نگرش قرآنی امام هادی (علیه السلام) در زیارت جامعه کبیره به امام مهدی (علیه السلام)

مساله

مـسئله مـهدویت از مسائل مهم و حیاتی است که از زمان پیامبر اکرم(ص) به صورت واضح و روشن مطرح شده و بر زنده نگه داشتن آن تأکید و تشویق فراوان شده است. و امامان معصوم (ع) نیز به فراخور فرصتهایی کـه بـرای آنها پیش آمده این مسئله را مطرح و بیان نموده اند. دوران امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) از دورانهایی است که حکومت وقت به شدّت مسائل مهدویت و حتی تولد حضرت مهدی (ع) را پی گیر بـوده و تـحت نظر داشته است. اختناق و سخت گیری در این زمینه نیز به اوج خود رسیده بود؛ با این حال، حضرت هادی (ع) از فرصتها بهره برداری نمود و گاه به صورت صریح و زمانی در پوشش دعـا وزیـارت مـسئله مهدویت را زنده نگهداشته است.

مـقدمه

از امـام هـادی (ع) مجموعه ای از «زیاراتِ» ارزشمند به یادگار مانده است که بدان وسیله پدران بزرگوارش را زیارت می کرد و به پیروانش دستور می داد که امامان (علیهم السلام) را بدان کلمات زیارت کنـند. این زیارت هـا سرشار از معارف گوناگون اسلام و دلائل حقانیت امامان (ع) و شایستگی آنـان بـرای منصب خلافت اسلامی است. از مشهورترین و پرارزش ترین زیارتنامه های امامان (ع) زیارت «جامعه» است که از امام هادی (ع) به یادگار مانده و به خـواهش یکی از شـیعیان بـه نام «موسی بن عبداللَّه نخعی» به او تعلیم داده شده اسـت و هر یک از پیشوایان معصوم (ع) را می توان با آن زیارت کرد. زیارت جامعه را شیخ طوسی و شیخ صدوق درکتاب های خود نقل کرده (صدوق،ج2، 1378، ص:277) و شخصیت هـای بـزرگی تـاکنون، به زبان فارسی و عربی، بر آن شرح نوشته اند.

ازجمله، علّامه مجلسی در تـوصیف این زیارتنامه می نویسد: «زیارت جامعه، از نظر سند، صحیح ترین زیارت ها، ازجهت محتوا، عمیق ترین، از نظر لفظ، فصیح ترین و از حیث معنی، بـلیغ ترین زیارتـنامه ها و پرارج تـرین آنهاست.» (مجلسی،ج99،1404ق، ص:144 )

فرازهایی از زیارت جامعه:

«اشْهَدُ انَّکمُ الْائِمَّةُ الرَّاشِدُونَ، الْمَهدِیونَ، الْمَعصُومُونَ، الْمُکرَّومُونَ، الْمـُقَرَّبُونَ، المـُتَّقُونَ، الصـَّادِقُونَ، الْمُطَفَوْنَ، الْمُطیعُونَ لِلّهِ، الْقَوَّامُونَ بِامْرِهِ، الْعامِلُونَ بِارادَتِهِ الْفائِزُونَ بِکرامَتِهِ.اصْطَفاکمْ بِعِلْمِهِ، وَ ارْتَضاکمْ لِغَیبِهِ، وَ اخْتارَکمْ لِسـِرِّهِ... وَ رَضـِیکمْ خـُلَفاءَ فی ارْضِهِ وَ حُجَجاً عَلی بَرِیتِهِ وَ انْصاراً لِدینِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرَّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدِعاً لِحِکمَتِهِ وَ تـَراجِمَةً لِوَحـْیهِ وَ ارْکاناً لِتَوْحیدِهِ وَ شُهَداءَ عَلی خَلْقِهِ وَ اعْلاماً لِعِبْادِهِ وَ مَناراً فی بِلادِهِ وَ ادِلَّاءَ عَلی صِراطِهِ.»

گـواهی مـی دهم که شما، پیشوایان راهنما، هدایت یافته، معصوم، بزرگوار، مقرّب، پرهیزگار، راستگو، برگزیده، فرمانبر خدا، اسـتوارکنندگان امـر او و عمل کنندگان بر وفق خواست او هستید که به کرامتش نائل آمده اید. خداوند، شما را بـه دانـش خـویش برگزید و برای غیبتش پسندید و برای سرّ خویش انتخاب کرد.... و پسندید که شما جانشینان او در زمینش و حجّت های او بـر مـخلوقاتش و یاوران دینش و حافظان سرّش و خزانه داران علمش (که از آسمان نازل شده است ) و امانتداران حـکمتش و مـترجمان و مـفسّران وحیش و بنیان های توحیدش و گواهان بر خلقش و پرچم های برافراشته برای بندگانش و نشانه های روشن در شـهرهایش و راهـنمایان راهـش باشید. در این فرازها از زبان امام هادی (ع)، اوصاف و ویژگی هایی برای امامان (ع) بیان شـده که در غـیر آنان یافت نمی شود و هر یک از این ویژگی ها، بیانگر شایستگی آن بزرگواران برای رهبری امّت و جانشینی از پیامبر (ص) است. عـلاوه بـر آنکه تصریح شده است خداوند، آنان را خلیفه خویش در زمین و حجّت خود بـر آفـریده هایش قرار داده است. با این وصف، جایی برای خـلافت و حـجّت بـودن دیگران باقی نمی ماند امام (ع) پس از برشماری ویژگـی هـا و مسؤولیت ها و نقش های یاد شده برای امامان (ع)، به رابطه و وظیفه مردم نسبت بـه آنـان اشاره کرده می فرماید:

فَالرَّاغِبُ عَنْکمْ مـارِقُ وَ اللّازِمُ لِکمْ لا حـِقُ وَ الْمـَقصَّرُ فـی حَقَّکمْ زاهِقُ وَ الْحَقُّ مَعَکمْ وَ فیکمْ وَ مـِنْکمْ وَ الَیکمْ وَ انْتُمْ اهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ میراثُ النُّبُوَّةِ عِندِکم وَ ایابُ الخَلْقِ الَیکمْ وَ حِسابُهُمْ عَلَیکم وَ فـَصلَ الخـِطابِ عِندَکم وَ آیاتُ اللَّه لَدَیکم وَ عَزائِمُهُ فـیکم وَ نُورُهُ وَ بُرْهانُهُ عِنْدَکم وَ امـْرُهُ الَیکم. پس رویگـردان از شما از دین خدا بیرون رفته و مـلازم و هـمراه شما به شما و دین خدا پیوسته و رسیده است و کوتاهی کننده در حقّ شما نابود اسـت. حـقّ با شما در (خاندان) شما و از شـما و بـسوی شـماست و شما اهل آن و مـعدن آن هـستید و میراث نبوّت نزد شـماست و بـازگشت خلق بسوی شما و حسابشان با شما و «فصل الخطاب» (حکم جدا کننده حق از باطل) نـزد شـماست. آیات خدا نزد شما، عزیمت های او (کوشـش و اهـتمام در تبلیغ دین و پایداری بـر مـشکلات و سـختیهای آن) در (خاندان) شما (واردشده و بـرشما حتم واجب شده است) و نور وبرهانش نزد شما و امر خداوند مربوط به شماست.هم چـنین درفـرازی دیگر می فرماید:(مَنْ والاکمْ وَ الَی اللَّه وَ مـَنْ عـاداکمْ فـَقَدْ عـادَاللَّه وَ مـَنْ احَبَّکمْ فَقَدْ احـَبَّ اللَّه وَ مـَنْ ابْعَضَکمْ فَقَدْ ابْعَضَ اللَّه وَ مَنِ اعتَصَمَ بِکمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ.) دوستدار شما، دوستدار خدا و دشمن شما،دشـمن خـداست. هـر کس به شما محبّت ورزد به خدا محبّت ورزیده و آن که بـه شـما کینـه ورزد، مـورد غـضب خـداست و هر که به شما تمسّک جوید به خدا تمسّک جسته است.(قمی، 1371ش،ص:1014)

مسأله امامت و تبیین پایه های آن:

بیان مسأله امامت و تبیین پایه های آن در سخنان امام دهم (ع) که بطور معمول برای عـموم القا می شد و در دسترس همگان بود، متجلّی است. اینک به دو نمونه اشاره می کنیم.

الف- امام هادی (ع) از پدرانش، از جدّش امیرمؤمنان (ع) روایت کرده که رسول خدا (ص) خطاب به علی (ع) فرمود: ای علی! هرکس دوست دارد که با شـادمانی و پاکی و در امـان بودن از مصیبت بزرگ روز قیامت به دیدار خدا بشتابد، باید تو را دوست داشته باشد و نیز دوستدار فرزندان تو، حسن، حسین، علی بن حسین، محمّد بن علی، جعفر بن محمّد، موسی بـن جـعفر، علی بن موسی، محمّد بن علی، علی بن محمّد، حسن بن علی و مهدی، پایان بخش آنان باشد. ای علی! در آخرالزّمان، گروهی تو را دوست خواهند داشـت در حـالی که برخی دیگر از مردم، ایشان را سـرزنش مـی کنند و اگر آنان نیز دوستی و ولایت تو را برگزییند بر ایشان بهتر است، اگر بدانند و تو و فرزندانت را- که برترین درودهای خدا بر آنان باد- بر پدران، مادران، برادران، خـویشان و نـزدیکان خودمقدّم می دارند. اینان روز قـیامت در زیر «لوای مـحمد» محشور خواهندشد. خداوند از بدی ها و گناهان شان می گذرد و درجات شان را بالا می برد و این پاداش کردارشان است.(طوسی،ص:90ومجلسی، ج31، 1404ق، ص:258)امام هادی (ع) در این روایت، تنها به تبیین امامت خود بسنده نکرده بلکه سلسله امامت را- آن هم از زبـان پدرانـش و در نهایت، رسول خدا (ص) مطرح نمود و دوستی و ولایت آنان را شرط در امان بودن از عذاب الهی و نگرانی روز قیامت دانست.

امام هادی (ع) در پاسخ پرسش «صقر بن ابی دُلَف»، که از معنای روایت نقل شده از پیامبر (ص): «لا تُعادُوا الایامَ فَتُعادیکمْ. بـاروزگاردشمنی نـورزید که بـه دشمنی شما برخواهد ساخت.» پرسیده بود، فرمود: منظور از «ایام» ما هستیم و به یمن وجود ما آسمان ها و زمـین برپاست. شنبه نام رسول خدا (ص). یکشنبه: کنایه از امیرمؤمنان (ع) است. دوشنبه: حـسن و حـسین (ع) هـستند و سه شنبه: علی بن حسین، محمّد بن علی و جعفر بن محمّد (علیهم السلام). چهارشنبه: موسی ابن جـعفر، عـلی بن موسی، محمّد بن علی پنجشنبه: من وفرزندم حسن بن علی و جمعه نـوه ام (حـضرت مـهدی)که مردمِ حقّ طلب گرد او جمع می شوند و او زمین را پر از قسط و عدل می کند، همان گونه که از ستم و جـور پر شده است. این است معنای «ایام» پس با آنان در دنیا دشمنی نورزید تا در آخرت با شـما دشمنی نورزند.(ابن بـابویه،ج1ش،ص:383 ومـجلسی، ج50، 1404 ق، ص:194)

روش ارتباطی امام هادی (ع) با شیعیان فراتر از یک ارتباط معمولی و عادی و از سازماندهی و پیچیدگی بیشتری برخوردار بود. از این رو، افراد معمولی توانایی انجام چنین مسؤولیتی را نداشتند و مسؤولیت ارتباط میان «امّت» و «امامت» بر عهده افرادزبده ای مثل مـحمّد بن داوود قمی، ابوعلی بن راشد امثال آنان گذاشته می شد، سیستمی که برقراری و تنظیم این ارتباط محکم وسازمان یافته را برعهده داشت، سیستم «وکالت» بود. رسالت اصلی این سازمان، ایجاد ارتباط منظّم و تشکیلاتی میان امام (ع) و پایگاههای مـردمی، پاسـخگویی به سؤالات و مشکلات فقهی، اعتقادی و سیاسی شیعیان، رفع گرفتاری ها و نیازمندی های آنان، جمع آوری وجوه مالی از قبیل: خمس، زکات، نذور و هدایای مردم ازمناطق مختلف و تحویل آنها به امام (ع) و. .. بود. سیستم وکالت عـلاوه بـر رسالتهای یاد شده نقش مهمّی در معرفی و تثبیت امامت امامِ بعدی و ثبات سیاسی و فرهنگی شیعیان و تشکل و موفقیت آن داشت. با احضار امام هادی (ع) به سامّرا و اسکان آن گرامی در محلّه «عسکر» ومنع شیعیان از ارتـباط بـا او، نمایندگان و وکلای آن بزرگوار که در مناطق و شهرهای مختلف پراکنده بودند نقش حسّاس تر، اختیارات بیشتر و مسؤولیت سنگین تری پیدا کردند. صاحبنظران با استفاده از منابع تاریخی، قلمرو فعّالیت و کلای امام هادی (ع) را به چهارمنطقه اصـلی ومـرکزی تـقسیم کرده اند: ناحیه نخست، بغداد، مـدائن و کوفـه. نـاحیه دوّم، بصره و اهواز. ناحیه سوّم، قم و همدان و ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر. (دکتر جاسم حسین،ص:137) بطور معمول، در هر ناحیه فردی که قویتر و طـبعاً دارای اخـتیارات بـیشتری بود منصوب می شد و کارگزاران و نمایندگان محلّی موظّف بـودند زیر نـظر او انجام وظیفه نمایند. این سازمان را می توان از دستورالعمل های امام (ع) به بعضی از وکلای مستقل خود به دست آورد. محمّد بن عیسی نـقل مـی کند: امـام هادی (ع) به موالی بغداد، مدائن، بین النّهرین و توابع آن، نامه ای بـدین مضمون نوشت: من «ابوعلی بن راشد » را جایگزین «علی بن حسین بن عبد ربّه» و دیگر وکلای پیشین خود کردم. فـرمانبری از او را هـمچون فـرمانبری از خود واجب و نافرمانی از وی را در حکم نافرمانی از خود می دانم و این نامه را به خطّ خـود نـوشتم. (شیخ طوسی،ص:212ومجلسی،ج50، 1404 ق، ص:220)

امام (ع) درنامه ای دیگر به دو تن از یاران و وکلای خود، یک سلسله نکات اطّلاعاتی و امنیتی را به آنـان یادآوری کرده و بـدین وسـیله روابط سازمانی و تشکیلاتی شان را سازمان می دهد. خلاصه مضمون این دستورالعمل ارزشمند چنین اسـت: ای ایوبـ بـن نوح! به تو دستور می دهم که از ارتباط و رفت و آمد زیاد با «ابوعلی» بپرهیزی و هر کدام ازشما در قـلمرو مـأموریت خـود، مشغول انجام امور محولّه باشید و حتی اگر شما بر اساس دستورالعمل تعیین شده رفـتار نـمایید از ارتباط (پیوسته) با من نیز بی نیاز خواهید بود. ای ابوعلی! به تو نـیز هـمان دسـتوراتی را می دهم که به «ایوب» دادم و نیز به شما دستور می دهم که از اهالی بغداد و مدائن چیزی را که برای شما مـی آورند نـپذیرید و نیز برای دیدار با من به آنان وقت ملاقات ندهید و کسانی که راکه از خارج قلمرو مـأموریتی شـما بـرای شما چیزی می آورند به وکیل ناحیه مربوطه راهنمایی کنید. لازم است هر یک از شما این دستورات را پذیرفته و اجرا نـماید.(مـجلسی،ج50، 1404ق،ص:224) دقّت در مضمون این نامه ها، وظایف و حدود اختیارات وکلای مستقل که مسؤولیت منطقه وسیعی را بر عـهده داشـته اند و نـیز ارتباط وکلای جزء با ایشان و در نهایت ارائه خط مشی های کلّی از سوی امام (ع) به آنان و حمایت و پشـتیبانی از ایشـان را نـشان می دهد.

فراهم کردن زمینه غیبت حضرت مهدی (ع) :

امام هادی (ع) از اوضاع و احوال دوران خود و نـیز دوران فرزندش امام حسن عسکری (ع) آگاهی کامل داشت و می دید روز به روز جوّ فشار و اختناق، شدیدتر و حسّاسیت دستگاه خـلافت نـسبت به امامان شیعه بیشتر می شود. هم چنین می دانست که در آینده نزدیک، تاریخ امـامت در آسـتانه تحوّلی جدید و بی سابقه یعنی غیبت امـام (ع) از انـظار قـرار می گیرد؛ از این رو، یکی از محورهای فعّالیت خود را آماده ساختن اذهـان شـیعیان نسبت به غیبت نوه بزرگوارش حضرت مهدی (ع) قرار داد. فعّالیت های امام (ع) در این زمینه در شـعاعی مـحدود و در نهایت دقّت و احتیاط صورت مـی گرفت و سـعی حضرت بـر این بـود که هـیچ مشخّصه ای از حضرت مهدی (ع) - حتّی نام او - بـرای مـردم بازگونشود تا مبادا به گوش حکمرانان عباسی برسد و از لحاظ امنیتی به زیان جـبهه امـامت تمام شود. درادامه به چند روایـت درهمین مورد اشاره مـی شـود.عبدالعظیم حسنی، یکی از یاران امام هـادی (ع)، بـه حضور آن حضرت رسید و عقاید خود بر او عرضه کرد. در بخش امامت، یکایک امامان را نام برد و چـون بـه امام هادی (ع) رسید درنگ گـرد. امـام (ع) سـخن او را پی گرفت و فرمود: پس از مـن، حـسن است؛ پس مردم با جـانشین او چـگونه خواهند بود؟: عبدالعظیم پرسید: چگونه سرورم!؟ فرمود زیرا او دیده نمی شود و جایز هم نیست نام او برده شود تـا زمـانی که قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نـماید، آنـسان که از ظلم و جـور پر شـده اسـت. (ابن بابویه،ج2،1377ش، ص:380 وطبری،ص:409)

درروایـتی دیگر آمده است که علی بن عبدالغفّار می گوید: شیعیان پس از درگذشت امام جواد (ع) به امام هـادی (ع) نـوشتند و از جانشین آن حضرت پرسیدند. امام (ع) در پاسخ نـوشت: امـر امـامت تـا مـادامی که من زنده ام بـر عـهده من است و پس از من بر عهده جانشین من که از سوی خدا تعیین شده است. چه خواهد بـود بـرای شـما نسبت به «خَلَفِ» بعد از «خَلَف»؟(ابن بـابویه، ج2،1377ش،ص:382و411 ) هـمین طـور عـلی بـن مـهزیار می گوید: به ابوالحسن عسکری (ع) نوشتم و از آن حضرت از «فَرَج» پرسیدم. امام (ع) در پاسخ نوشت:زمانی که مولا و صاحب شما از سرزمین ستمگران غایب شد، منتظر فرج باشید. (همان،ص:380) ایوب بن نوج از امام هـادی (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: زمانی که پیشوای شما از میان شما برداشته شود، از زیر پای خود منتظر فرج باشید.(کلینی،ج1،ص:341) امام هادی (ع) در این بیانات، بطور کلی و سربسته به موضوع غیبت امام زمان (ع) اشاره نموده، اذهان یاران خـود را بـرای رویارو شدن با این دوران آماده کرده است. از طرف دیگر، حصر امام هادی(ع) و فرزند بزرگوارشان امام حسن عسکری(ع) درخانه ای در درون پادگان دشمن، مردم را آماده پذیرش عصر غیبت و ارتباط غیرمستقیم با امام مـی کـرد. دوره غیبت صغری امام عصر(عج) که ارتباط مردم با ایشان فقط از طریق ۴ تن از نواب خاص آن حضرت انجام می شد، شباهت زیادی به دوره در حـصر قـرار داشتن امام هادی و امام حـسن عـسکری (علیهماالسلام) داشت، چون در دورانی که این دو امام بزرگوار تحت حصر قرار داشتند، هر کس به سهولت نمی توانست با این دو بزرگوار ارتباط برقرار کـند و ایـن شرایط زمینه پذیرش غـیبت صـغری را برای امام زمان (عج ) آماده می کرد و بعد هم که غیبت کبری آغاز شد، شرایط به گونه ای بود که امکان ایجاد انحراف در میان شیعیان را از بین می برد؛ در حالیکه بـدون ایـن زمینه سازی ها امکان انحراف، بسیار فراوان بود. همان طور که در دوران ائمه قبلی شاهدیم که به عنوان نمونه وقتی امام صادق(ع) یا امام موسی کاظم(ع) به شهادت رسیدند، انـحرافاتی در جـامعه اسلامی پدیـد آمد و فرقه هایی به وجود آمد که مدعی بودند مهدی موعود هستند. اما با زمینه سازی هـا و برنامه ریزی دقیقی که امام هادی و امام حسن عسکری (علیهماالسلام ) انـجام دادنـد در عـصر غیبت صغری و بعد هم در دوره آغاز غیبت کبری شیعیان با چنین مشکلات و معضلاتی که قبلا و در عصر شهادت بـقیه امـامان (علیهم السلام) بوجود آمده بود ، رو به رو نشدند.

زیارت جامعه ومهدویت

امام هادی (ع) در این زیارتـنامه بـه مـعرفی جایگاه و شناسایی ابعاد وجودی امامان (ع) در نظام آفرینش و نقش هدایتگرانه آنان در به کمال رساندن استعدادها و سـیراب کردن تشنگان از سرچشمه های زلال معرفت و دانش و... پرداخته و در بیانی ژرف و قالبی رسا و عارفانه از گوشه هایی از اسرار نـهفته امامت پرده برداشته وتـنها راه سـعادت و دستیابی به کمال را در پیروی از امامان (ع) و چنگ زدن به ریسمان محبّت و ولایت شان و دوری و بیزاری از دشمنان شان دانسته است. زیارت جامعه کبیره که از متقن ترین، صحیح ترین و جامع ترین متون زیارتی شیعه است، علاوه بر بـیان اصل امامت، مسئله مهدویت ودوران ظهور حضرت مهدی (ع) و رهاورد حکومت ایشان را مورد اشاره و توجّه قرار داده است. این مقاله به طرح نگرش قرآنی امام هادی(علیه لسلام)در زیارت جامعه کبیره به امام مـهدی(عـلیه السلام)پرداخته است.

الف) بقیّة اللّه

«السَّلَامُ عَلَی الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ... وَ بَقِیَّةِ اللَّهِ؛ سلام بر امامان دعوت کننده [به سوی خداوند]... و باقیمانده خدا، شیخ صدوق نقل کرده است که: «اولین آیه ای که حـضرت قـائم (ع) به هنگام قیام می خواند، این آیه است: «بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُوءْمِنینَ»؛ «بقیة اللّه بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید.»آن گاه می فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ اللّهِ فـِی اَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلا یُسَلِّمَ عَلَیهِ مُسْلِمٌ اِلاَّ قالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّةَ اللّهِ فِی اَرْضِهِ؛ من بقیة اللّه در زمین خدا و خلیفه و حجّت او بر شما هستم. پس هر مسلمانی که به او سـلام مـی کـند، می گوید: درود بر تو ای بـقیة اللّه در زمـین او

ب)خـبر از غیبت امام زمان(ع)

در سخت ترین دورانی که اختناق همه جا را فرا گرفته بود و امامان معصوم (ع) تحت نظر بودند و به شدّت حـرکات و رفـتار و گـفتار آنها کنترل می شد، حضرت هادی (ع) از دعا و زیـارت بـیشترین استفاده را برد و مسائل مهم امامت را بیان کرد و مسئله غیبت امام زمان (ع) را گوشزد نمود تا شیعیان را برای چنین دوران سخت و غـمباری آمـاده سـازد و لذا فرمود: «مُوءْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلَانِیَتِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُم؛ ایمان آورنـده به نهان و آشکار شما و حاضر و غائب شما و اوّل و آخر شما.»مراد از شاهد، امامی است که مردم او را مشاهده کنند و او مـردم را مـشاهده نـماید و مراد از غایب، حضرت قائم (ع) است که در هستی و جامعه حضور دارد، ولی ظهور نـدارد؛ یـعنی او مردم را می بیند و می شناسد، امّا مردم یا او را نمی بینند و یا می بینند، ولی نمی شـناسند.

ج) انـتظار ظـهور دولت حق

از بهترین و برترین آرزوهایی که امامان ما به جامعه تلقین کرده و نـوید تـحقق آن را داده انـد، ظهور حکومت عادلانه مهدوی است. تزریق و تلقین این آرزو، جامعه را با نشاط و فعال و سرزنده نـگه مـی دارد و روح امـید را در دل انسانها می دمد.حضرت هادی (ع) نیز این آرزوی بلند را این گونه تلقین می کند: «مـُنْتَظِرٌ لِاَمـْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ؛ منتظر امر [و خروج] شما و چشم به راه دولت شمایم.»جمله فوق هر چـند بـه صـورت خبری است، ولی گویا انشاء این امر است که انتظار آمدن مهدی (ع) و تشکیل حکومت تـوسط آن حـضرت امری است مستحب و با فضیلت؛ چنان که در روایات دیگر نیز به آن اشـاره شـده اسـت. امام صادق (ع) فرمود: «مِنْ دِینِ الْاَئِمَّةِ الْوَرَعُ وَالْعِفَّةُ... وِانْتِظارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ؛ از دین امامان، ورع و عـفت... و انـتظار فرج با صبر کردن است.»عمّار ساباطی می گوید: از امام صادق(ع) پرسـیدم کـه: آیـا عبادت پنهانی با امام غائب و پنهان در دوران دولت باطل بهتر است و یا عبادت با ظهور دولت حق [و در زمـان ظـهور مـهدی(ع) حضرت فرمود: «شما در ورود به دین خدا و نماز و روزه و حج و دیگر خیراتی که خـداوند تـوفیق داده و به عبادت خدا در پنهان سبقت دارید و از دیگران پیشی گرفتید و پیوسته به حق امام و حقوق خویش مـی نـگرید که در دست ستمگران است و ایشان که شما را ناچار به زندگی دنیوی و طـلب مـعاش با شکیبایی بر دین و عبادت و طاعت امـام و خـوف از دشـمنان نموده اند. بنابراین، خداوند اعمال شما را در دنـیا مـضاعف کرده است. پس گوارای وجود شما باد)تنها به آرزوی تشکیل دولت حضرت مهدی(ع) اکـتفا نـمی شود، بلکه گام را فراتر نـهاده و آرزو مـی کند کـه جـزء حـکمرانان و کارگزاران و یاران اصلی حضرت مهدی(ع) قـرار گـیرد و لذا می فرماید: «وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ... وَ یُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَ یُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَ یُمَکَّنُ فـِی أَیـَّامِکُم؛ و مرا از کسانی قرار بده... که در دولت شـما به فرمانروایی رسد و در عـافیت شـما گرامی گردد و در روزگار شما تـمکّن یـابد.»یعنی در دولت شما از حکمرانان و فرمانداران بر مردم باشم و در زمان سلامت و عافیت شما به جـایگاه بـلند برسم؛ به طوری که سـتم سـتمکاران و طـاغیان به من نـرسد و در زمـان دولت و چیرگی شما دارای ارزش و اعتبار و مـنزلت شـوم.و با این آرزوها، آرزوی دیدار آن حضرت نیز برآورده می شود که: «وَ تَقَرُّ غَدا بِرُؤْیَتِکُمْ؛ و چـشمش فـردا به دیدار شما روشن شود)

د)رجـعت در زمـان حضرت مـهدی(عـج)

یـکی از اعتقادات قطعی شیعه، اعـتقاد به رجعت است. براساس این اعتقاد و بر مبنای روایات اهل بیت (ع) در زمان حضرت مهدی (ع) عـدّه ای از انـسانهای خوب و بد به این دنیا بـاز خـواهند گـشت.از جـمله مـسائلی که در جای جـای زیـارت جامته به آن تصریح شده، بحث رجعت است؛ آن هم با عبارات قطعی و یقینی. در یک جا مـی فـرماید: «مـُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ؛ مؤمن به آمدن شـما و تـصدیق کـننده رجـعت شـما هـستم.»دو جمله فوق صرفا برای تأکید نیست؛ بلکه برای بیان اعتقاد به این است که رجعت اتفاق می افتد، چه اینکه هر چه را معصومین (ع) که از اشتباه و خطا مـصون اند خبر دهند، واقع خواهد شد و باید به آن ایمان داشت.و در جای دیگر می فرماید: «وَ یَکُرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ؛ [و قرار ده مرا از کسانی که] باز گردد در رجعت و برگشت شما!» و در زیارت وداع در ذیل زیـارت جـامعه می خوانیم: «وَ اَحْیانِی فِی رَجْعَتِکُمْ؛ [خدا] زنده گرداند مرا در رجعت و برگشت شما )

ه) رهاورد ظهور

رهاورد حکومت مهدوی آرزوی تمام انبیاء و اولیاء و صالحان و بلکه تمامی بشریت است و در روایات به صورت گـسترده بـه آن پرداخته شده است. آنچه در اینجا اشاره می شود، مواردی است که در زیارت جامعه به آن پرداخته شده است.

1. زنده شدن دین

گذشت زمان، غـیبت امـام زمان (ع) و وجود تحریف گران و بـدعت گـذاران در طول تاریخ، باعث تغییر چهره دین و دستورات دینی می شود، تا آنجا که دین به ظاهر مرده و کهنه شده به حساب می آید و دسـتورات آن بـه تعطیلی کشیده می شـود؛ از ایـنرو با ظهور حضرت دستورات دین آن چنان که هست، بیان و اجرا می شود. به این جهت، آن حضرت احیا کننده دین شمرده شده است. در زیارت جامعه می خوانیم: «حَتّی یُحیِیَ اللّهُ تـَعالی دِیـنَهُ بِکُمْ؛ تا اینکه خداوند دینش را به وسیله شما زنده گرداند.»

به تعبیر عرفانی، با ظهور حضرت قائم (ع) خداوند مظاهرش را که محمد و آل او هستند، حیات می بخشد و قدرت اهل بیت (ع) با پاکـی زمـین از طاغوتها و شـاخه های آن، یعنی فحشا و منکرات و ستم و دیگر زشتیها بر جهان، حاکم می شود. و در همه جا دستورات اسلام اجـرا می گردد. علی (ع) فرمود: «وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ؛ و [مهدی بخشهای] مـرده کـتاب [خـدا] و سنّت [پیامبر(ص) ] را زنده می کند. » و با زنده شدن دین است که اهل بیت (ع) به منزلت بزرگی دسـت مـی یابند و به تعبیر که در زیارت جامعه آمده: «یُمَکِّنَکُمْ فِی اَرْضِهِ؛ و تمکن و قدرت دهـد شـما را در زمـین خویش. »این دو فقره اشاره به همان مطلبی دارد که قرآن دویست سال قبل از بیان امام هـادی (ع) به آن اشاره نموده است؛ «وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فـِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذیـنَ مـِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛

«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انـجام داده اند، وعده می دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده است. برایشان پابرجا و ریشه دار خـواهد سـاخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می کند؛ [آنچنان] که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقان اند.»و در آیه دیگر فرمود: «اعْلَمُوآا أَنـَّ اللّهـَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنّا لَکُمُ الآْیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ »؛ «بدانید خداوند زمین را بعد از مردنش زنده می گرداند. به تحقیق آیات را برای شما بیان کردیم، شاید تعقل کنید.»

2. روشـن شـدن زمین

«وَاَشْرَقَتِ الْاَرْضُ بِنُورِکُمْ؛ و زمین با نور شما روشن می شود.»این جمله از زیارت جامعه، اشاره ای لطیف به ظهور حضرت مهدی (ع) دارد که با وجود نور آن حضرت، زمین نورانی خـواهد شـد و در واقـع، اشاره دارد به آیه ای کـه مـی فـرماید: «وَاَشْرَقَتِ الْاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»؛ «و زمین [در آن روز] به نور پروردگارش روشن می شود. »و امام صادق (ع) فرمود: «ربّ و پروردگار زمین، امام آن است. عرض کـردند: هـنگامی کـه (مهدی) قیام کند، چه خواهد شد؟ فرمود: مردم از نـور خـورشید و ماه بی نیاز می شوند و از نور امام استفاده می کنند.»و در جای دیگر فرمود: «هنگامی که قائم ما ظهور کـند، زمـین بـه نور پروردگارش روشن شود و مردم از نور خورشید بی نیاز مـی شوند و تاریکی از بین می رود.»

3. فراگیر شدن عدالت

رهاورد دیگری که از ظهور حضرت مهدی(ع) در زیارت جامعه مورد توجه قـرار گـرفته اسـت، عدالت فراگیر و جهانی است؛ عدالتی که تمام هستی و تمام جوانب و زوایـای زنـدگی بشر را زیر بال می گیرد و به قول امیرمؤمنان (ع): «فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ؛ روش عادلانه [در حکومت حق] را بـه شـما مـی نمایاند.» و عدالت واقعی را برای همه جهانیان به نمایش می گذارد و طعم شـیرین آن را بـه هـمه خواهد چشاند.در زیارت جامعه می خوانیم: «وَ یُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ؛ و شما را برای [اجرای] عدالتش آشکار کـند.»تـعبیر فـوق اشاره به این دارد که خداوند با ظهور حضرت مهدی (ع) آخرین و کامل ترین صحنه از عـدالت خـویش را آشکار می سازد و به مردم نشان خواهد داد.

نگرش قرآنی امام هادی وزیارت جـامعه

زیـارت جـامعه که از زبان علی النقی، امام دهم شیعیان، و در پاسخ به خواسته یکی از شیعیان صادر شـده، اگـرچه به شیوهٔ خطابی و گفتاری است؛ اما درحقیقت بیانگر جایگاه امامت در تشیع است. ایـن زیـارت را شـیخ طوسی در تهذیب و صدوق در فقه و عیون اخبارالرضا به سند خود ازشخصی به نام نخعی نقل کـرده اند کـه گفت: به علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بـن مـحمد بـن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب عرض کردم:«ای فرزند رسول خدا، مرا گـفتاری بـیاموز کـه هر وقت خواستم هریک از شما را زیارت کنم همان سخن را درمحضرش بگویم.» پاسـخ امـام هادی چنین بود: «هر زمانی که به آستان (امامی رسیدی) در آنجا بایست و شهادتین را درحال غسل و طـهارت بـر زبان جاری کن، وقتی نگاهت به قبر افتاد نخست سی مرتبه الله اکـبر بـگو و چند قدم راه برو، البته با کمال وقـار و آرامـش بـسیار، گام های خود را کوتاه بردار و بار دیگر بـایست و سـی مرتبه تکبیر را بر زبان جاری کن، سپس نزدیک قبر شو و این بار چـهل مـرتبه تکبیر بگو تا یکصد مـرتبه کـامل شود آنـگاه او را بـا جـملات زیر زیارت کن...».زیارت های جـامعه گـونه ای از اثار دعایی مذهب شیعه است که در تقابل با زیارت های خاصه قـرار مـی گیرد. در این گونه از ادعیه، زیارت مـی تواند برای هر کـدام از امـامان مذهب شیعه به تنهایی یـا هـمگی آن ها خوانده شود. محمدباقر مجلسی شمار 14 زیارت نامه را با عنوان جامعه گردآوری کـرده اسـت.

دلایل بسیاری برای وصف ایـن گـونه زیـارت ها به عـنوان «جـامعه» ذکر شده است.ایـن مـعیارها عبارتند از جامعیت کاربردی، جامعیت زمانی و مکانی و جامعیت مضمونی. بر اساس جامعیت کاربردی، این زیـارت بـه عنوان جامعه توصیف شده چرا کـه در مـقام زیارت مـقام هـر امـامی قابل استفاده است. بـر اساس جامعیت زمانی-مکانی، این زیارت بعنوان جامعه توصیف شده است چرا که به زمـان و مـکان یا امام خاصی اختصاص ندارد. بـر اسـاس جـامعیت مـضمونی، ایـن دعا شامل تـمامی صـفات ائمه و توصیف مفصل فضائل ایشان است. سید بن طاووس معیار وصف این نوع زیارت به واژه«جـامعه» را، نـام بـردن نام یکایک اهل بیت می داند. اصـطلاح «زیـارت اصـطلاح زیـارت جـامعه رابـرای اولین بار شیخ صدوق معروف به ابن بایویه برای اشاره به زیارت جامعه کبیره بکار برده است.

ویژگیهای زیارت جامعه کبیره

این زیارت که انشاء علی النـقی نسبت به سایر امامان شیعه است از زیبایی های خاص ادبی برخوردار می باشد. در این زیارت، علی النقی به بیش از دویست فضیلت و منقبت از اهل بیت اشاره می کند، از دیگر ویژگی های این زیارت: اولین ویژگی ایـن زیـارت آن است که امام هادی، شیعیان را با آداب سخن گفتن با امام آشنا می کند که نخست با سلام و درود بر آن امام شروع می شود و پس از برشمردن برخی مناقب و اوصاف او، با جمله «و رحمت الله و بـرکاته» به پایان می رسد. در این زیارت، به رابطه امامان با خداوند و به جایگاه خدا در نظر امامان شیعه پرداخته شده است. عملکرد امامان در اجرای دیـن اسـلام اشاره می شود. بیان دیگر امـام عـلی النقی این است که حق، همراه امامان است و هرگز از آنان جداشدنی نیست و هرکه از آنان دور شود گمراه خواهدشد. امام علی النقی با اشاره به جـایگاه امـامان در اسلام و بین مسلمانان، تـصریح مـی کند که آنان شاهراه و راه راست و گواهان در دین و آن امانتی هستند که حفظش بر مردم واجب است. براساس مضمون این زیارت، شیعیان جهت دفاع از امامان ترغیب شده اند. امام علی النقی دراین زیارت اشـاره مـی کند به این که تمام اعمال به پیروی از امامان مقبول می افتد.می توان درون مایه زیارت را به پنج قسمت اصلی تقسیم کرد: سلام، شهادت، ابراز علائق، دلیل عرض ارادت،دعا و توسلخش اول شامل پنـج سـلام است و ۲۰ تـا ۳۰ ویژگی نام برده می شود که حقیقت امامت است.

شناخت امام زمان از دیدگاه امام هادی

امام عـلی النقی (علیه السلام) در این زیارتنامه، با طرح شناخت نامه اعتقادی نـسبت بـه امـامان شیعه آنها را امامان هدایت، چراغ های تاریکی ها، نشانه های پرهیزکاری، صاحبان خرد، پناهگاه مردمان، نمونه های اعلای الهی و حجت های خـدا بـر اهل دنیا و آخرت، معرفی کرده است، همچنین آن ها را جایگاه های شناسائی خدا و مسکن های برکت خـدا و مـعدن های حـکمت خدا و نگهبانان سر پروردگار و حاملان کتاب خدا و اوصیای پیامبر خدا دانسته است. آنان دعوت کنندگان بـه سوی خدا و راهنمایان به راه های خشنودی خدا و استقرار یافتگان در فرمان پروردگار و کاملان در مـحبت خدا و مخلصان در توحید و آشـکارکنندگان امـر و نهی خدا و بندگان گرامی او هستند که هرگز بر خداوند در گفتار پیشی نگیرند.در این زیارت آمده است که خداوند امامان را به صورت نورهایی آفرید و گرداگرد عرش قرار داد و با آوردنشان در این جهان بـر ما منت نهاد، و در خانه هایی قرارشان داد که نام و یاد او در آن ها برده شود. امامان وجودهای گران بهایی هستند که فرمانبرداری از آنان فرمانبرداری از پروردگار می باشد. آنچه را که خداوند به امامان داده به هیچ یک از جهانیان نـداده است، هـر شخص شریفی در برابر مقام رفیعشان سر به زیر آورده، و هر متکبری به فرمانبرداری آنان گردن نهاده و هر گردنکشی فروتن گشته است و زمین به نور وجودشان روشن شده است. در زیارت جامعه از امامان به عـنوان کـسانی یاد شده که خداوند عالم وجود را به برکتشان آغاز کرد و به آنان نیز به پایان خواهد رساند. به خاطر وجود امامان است که باران می بارد و به یمن وجود و بـرکتشان، خـداوند آسمان را نگه می دارد و به وسیله آنان غم و اندوه زدوده شده و هر سختی و ناگواری برطرف می شود. این امام است که خداوند به وسیله او ما را از ذلت و بدبختی بیرون آورده و از سختی ها و گرفتاری ها نجات داده و گشایشی حـاصل مـی کند. خـداوند، به وسیله امام، مردم را از پرتـگاه هـلاکت و نـابودی و از آتش جهنم نجات می دهد و به وسیله دوستی و پیروی از آنان، دستورات دین مان را تعلیم می دهد. آنچه را امام هادی ذکر نموده طرح شـناخت نـامه امـام زمان (علیه السلام) برای همه اعصار است.

بـیان وظـایف شیعیان در قبال امام زمان

امام علی النقی علیه سلام چنین بیان می کند: خدا را و همچنین شما را گواه می گیرم که مـن بـه شـما ایمان دارم و به آنچه شما به آن ایمان دارید. و کافرم نـسبت به دشمن شما، بینایم به مقام شما، دوستدار شما و دوستدار دوستان شما هستم. بغض دشمنان تان را در دل دارم و دشـمن آنهایم. در صـلح هستم با هر که در صلح با شما است و در حال جنگ هـستم بـا هر کس که با شما در جنگ است».علامه مجلسی این زیارت را از جهت سند،بهترین و بلیغ تـرین زیـارت هـا دانسته است. (سند،شیخ محمد، بررسی سندی زبارت جامعه کبیره. ترجمهٔ مـهناز فـرهمند. دارالعـرفان، ۱۳۸۶. ۱۰۳)آیت الله جوادی آملی بر این زیارت شرح مفصلی با عنوان «ادب فنای مقربان» نگاشته اسـت. عـلامه مـجلسی کتاب زیارت جامعه کبیره را به شکل منظوم درآورده است این زیارت را ابن بابویه قمی در در کـتاب «مـن لا یحضره الفقیه» و شیخ طوسی در کتاب«تهذیب الاخبار» آورده اند. ملا محسن فبض کاشانی در کـتاب تـفسیر «وافـی»، علامه محمد باقر مجلسی در کتاب«بحار الانوار» و آیت الله بروجردی در کتاب «جامع الاحادیث» بـه اعـتبار این زیارت اذعان کرده اند. جوادی آملی سند این زیارت را معتبر می دانـد چـون مـعتقد است که صدور چنین زیارت نامه ای از غیر معصوم محال است.

منابع:

1)ترابی، جواد، خـورشید هـدایت سیری در زندگی امام هادی(ع)، بیت الاحزان قم، چاپ اول ۱۳۸۶

2)پناهیان،گفتمان امام هـادی، مـجموعه سـخنرانی ها۱۳۹۴.

3)حسن ابراهیم؛ حسن، تاریخ اسلام،بیروت،داراحیاءالتراث العربی.

4)جوادی آملی؛ عبدالله، ادب فنای مقربان،مـوسسه اسـراء، ، تـابستان 1389ش

5)جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم،ترجمه آیه الهی،تهران،مـوئسسه امـیر کبیر

6)خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات،تهران، کتابفروشی اسلامیّه.، 1356

7)خلخال،علی چهره های درخشان سامرا حـضرت امـام هادی و امام عسکری(ع)، انتشارات مکتب الحسین، اردیبهشت ۱۳۸۶

8)دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 17، ذیل واژه جـامعه زیـارت،ص357، 1367ش

9)دریائی، محمدرسول، امام هادی و نهضت علویان، رسـالت قـلم، ۱۵ خـرداد ۱۳۶۱

10)سند؛ محمد. بررسی سندی زبارت جامعه کـبیره. تـرجمهٔ مهناز فرهمند. دارالعرفان، ۱۳۸۶

11)شریفی، محمود، فرهنگ جامع سخنان امام هادی، ترجمه: علی مـؤیدی، نـشر معروف قم، چاپ اول، دی ۱۳۸۴

12)شـریف قـرشی،باقر،تـحلیلی از زنـدگانی امـام هادی(ع)،ترجمه محمدرضا عطایی، انتشارات آسـتان قـدس رضوی، ۱۳۷۱

13)عاملی، محمد بن حسن(ق).وسایل الشیعه.،قم، آل البیت، 1409

14 )قزوینی،سید مـحمد کـاظم، امام الهادی الی المهدوالی الحد،قم،آثـارشیعه. 1372

15 )قمی،شیخ عباس، سـفینه البـحار،بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قـدس رضـوی.

16) قیومی اصفهانی، جواد، صحیفه امام هادی(ع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱

17)مجلسی، محمد باقر، بـحارالانوار. بـیروت: مؤسسه الوفاء. 1404 ق

18)مقدس اردبیلی،احـمد بـن مـحمد، حدیقه الشیعه، تـصحیح، صـادق حسن زاده،قم،ا1383.

19)نجفی ، نـفیسه. نـگرشی موضوعی بر زیارت جامعه کبیره، مجله سفینه، شماره بیست و شش سال هفتم، ۱۵۰.

20)هادی مـنش، ابـوالفض، مشکات هدایت، پژوهش در زندگانی امام هـادی، مـرکز پژوهش هـای اسـلامی صـدا و سیما، ۱۳۸۳

منبع : کوثر » نیمه دوم بهار 1394 - شماره 53 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.