""حوزه علمیه سکولار نخواهد شد""

۱ - اتفاقات ماه‌های اخیر حاکی از آن است که دشمنانِ نظام مقدس جمهوری اسلامی با شناخت جایگاه محوری حوزه علمیه و نهاد روحانیت و مرجعیت، برنامه‌ریزی خطرناک و حساب‌شده‌ای برای تضعیف این محور طراحی کرده‌اند.

حوزه علمیه خاستگاه اصلی انقلاب اسلامی، بازوی‌ پُرتوان ولایت فقیه در حفظ نظام و ضامن بقای اسلامی بودن و انقلابی ماندن ارکان نظام است.

هوشیاری همه‌ی اجزای حوزه علمیه اعم از طلاب، اساتید، ائمه جمعه و جماعت، علما و مراجع عظام تقلید در شناخت نقشه‌های دشمن و اخذ تصمیم درست و به‌هنگام و حفظ انسجام و وحدت در مقابل بدخواهان و فتنه‌انگیزان، تنها راه مقابله با نقشه‌های شوم دشمنان است.

۲ - یکی از اهداف دشمن قرار دادن نیروهای انقلابی در برابر یکدیگر است تا بتوانند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند.
همه می‌دانند که جریان غیرانقلابی در حوزه، در اقلیت مطلق و انزوا قرار دارد و تنها در صورتی می‌تواند عرض اندام کند که روحانیت انقلابی دچار دودستگی یا چنددستگی شوند و نیروهای یکدیگر را خنثی نمایند.

اختلاف سلایق در بین نیروهای انقلابی امری طبیعی و بیان‌گر آزادی و آزادمنشی حوزویان است و نباید این اختلافات بهانه‌ای برای رمی یکدیگر به تندروی یا کندروی شود.

۳ - حواشی تجمع فیضیه و نیز بازتاب‌های دیدار برخی فتنه‌گران با یکی از مراجع عظام تقلید، دو نمونه از نقشه‌های شومی است که دشمن برای تضعیف حوزه علمیه و ایجاد اختلاف بین انقلابیون حوزه طراحی کرده است.

جریان فتنه در هردو موضوع با نیت احیای موقعیت خود و به حاشیه راندن انقلابیون، میدان‌داری کرد و فضای مسمومی را علیه روحانیت انقلابی در جامعه به وجود آورد.

ضمن اینکه حرکت خزنده‌ی برخی افکار انحرافی (مانند تشیع انگلیسی) در حوزه علمیه و برخی محافل مذهبی دیگر، از تهدیداتی است که نباید از آن‌ها غافل شد.

فارغ از اینکه بخواهیم راجع به تمام ابعاد این موضوعات اظهار نظر کنیم، باید نگاهی کلان به این گونه قضایا داشته باشیم.

۴ - در قضیه‌ی فیضیه، هدف از تجمع، همراهی طلاب و روحانیون انقلابی با مردم در مشکلات اقتصادی بود، زیرا اولاً آسیب‌پذیرترین قشر خود حوزویان هستند و ثانیاً دشمنان درصدد بودند مشکلات را متوجه روحانیت نمایند، زیرا نظام موجود، برخاسته از حوزه علمیه است و در راس آن، شخصیتی قرار دارد که پرورش‌یافته‌ی این نهاد مقدس است.

حال باید به‌دور از هرگونه جانب‌داری بررسی کنیم و ببینیم چگونه دشمن توانست از این قضیه که کاملاً در راستای انجام رسالت انقلابی حوزه بود، سوءاستفاده نماید؟!

آری؛ تجمعی که نماد تقابل حوزه‌ی علمیه با سکولاریزم بود، مورد بهره‌برداری جریان سکولار درون و بیرون حوزه قرار گرفت و بهانه‌ای شد برای تهاجم علیه طلاب و علمای انقلابی!!

۵ - در قضیه اخیر نیز، می‌بینیم که جریان فتنه از دو جهت بهره‌برداری کرد، هم از دیدار یکی از مراجع تقلید با سران فتنه و هم از تقابل ناجوانمردانه علیه حرکت انقلابی آیت‌الله یزدی در نامه‌ی ناصحانه به آن مرجع بزرگوار.

۶ - به نظر می‌رسد که در اینجا وظیفه‌ی اساتید، علما و فضلای انقلابی و خصوصاً جامعه‌ی محترم مدرسین، بسیار مهم و تعیین‌کننده است.

رسالت انقلابی حوزه علمیه اقتضا می‌کند که همه‌ی حوزویان علی‌رغم اشتغالات علمی و مشکلات گوناگونی که با آن‌ها مواجه هستند، در موضع‌گیری‌های سیاسی و اقدامات انقلابی با بصیرت و به‌موقع وارد میدان شوند و جلوی سوءاستفاده‌ی فتنه‌انگیزان را بگیرند.

در این زمینه بهترین فصل‌الخطاب، بیانات مقام معظم رهبری امام خامنه‌ای در خصوص جایگاه و وظایف حوزه‌ی علمیه، مراجع تقلید، اساتید، فضلا، طلاب و نیز نهادهای تاثیرگذاری مانند جامعه محترم مدرسین است.

۷ - در قضیه اخیر جامعه محترم مدرسین به عنوان ناظر واجد شرایط و ناصح اصلح، باید در قضیه ورود می‌کرد و اقدام آیت‌الله یزدی در همین راستا بود.
آیا مهم‌ترین نهاد علمی و انقلابی حوزه که خود وظیفه معرفی مراجع عظام تقلید را به مردم انقلابی کشورمان برعهده دارد، حق نظارت ناصحانه بر جایگاه مرجعیت را ندارد؟!

اگر این نظارت ناصحانه حق این نهاد نیست، پس چگونه می‌گوییم که خبرگان رهبری وظیفه نظارت بر شرایط رهبری را -که جایگاهی بالاتر از مرجعیت دارد- برعهده دارد؟!

آیا نظارت یک نهاد عالی حوزوی -که خود خاستگاه تعدادی از مراجع عظام تقلید بوده است- بر مرجعیت، توهین شمرده می‌شود، ولی دیدار اشخاص معلوم‌الحال سیاسی و انتشار تصاویر آن در رسانه‌ها و بهره‌برداری سیاسی از آن، توهین به شمار نمی‌آید؟!

۸ - نگارنده درصدد قضاوت درباره آن دیدار و این نامه نیست؛ شاید آن دیدار ناخواسته بود و یا بهتر بود این نامه با کیفیت دیگری نوشته می‌شد؛ ولی آنچه مسلم است این است که یقیناً باید جلوی روند سوءاستفاده سران فتنه از حوزه علمیه و علما گرفته شود، اگر آیت‌الله یزدی به عنوان شخص اول جامعه مدرسین و یکی از برجسته‌ترین انقلابیون و شاگردان حضرت امام خمینی(ره) در این خصوص پیش‌قدم نمی‌شد، چه شخص یا جایگاهی باید این کار انقلابی را انجام می‌داد؟

۹ - توجه داشته باشیم که امروز در پیچ بزرگ تاریخی قرار داریم و موقعیت ما به مراتب حساس‌تر از جریان مشروطه است و دیدیم که در آن زمان چگونه با سوءاستفاده از جایگاه مرجعیت، شیخ فضل‌الله را به شهادت رساندند و هیچ اتفاقی نیفتاد!!
استکبار جهانی در جریان انقلاب اسلامی، از جایگاه مرجعیت شیعه سیلی خورده است و حال که با گذشت چهل سال نه‌تنها نتوانسته به این نظام ضربه‌ای بزند، بلکه اصل موجودیت خود را نیز رو به افول می‌بیند.
آیا در چنین موقعیتی عوامل استکبار دست روی دست می‌گذارند و در پی ضربه زدن به این نظام از طریق جایگاه مرجعیت نیستند؟!
در چنین شرایطی یقیناً نیاز به یک نهاد عالی حوزوی برای مراقبت از اوضاع حوزه و مرجعیت، ضروری به نظر می‌رسد.

۱۰ - همان‌طور که در ابتدا اشاره شد، جریان غالب حوزه علمیه در همه‌ی سطوح، جریان دلبسته‌ی به انقلاب اسلامی است؛ حوزویان بصیر و انقلابی هرگز اجازه‌ی نفوذ سکولاریسم را در بدنه‌ی حوزه نخواهند داد و یقیناً آینده نشان خواهد داد که هرگونه تحرکی در حوزه علمیه که با هدف دور کردن حوزه از آرمان‌های انقلاب اسلامی و تفکیک بین دین و سیاست در این نهاد عظیم و مقدس صورت گیرد، با عکس‌العمل شدید علما و طلاب انقلابی مواجه خواهد شد و ره به جایی نخواهد برد، ان‌شاءالله.

۹۷/۸/۱۴

سید محسن طاهری
مسئول مدرسه علمیه
امام صادق(علیه‌السلام)
گرگان

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.