5 دلیل بر صحت ادعای انشقاق 2 جناح حاکم بر دولت

به نقل از راه دانا؛ این روزها از دولت افرادی جدا شده‌اند که فعالیت و همکاری آنان با قوه مجریه و همچنین استعفا و پیاده شدنشان از قطار دولت حرف و حدیث‌های بسیاری دارد. از این جمله می توان به « شهیندخت مولاوردی»، «مسعود نیلی احمد آبادی»، «عباس آخوندی» که از جمله مدیران لیبرال و اصلاح‌طلب بودند، اشاره کرد. هر کدام از اینها به نحوی ازدولت جدا شده‌اند؛ یکی با دلخوری و استعفا و دیگری با قانون منع بکارگیری بازنشستگان و وزیر راه و شهرسازی هم حالا منتقد و مغضوب دولت شده است.

البته به غیر از این افراد زمزمه خروج برخی دیگر از اصلاح طلبان از دولت هم به گوش می رسد. «اسحاق جهانگیری» معاون اول روحانی شاخص ترین صاحب منصب دولتی است. زمزمه‌های خروج اصلاح طلبان از دولت به دو نکته اساسی باز می گردد. اول انحصارطلبی قدرت و اختلاف و جنگ قدرت میان اعتدالیون و اصلاح طلبان در دولت و ازسوی دیگر بروز مشکلات و گرانی سرسام‌آور و موج پشیمانی و ریزش آرای دولت دوازدهم.

جدایی یک زن از کابینه دولت دوازدهم

«شهیندخت مولاوردی» دستیار رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی طی استعفانامه‌ای از دولت جدا شد. وی یکی از اصلاح طلبانی بود که به واسطه توصیه «معصومه ابتکار» به دولت اضافه شده بود اما در دولت دوازدهم تنزل درجه یافت و از سمت معاونت امور زنان و خانواده به سمت دستیاری منصوب شد.

 مولاوردی در بخش دیگری از استعفانامه معنادار خود نوشت: «مطلوب و عقلانی آن بود که چنین قانونی با شیب ملایم و به صورت تدریجی تا پایان دولت دوازدهم زمینه اجرایی پیدا کند و مجلس در پیگیری و نظارت لازم و موثر در اجرای قوانین موجود (ماده 103 قانون مدیریت خدمات کشوری و ضوابط مربوط بر بازنشستگی در بخش های تخصصی و غیرتخصصی) و نیز قائل شدن ضمانت اجرایی و الزام به بهره مندی از مشاوران و دستیاران جوان توسط مدیران ارشد و ... را در دستور کار خود قرار دهد.»

مولادری در برخی از موارد نسبت به بکارگیری زنان اصلاح طلب در دولت انتقاداتی نیز داشت. البته به نظر می رسد تنزل درجه در دولت روحانی هم مزید علت شد.

وی عاقبت با اعمال قانون «منع بکارگیری بازنشستگان» همانطور که خودش در استعفانامه اشاره کرده به سبب اینکه در دولت قبل خود را بازخرید کرده است مجبور شد از دولت جدا شود.

دستیار اقتصادی دولت با دلخوری جدا شد

«مسعود نیلی» دستیار سابق رئیس جمهور در امور اقتصادی از جمله افرادی بود که خود از قطار دولت جدا شد.

در جلسه‌ای که رئیس جمهور با برخی از اقتصاددانان یا همان اقتصاد دانان لیبرال برگزارش شد، عدم حضور نیلی محسوس بود. البته «اسحاق جهانگیری» معاون اول روحانی هم غایب مهم این جلسه بود. به نظر می رسد این جدا شدن هم با کمی دلخوری همراه بوده است چراکه بعدها نیلی با انتقاداتی به سراغ عملکرد اقتصادی دولت رفت.

وی در بخشی از این انتقادات بیان کرده است: «: یک بار به آقای رئیس جمهور گفتم ببینید وقتی تورم پایین آمده، شما در تمام طول دولت یازدهم شاید فقط 10 جلسه درباره قیمت گذاری کالاها خودتان گذاشته‌اید. یعنی فکر کنید در 400 جلسه دولت در طول چهار سال و همین مقدار نشست ستاد اقتصادی دولت کمتر از 10 جلسه به قیمت گذاری اختصاص داده است. چرا؟ چون اصلا قیمت گذاری موضوعیتی نداشت. وقتی تورم در حال پایین آمدن بود، قیمت گذاری برای چه؟ حالا شما ببینید وقتی تورم افزایش پیدا کرده شرایط از نظر مداخلات دولت به چه صورت در آمده. پس متوجه می‌شویم کاهش تورم چقدر مهم است.»

وزیر برندی که به منتقد دولت تبدیل شد

«سید عباس آخوندی» وزیر سابق راه و شهرسازی هم از جمله مهترین جداشدگان دولت روحانی است. این مدیر اصلاح طلب که انتقادات زیادی به نحوه مدیریتش در دولت یازدهم و دوازدهم وجود دارد حالا خود به منتقد دولت تبدیل شده است. اختلاف آخوندی را می توان از روز دفاع روحانی از وزیر پیشنهادی اش در صحن علنی مجلس دید. روحانی با انتقاد از عملکرد آخوندی در حوزه مسکن بیان کرد که بایستی این حوزه در دولت دوازدهم سر و سامان بگیرد. اما آخوندی دو روز بعد در مصاحبه ای این موضوع را رد کرد. «اکبر ترکان» مشاور رئیس جمهور در هماهنگی و نوسازی بافت‌های فرسوده که رابطه شکرآبی با وی داشت نیز مزید علت شد تا این اختلافات گسترش یابد. آخوندی در دوران وزارتش مسکن مهر را مزخرف خواند و چندی بعد از استعفا مطرح کرد که افتخار می کند که این پروژه انبوه سازی مسکن را متوقف ساخته است. مجموعه ناکارآمدی و همچنین اختلافات میان آخوندی و دولت از جمله علل جدایی وی از پاستور است.

زمزمه های جدایی آقای معاون اول از دولت

«اسحاق جهانگیری» از جمله اصلاح طلبان شاخصی است که به واسطه حضور وی در دولت اختلافات میان اعتدالیون و اصلاح طلبان آشکار شده است. این اختلافات از زمانی بیشتر آشکار شد که جهانگیری در یک سخنرانی جنجالی مطر ح کرد که حتی توان و اجازه تغییر منشی اش را ندارد. بعد از این اظهار نظرها بود که اصلاح طلبان مطرح کردند که جهانگیری باید از دولت جدا شود تا بیشتر این جریان هزینه عملکرد ضعیف دولت روحانی را ندهد. هر چند که این موضوع صورت نگرفت و دیدار روحانی و جهانگیری آبی بر آتش این اختلافات داخلی بود اما هنوز این اختلافات به عنوان آتش زیر خاکستر در دولت دوازدهم مشاهده می شود.

 دو علت عمده جدایی اصلاح طلبان از دولت روحانی

اصلاح طلبان اختلافات خود را با دولت به دو دلیل آشکار کرده اند از یک سو یک رقابت و جنگ قدرت در درون پاستور میان اعتدالیون و اصلاح طلبان شکل گرفته است که نماینده این جنگ قدرت در میان اصلاح طلبان جهانگیری و از سوی دیگر نوبخت و واعظی هستند. روزی نیست که رسانه‌های اصلاح طلب نسبت به اعتدالیون نزدیک روحانی گلایه ای نکنند. از دیگر سو اصلاح طلبان با ریزش آرای دولت به سبب عملکرد ضعیف خصوصا در حوزه اقتصادی و سیاست خارجی که دولت هر دو این حوزه‌ها را به هم مرتبط ساخته بود؛ یعنی سعی داشت با دیپلماسی اقتصاد را سامان دهد، جریان اصلاحات سعی می کند حساب خود را از دولت به طریقی جدا کند. ایدئولوژی برجامی دولت روحانی حالا شکست خورده و افرادی چون «سعید حجاریان» عنوان می کند «اگر می دانستیم از جانب نیروهای تمامیت‌خواه این همه سنگ پیش پای روحانی خواهد افتاد سرنوشت اصلاحات را به دولت روحانی گره نمی‌زدیم».

ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا با قابل تامل خواندن اظهارات سعید حجاریان، گفت: «اصلاح طلبان در زمان هایی که تحت فشار قرار می گیرند با طرح موضوعات انحرافی و استفاده از برخی کلیدواژه ها همچون حاکمیت دوگانه، نیروهای قدرت طلب، نیروهای نظامی، تمامیت خواهان، دولت پنهان، دولت در سایه  می خواهند طوری القا کنند که اختیاری نداشته و عده ای در مسیر آنها سنگ اندازی کردند.اینکه اصلاح طلبان بخواهند خوبی های دولت را به نام خود تمام کرده و کاستی ها و نقاط ضعف ها را مورد نقد قرار دهند نه تنها قابل پذیرش نبوده بلکه ناجوانمردانه است.» به هر جهت اصلاح طلبان پروژه عبور از اعتدالیون را چندی است که کلید زده اند و همانطور که تاریخ نشان داده است، هر گاه حجاریان از موضوعی صحبت می کند سپس این سناریو به طور تمام و کمال در جریان اصلاحات عملیاتی می شود.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.