شده که زمانی می آید ستاره پنهان می شود نعمت در باطن قرار می گیرد و آب گوارای هدایت امام از دسترس دور می شود. همه این موارد به امام و حجت خدا که از چشم مردم پنهان شده و غایب است و شرایط و منش منتظران، برمی گردد وآیات قرآن مجید، با توجه به آنچه مترجمین واقعی وحی الهی در تفسیر و تأویل آنها فرموده اند، مسأله غیبت را طرح کرده تا علاوه بر ایجاد آمادگی در بین مسلمین با مواجهه با امر غیبت حجت الهی، گرفتار یأس و حرمان در نبود ظاهری حجت نگردند.

رفتارهای دینی منتظران واقعی

منتظران واقعی، وضعیت فکری، روحی و عملی خود را به گونه ای سامان می بخشند که سنخیت کاملی با امام زمان(عج) داشته باشد. به طور کلی هر انسانی دارای سه مرتبه وجودی (افکار، صفات و اعمال) است و هیچ انسانی از این قاعده مستثنا نیست. اگر کسی بخواهد به انسان دیگری نزدیک شود، چاره ای ندارد جز اینکه بکوشد نوع اعتقاد، باورها، صفات و رفتار خود را به ایشان نزدیک سازد تا از این طریق شیعه و پیرو واقعی او باشند.

امام باقر«ع» در تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابطُوا»آل عمران، آیه 200 فرمود: «اصبروا»، یعنی صبر کنید بر ادای واجبات و «صابروا»، یعنی شکیبا باشید بر اذیّت دشمنان و «رابطوا»، یعنی رابطه ناگسستنی با امام خود، مهدی منتظر(عج) داشته باشید» (النعمانی، ج 1، ص 234).

و یا در حدیث دیگری آن حضرت، امام زمان علیه السلام را از فرزندان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام معرفی کرده و فرموده است که: «او همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد بعد از آنکه پر از ظلم و جور شد و آنگاه به غیبت آن حضرت اشاره فرموده و اینکه کسانی در زمان غیبت آن حضرت بر دین خود ثابت می مانند نایابتر از کیمیا خواهند بود (صدوق / 1 / 288 / ح 7).

در حدیث دیگری از آن حضرت که فرموده است: «برای قایم ما غیبتی است که مدت آن طولانی است» در ادامه این حدیث کسانی از شیعیان را که در غیبت آن حضرت بر دین خود ثابت قدم باشند و بخاطر طول مدت غیبت به قساوت قلب دچار نشوند، چنین اشخاصی را با خود و هم درجه خود در قیامت معرفی کرده اند. (همان / 303 / ح 14)

اخلاق انبیای سابق در دوره غیبت شان

همه انبیاء در نزد خداوند متعال یکسان هستند، تنها تفاوت رتبه دارند؛ خود قرآن هم می فرماید: «فضلنا بعضهم علی بعض». (سوره بقره، آیه 253) مثل یک کلاسی که دانش آموزان آن با هم تفاوت دارند، مثل یک مجموعه ای که با هم فرق دارند، انبیا (علیه السلام) نیز با هم تفاوت هایی دارند. پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از همۀ آنها بالاتر است همانطور که ملاحظه می شود هر چند در تاریخ انبیاء برخی از آنها غائب بوده و سنت الهی را در ارتباط با حجت هایش را آشکار می کند و از این جهت غیبت امام زمان مدلّل می گردد اما غیبت انبیاء گذشته متناسب با وظائف و اهداف آنها بوده و از این رو تا شرایط تحقق آن اهداف فراهم می آمد و خداوند صلاح می دانست، به امر خداوند ظهور و آشکار شدن آن حجت الهی تحقق می یافت و مأموریتش را انجام می داد. و از طرفی هیچ کدام از انبیاء گذشته مأموریتی به گستردگی امام زمان علیه السلام نداشتند؛ چه از جهت کمی و چه از جهت کیفی و لذا همانطور که روشن است یکی از عوامل مهم طول غیبت را مدت زمانی که زمینه سازی برای اهداف حجت الهی لازم دارد، تعیین می کند. در تاریخ انبیاء که ملاحظه می کنیم مأموریت آنان اغلب تبلیغ احکام و دستورات الهی بوده و نجات انسان ها در مقیاس محدود از دست ستمگران مد نظر بوده و بعد از نجات قوم نیز دین الهی حتی دچار تحریف و گرفتار بدعتها شده و قدرت طلبان و سود جویانی پیدا شدند که تمامی زحمات حجج الهی را نابود کردند حال اگر وظیفه حجت غایب، گسترش توحید و برقراری عدل در سراسر جهان باشد و این امر استمرار نیز داشته باشد علاوه بر غیبت، طول غیبت به مراتب طولانی تر از طول غیبت انبیا ی که غیبت داشته اند، باید داشته باشد. زیرا انبیا ی قبل نه اهدافی به این گستردگی داشتند و نه اهدافشان بعد از آن پیامبر، استمرار داشت. در ارتباط با امام زمان علیه السلام هر دو مورد یعنی هم وسعت اهداف و هم استمرار آن باید تضمین شود و لذا می طلبد تمام شرایط و زمینه ها محقق شود و خداوند است که می داند چه زمانی چنین واقعه عظیمی که تا کنون بوقوع نپیوسته، زمان مناسب آن است. و لذا غیبتی به مراتب طولانی تر باید آن حضرت داشته باشد.

در ادامه علل غیبت بیان شده از جمله اجرای سنن الهی در ارتباط با غیبت انبیای الهی و از طرفی اهداف بزرگی که خداوند برای امام زمان علیه السلام در نظر گرفته به هیچ وجه با اهداف حجج الهی قابل مقایسه نبوده و شاید بتوان گفت همه انبیا و اوصیا در یک نگاه عمیق تر، مقدمه چنین هدفی بوده اند زیرا که هر پیامبری زمینه ساز و مبشّر ظهور پیامبر بعد از خود بوده اند تا این امر به پیامبر خاتم رسیدکه بشارت ظهور آن حضرت، در تورات و انجیل داده شده بود. هر چند دین پیامبر خاتم صلوات الله علیه و آله برای همه انسان ها تا قیامت است اما تحقق و اجرای اهداف آن به وصی خاتم احاله داده شده؛ به عبارتی دین کامل توسط پیامبر خاتم صلوات الله علیه و آله تبلیغ شد اما بطور کامل چه به لحاظ وسعت و چه ازنظر محتوا اجرا نشد و کسی که دین کامل الهی را به طور کامل و در همه عالم گسترش خواهد داد امام زمان علیه السلام معرفی شد آن هم با یک مشخصه مهم؛ یعنی غیبت طولانی. به عبارت دیگر برنامه الهی که امام زمان علیه السلام دارند، هیچ پیامبری نداشته و اوج تحقق همه خواسته های انبیا در روی زمین است؛ یعنی اعتلای کلمه توحید و پر نمودن زمین از عدالت و لذا مهیا شدن زمینه برای چنین هدف عظیمی، زمانی طولانی می طلبد تا امری متحقق شود که همه جوانب عدالت در آن اجرا گردد.

رفتارهای متقابل امام غایب و منتظران

امام صادق علیه السلام در حدیثی به ابا بصیر می فرمایند؛ سنت های انبیاء در ارتباط با غیبت هایشان همان سنت ها در مورد قائم ما اهل بیت حادث می شود. (صدوق / 2 / 345 / ح41)

نکته مهم دیگر این است که رابطه امام و مردم چگونه باید باشد و ما چگونه ایم؟ به عبارتی خداوند می خواهد ما نسبت به حجتش چگونه باشیم؟ در روایتی رابطه امام نسبت به مردم به رابطه روح به بدن مثال زده شده؛ روح هر آنچه بخواهد تمام اعضا و جوارح بی آنکه از خود نظری داشته باشند همان را انجام می دهند و چون سربازانی پا به رکاب مطیع و منقاد روح اند. در ادامه روایت حضرت می فرمایند اینگونه سزاوار است از امام واجب الطاعه پیروی شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قالَ سَمِعْتُهُ یقُولُ لِرَجُلٍ اعْلَمْ یا فُلَانُ إِنَّ مَنْزِلَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْجَسَدِ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَامِ مِنَ النَّاسِ الْوَاجِبِ الطَّاعَةِ عَلَیهِمْ أَ لَا ترَی أَن جمِیعَ جَوَارِحِ الْجَسَدِ شُرَطٌ لِلْقَلْبِ وَ تَرَاجِمَةٌ لَهُ مُؤَدِّیةٌ عَنْهُ الْأُذُنَانِ وَ الْعَینَانِ وَ الْأَنفُ «3» وَ الْیدَان وَ الرِّجْلَانِ وَ الْفَرْجُ فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا هَمَّ بِالنَّظَرِ فَتَحَ الرَّجُلُ عَینَیهِ وَ إِذَا هَمَّ بِالاسْتِمَاعِ حَرَّک أُذُنَیهِ وَ فَتَحَ مَسَامِعَهُ فسَمِعَ وَ إِذَا همَّ الْقلْبُ بِالشَّمِّ اسْتَنْشَقَ بِأَنْفِهِ فَأَدَّی تِلْک الرَّائِحَةَ إِلَی الْقَلْبِ وَ إِذَا هَمَّ بِالنُّطْقِ تَکلَّمَ بِاللِّسَانِ وَ إِذَا همَّ بالْحَرَکةِ سعَتِ الرِّجْلَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالشَّهْوَةِ تَحَرَّک الذَّکرُ فَهَذِهِ کلُّهَا مُؤَدِّیةٌ عَنِ الْقَلْبِ بِالتَّحْرِیک وَ کذَا ینْبَغِی لِلْإِمَامِ أَنْ یطاعَ لِلْأَمرِ منْه(مجلسی، بحار ج 58، ص249)

حال اگر نه تنها چنین رابطه ای نباشد، بلکه مخالفت با حجت خدا صورت گیرد و کار به جایی برسد که کمر به قتل حجت خدا و امام واجب الطاعه خود ببندند، کاری که با یازده حجت الهی قبل کردند و فجیع ترین آن را در رابطه با مظلوم کربلا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام صورت دادند. اینجاست که خداوند برای کسی که وظیفه برقراری عدل بر روی زمین را دارد، غیبت او را رقم می زند تا بماند و حداقل تعدادی پیدا شوند که امام شناس بوده و رابطه ای چون بدن با روح بین آنان و امام برقرار باشد. ولی تا آن روز خداوند حجتش را از مردم می گیرد و پنهان می نماید.

جدا سازی انسان های خالص از غیرخالص

جداسازی مومنین خالص از کسانی که به دروغ مدعی ایمان و ولایت اهل بیت علیهم السلام هستند و یا در ادعای خود خلوص کامل را ندارند اینان در طی امتحان هائیکه در زمان غیبت صورت می گیرد جدا شده و به صف کفار می پیوندند فلذا یکی از علل غیبت و طول مدت آن پاک شدن صف مؤمنین خالص از غیر مؤمنین است به عبارت دیگر پاک شدن صف انسان های با اخلاق از بی اخلاق است. در روایت آمده است آنقدر این پاک شدن و به تعبیر روایات غربال شدن ادامه می یابد که تنها خالص ها باقی می مانند و آنانی که غشّ و ناخالصی دارند، جدا می شوند. (مجلسی / 52 / 95 / ح 10)

در حدیثی امام صادق علیه السلام در علت غیبت می فرماید: «لأنّ الله عزوجل یحبُّ اَن یمتحن الخلق فعند ذلک یرتاب المبطلون»؛ زیرا خداوند متعال با این غیبت می خواهد خلقش را امتحان کند پس در این زمان اهل باطل به شک می افتند. (صدوق / 2 / 346 / ح 33)

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است که به خدا قسم شما پاک می شوید و جدا می شوید و غربال می شوید تا اینکه عده ای کمی می مانند و مثال زده اند آن حضرت که شخصی آذوقه ای را ذخیره کرده و بعد از مدتی آنرا پاکسازی می کند و این امر را ادامه می دهد تا اینکه بعد از سه بار آن مقداری که باقی می ماند چیزی به آنها ضرر نمی رساند». (مجلسی/5/216/ح 1)

این فرمایش و مثال حضرت حاکی از آنست که مدعیان ایمان در زمان غیبت امتحان می شوند و در این امتحانات در نهایت خالص ها که از تمام امتحانات پیروز بیرون آمده اند، باقی می مانند (صدوق / 2 / 345 / ح).

ب. اعمال واجب و حرام منتظر واقعی

شاید بتوان گفت مهمترین وظیفه که منتظران را در اوج خود نگه می دارد احساس حضور است بدین معنا که شخص منتظر از طرفی می داند که تمام اعمال و رفتار او در دید و منظر امام زمان علیه السلام است و از سوی دیگر خداوند به او از عقل و معرفت و قلم آنقدر عطا کرده که غیبت برای او به منزلۀمشاهده است از این رو در چنین شرایطی احساس حضور در زمان غیبت به او دست می دهد. در این رابطه روایتی از حضرت امیر علیه السلام نقل می شود:

رمیله نامی می گوید به بیماری سختی در زمان حضرت علی علیه السلام دچار شدم روز جمعه ای قدری احساس سبکی کردم و به خود گفتم بروم پشت سر حضرت امیر المومنین علیه السلام نماز بخوانم. وقتی به مسجد رفتم زمانی که حضرت به منبر رفتند، بیماری من عود نمود حضرت امیر علیه السلام بعد از بازگشت به من فرمود، ای رمیله دیدم که از درد به خود می پیچیدی گفتم، بلی و قضیّه خود را تعریف کردم، حضرت فرمودند ای رمیله مومنی نیست که مریض می شود مگر آنکه ما نیز به واسطۀمریضی او مریض می شویم و محزون نمی شود مگر اینکه ما نیز به حزن او محزون می شویم و دعا نمی کند مگر اینکه به دعای او آمین می گوییم و ساکت نمی شود مگر برای او دعا می کنیم. گفتم ای امیر المومنین خدا مرا فدای شما گرداند، این مطلب برای کسانی است که در اطراف شما می باشند. آیا شما کسانی را که در اطراف زمین هستند، می بینید، حضرت فرمود؛ ای رمیله، مومنی نه در شرق زمین و نه در غرب زمین از ما پنهان نیست (مجلسی، ج26، 140، ح 11). این حدیث شریف به احاطۀآن بزرگواران نسبت به مومنین می باشد که از همه احوال آنان از مرض، حزن، سکوت و دعای آنان همه در معرض دید امام هر زمان می باشد ومومن در اینکه امام زمانش او را می بیند، ایمان دارد.

از طرفی با توجه به روایت امام سجاد علیه السلام که فرمودند:

«یا اَبا خالد اِنَّ اهل زمانِ غیبَتِهِ القائلونَ بامامَتهِ المنتظِرونَ لِظهورهِ اَفضَلَ اَهلَ کلِ زمانٍ لِاَنَّ اللهَ تعالی اَعطاهُم مِن العُقولِ و الافهامِ و المَعرفةِ ما صارَت بهِ الغیبَةِ عِندَهُم بِمنزِلةِ المشاهدةِ» (طبرسی، ج2، 318)

امام در این حدیث می فرمایند؛ منتظرین ظهور و قائلان به امامت آن حضرت، برترین اهل هر زمانی می باشند و دلیل آن را اختصاص یافتن عقل و فهم و معرفت ویژه از سوی خداوند متعال به آنها می دانند به گونه ای که این سطح از تعقل و معرفت که به آنان داده می شود، باعث می گردد مسئلۀغیبت به مانند حالت مشاهده شود و لذا احساس حضور از طرف منتظرین نیز نسبت به حضرت به آنان دست می دهد و آنان به گونه ای زندگی می کنند که انگار امام زمان علیه السلام را می بینند. با چنین احساسی است که از هیچ وظیفه ای در قبال آن حضرت فروگذار نیستند. بنابراین در ادامۀروایت امام سجاد علیه السلام آنان را مجاهدین پیشاپیش رسول خدا، اهل اخلاص واقعی و شیعیان صادق معرفی می نماید.

امر به معروف و نهی از منکر

یکی از ویژگی مهم مسلمانان و منتظران در عصر غیبت و حتیّ عصر ظهور آن امام همام پاسداری از دین و حفظ حقوق مردم و سلامت و نظم جامعه اسلامی است. هر فرد منتظر باید در برابر آحاد جامعه اسلامی احساس مسؤولیت کرده، در راه اصلاح و ساختن افراد تلاش نماید، تا جامعه و افراد آن آماده پذیرش حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) شوند. اصلاح جامعه از راه امر به معروف و نهی از منکر تحقق می یابد و قانون امر به معروف و نهی از منکر در متن آموزه های اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است.

امام باقر (ع) فرمودند: «لیعن قویّکم ضعیفکم و لیعطف غنیّکم علی فقیرکم ولینصح الرجل اخاه النصیحة لنفسه» (طبری، 1420، 113) توانمندان شما باید به ضعیفانتان کمک کنند و اغنیاء شما باید به فقرایتان مهربانی کنند، هر کس باید برادر دینی اش را نصیحت کند، نصیحتی که به نفع برادرش باشد.

قرآن کریم می فرماید: «کنتم خیر امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» (آل عمران، آیه 110) شما بهترین امّتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند؛ چه اینکه امر به معروف و نهی از منکر می کنید.

همچنین امام صادق (ع) فرمود: «انّ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء، فریضة عظیمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و تردّ المظالم و تعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر» (کلینی، 1356، 156) بی تردید امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاءع و طریقه صالحان است. امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای سترگ و خطیر است که به وسیله آن سایر واجبات انجام می پذیرد و راهها امنیت می یابد و در آمدها حلال و مشروع می گردد، مظالم باز گردانده می شود، زمین آباد می شود و از دشمنان انتقام گرفته می شود و امور سامان می یابد.

اگر همه منتظران واقعی خود را موظّف به اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی بدانند، قدم های اوّلیّه برای نیل به جامعه ایده آل و مطلوب مهدویّ برداشته می شود. انتظار نباید ابزاری برای بهانه و سستی و خمودی منتظران قرار گیرد. به بیان روشنتر سکون و بی تحرّکی برای منتظران حضرت، خلاف آیات و روایات موجود درباره مهدویّت و خلاف عقل و این تفسیر از انتظار بهانه ای برای بی قیدی و بی تکلیفی است. انتظار سازنده که مورد نظر تعالیم حیاتبحش اسلام است، این است که یک مسلمان و منتظر برای تحقق آرمانهایی که از کتاب و سنّت دریافت کرده همواره در تکاپو و تلاش باشد. برخی از این آرمانها عقیدتی است و برخی عملی مثل عدالت واینها در پیوند با یکدیگرند.

محو ظلم و جهل، آرمانهایی است که قرآن برای مسلمان ترسیم می کند و مسلمان در تلاش برای تحقق این آرمانهاست و ارتباط این قضیه با مسئله مهدویّت و منتظر این است که ما آن حضرت را قلّه این حرکت می دانیم؛ نه بدین معنا که آن حضرت باید به تنهایی این معضلات را رفع کند، که این تفکّر قوم بنی اسرائیل در برابر حضرت موسیع بوده است. بنابراین، بر همه مسلمانان به ویژه منتظران واقعی آن حضرت فرض است که در اصلاح جامعه از راه امر به معروف و نهی از منکر، یعنی تفکّر و آرمانهای مهدویّت از هیچ تلاشی دریغ ننمایند.

یادکردن پیوستۀ امام زمان علیه السلام

در حدیثی امام کاظم علیه السلام فرمودند:

«یَقیبُ عَن اَبصارِ الناسِ شخصهُ و لا یقیبُ عن قُلوبِ المومنین ذِکرُهُ» (مجلسی، ج51، 150، ح2)

هر چند شخص آن حضرت از دیدگان پنهان است اما یاد و ذکر آن حضرت از قلوب مومنین هرگز فراموش نمی شود. به عبارتی مومنین و منتظرین آن حضرت پیوسته به یاد ایشانند و با یاد و ذکر آن حضرت زندگی می کنند.

صبر و ثبات قدم بر ولایت ائمه علیهم السلام

از جمله وظایف مهمی که برای منتظر در زمان غیبت ذکر شده است، ثبات قدم در ولایت اهل بیت علیهم السلام است و این امر به حدی دارای اهمیت است که منتظری که ثبات قدم دارد اجر و ثوابش با هزار شهید برابری می کند. امام سجاد علیه السلام در این رابطه می فرمایند:

«مَن ثبَتَ علی ولایَتنا فی غِیبَةِ قائُمِنا اَعطاهُ اللهُ اَجرَ اَلفِ شَهیدٍ مِثلِ شُهَداءِ بدرٍ واُحُدٍ» (همان، ج52، 125، ح13) هر کس برولایت ما در غیبت قائم ما ثابت قدم باشد، خداوند اجر هزار شهید همانند شهدای بدر و احد را به او عطا می فرماید. ولایت دو نوع می باشد:

الف) ولایت تکوینی: این نوع ولایت بدین معناست که حضرات معصومانع به إذن و اراده الهی، می توانند در مقام تکوین و عینیّات خارجی، دخل و تصرف کنند، مانند معجزات انبیاءع و کرامات اولیاء (ع)

ب) ولایت تشریعی: به معنای ولایت و سرپرستی جامعه و مؤمنین است. ائمه اطهارع، هر کدام در زمان خود، ولیّ و سرپرست جامعه بوده و مردم را هدایت تشریعی می کنند.

یکی از ویژگی مهم منتظران در زمان غیبت، چنگ زدن به ریسمان ولایت اهلبیت (ع) است. امام صادق (ع) فرمودند: «طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبلنا فی غیبة قائمنا» (صدوق، 1395، ج 2، باب 34، ح 5) خوشا به حال شیعیان ما! آنان که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسک می جویند.

همچنین امام سجاد (ع) فرمودند: «من ثبت علی موالاتنا ولایتن فی غیبة قائمنا اعطاه الله عزّو جلّ اجر الف شهید من شهداء» بدر و احد (صدوق، 1395، ج 1، 439) هر کس در غیبت قائم ما بر دوستی و عقیده به امامت م ثابت قدم باشد، خدای متعال اجر هزارشهید از شهدای بدر و احد به او عطا می کند.

و نیز امام صادق (ع) فرمود: «یأتی علی الناس زمان یغیب عنهم امامهم زمانی بر مردم فرارسد که پیشوایشان از آنان غایب گردد. زراره پرسید: در آن زمان مردم چه کنند؟ امامع فرمود: یتمسکون بالامر الذی هم علیه حتی یتبیّن لهم» (صدوق، 1395، ج 2، باب 33، ح 44) به همان امر ولایتی که برآنند چنگ زنند، تا برایشان آشکار شود.

عمل به وظایف (ورع و اجتهاد)

امام صادق علیه السلام کسانی را یاران امام زمان علیه اسلام معرفی کرده اند که می باید در کنار انتظار، به ورع و نیکویی های اخلاق نیز عمل کند. در این حدیث امام صادق علیه السلام صراحتا امر به ورع و محاسن اخلاق و انتظار در کنار هم کرده اند و شرط اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بودن را عمل به این سه وظیفه دانسته اند و چنین شخصی اگر بمیرد اجرش مانند کسی است که با ورع و محاسن اخلاق منتظر است تا امام زمان علیه السلام را درک کرده باشد.

«قالَ الصّادق علیه السّلام: من سَرَّهُ اَن یَکونَ مِن اصحابِ القائِمِ فَلیَنتظِر و لیَعمَل بالوَرَعِ و مَحاسِنِ الاَخلاقِ و هُوَ منتَظِرٌ فاِن ماتَ و قامَ القائمُ بعدَهُ کانَ لَهُ مِن الاَجرِ مثلُ اَجرِ مَن اَدرَکَهُ فجَدّوا و انتظِروُا هنیئاً لکُم ایّتها العصابةُ المَرحومَة»(نعمانی، 1397، 200) هر کس در دل دارد که از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد پس باید در انتظار بسر برد و می باید به ورع و محاسن اخلاق عامل باشد در حالی که او منتظر است پس اگر بمیرد و امام زمان علیه السلام بعد از او قیام کند همانند کسی که آن حضرت را درک کرده، برای او نیز اجر و ثواب می باشد پس تلاش کنید و منتظر باشید گوارایتان باد ای گروه مورد رحمت الهی واقع شده. همانگونه که ملاحظه می شود حضرت در کنار انتظار، به تلاش امر می فرمایند و از منتظر، تلاش در جهت ورع و تقوا و محاسن اخلاق خواسته اند که اصل و اساس دین، اخلاق و ورع و تقوا است و منتظر با انجام این دو وظیفۀدینی منتظر واقعی است.

انتظار فرج و عدم یاس

از دیگر وظایفی که در زمان غیبت برای منتظرین بیان شده، این است که در انتظار خود دچار یاس و ناامیدی نشوند و شبهات و وسوسه های شیطان آنان را به واسطۀطول غیبت مایوس نکند و بدانند که هر چند این انتظار به طول بیانجامد عاقبت ظهور دولت حق اتفاق خواهد افتاد.

حضرت علی علیه السلام امر به انتظار فرج را در کنار مایوس نشدن چنین ذکر نموده اند:

«قال امیر المومنین علیه السلام: اِنتظِروا الفَرَجَ و لا تیاَسوُا مِن رَوح اللهِ فاِنَّ اَحبَّ الاَعمالِ اِلی الله عزَّ و جلَّ اِنتظارُ الفرَج» (همان) منتظر فرج باشید و از روح الله نا امید و مایوس نگردید که همانا محبوب ترین اعمال نزد خداوند عزّ و جلّ انتظار فرج است.

انتظار فرج مقرون به عدم یاس است و مایوس نشدن در طول مدت انتظار است که شخص را لایق عنوان منتظر می کند و وظیفۀسختی است که به خاطر طول زمان انتظار فرج انسان دچار حالت یاس و حرمان نگردد و سرّ محبوب شدن منتظر در نزد خدا، شاید همین نکته باشد که منتظرتا زمانی که به یاس دچار نشده، منتظر است.

تمسّک به آنچه به ما رسیده

در برخی روایات برای منتظرین تمسّک و پایبندی به آنچه از ائمه علیهم السلام به ایشان رسیده، به عنوان وظیفه یاد شده است و فرموده اند در زمان غیبت به امر اوّلی تمسک جویید تا امر دیگر برایتان روشن گردد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند:

«فَتمسکوا بالاَمرِ الاَوَّل حتی تبَیَّنَ لکُم الاخر»(همان، 158) به امر اوّلی تمسّک کنید تا زمانی که امر دیگر برای شما آشکار شود.

و یا در روایت دیگر، آن امام فرموده اند:

«فَتَمَسِّکوا بِما فی اَیدیکُم حتّی یَتَّضِحَ لَکم الامر»(همان، 159) تمسّک کنید به آنچه در دستتان است تا امر برای شما واضح گردد.

و یا فرموده اند:

«فتمَسّکوا بالاَمرِ الاوّل الذی انتُم علیهِ حتی یَتَبَیَّنَ لکُم»(همان، 159) به امر اولی که برآنید تمسّک کنید تا برای شما حقیقت امر روشن شود.

علامه مجلسی پس از ذکر این دسته از روایات در بیانی اینگونه توضیح داده است که مقصود از این اخبار عدم تزلزل در دین وتحیّر درعمل است یعنی این اخبار می خواهند بفرمایند در اصول دین و فروع آن به آنچه به شما از ائمه دین علیهم السلام رسیده، متمسّک شوید و ترک عمل نکنید و منحرف نشوید تا امامتان ظاهر گردد. (مجلسی، ج52، 1404، 132)

دعا برای فرج

از جمله وظایف مهمی که برای زمان غیبت، منتظرین به آن امر شده اند، دعا برای فرج امام زمان علیه السلام است و در این باره کثرت دعا خواسته شده است و مهمتراینکه درتوقیع شریفی که از ناحیه مقدّسه صادر شده، امر به کثرت دعا برای فرج خواسته شده است. امام زمان علیه السلام در این ت

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.