راهکار قرآن برای خنثی سازی برنامه جدید ضدانقلاب

رجانیوز : جامعه ی اسلامی جامعه ای است که مسائل و مشکلاتش را به قرآن ارجاع می دهد و بنا به خطی که قرآن برایش ترسیم کرده است جامعه را به جلو می برد . یکی از مسائل و مشکلاتی که جامعه ما خصوصا پس از گسترش چشم گیر وسایل ارتباط جمعی و فضاهای مجازی بدان گرفتار شده است ، مسئله ی شایعه و اکاذیب است . شایعه و اکاذیبی که گاه توسط دشمن ضد انقلاب هدایت می شود و گاه توسط برخی افراد داخلی وارد فضاهای مجازی شده و در بین مردم دست به دست و نقل می گردد غافل از آنکه خبر مذکور کذب محض و شایعه ای بیش نیست تا عده ای از خلال آن به  مقاصد سیاسی و یا منافع شوم خود برسند. حال می توان این موضوع را به قرآن ارائه کرد و در پاسخ قرآن کریم تامل و تدبر نمود . به همین بهانه سلسله مباحث تفسیر قرآن کریم را از آیه ی ششم سوره ی حجرات آغاز می کنیم.

 

 

 

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ)

 

معنی آیه :

 

ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر فاسقی برای شما خبری مهم آورد تحقیق کنید،مبادا(از روی زودباوری و شتاب زدگی تصمیم بگیرید و) ناآگاهانه به گروهی آسیب رسانید،سپس از کرده ی خود پشیمان شوید.

 

تاملی بر آیه از گذر تفسیر نور 

 

نکته ها:

 

بر اساس روایات متعدّد از طرق شیعه و سنّی،این آیه درباره ولیدبن عقبه نازل شده است.

 

زیرا پیامبر او را برای جمع آوری زکات از قبیله بنی مصطلق اعزام داشت،امّا از آنجا که میان او و این قبیله در دوران جاهلیّت،خصومتی شدید بود،هنگامی که اهل قبیله به استقبال او می آمدند،گمان کرد که به قصد کشتن او آمده اند.لذا جلوتر نرفت و نزد پیامبر بازگشت و خبر داد که مردم از پرداخت زکات خودداری کرده اند.پیامبر از این خبر ناراحت شد و تصمیم گرفت آنان را گوشمالی دهد.آیه فوق نازل شد و در مورد خبر فاسق دستور تحقیق داد.

 

 روشن است که فسقِ ولیدبن عقبه،از ابتدا روشن نبود و گرنه پیامبر شخص فاسق را به عنوان نماینده خود جهت دریافت زکات اعزام نمی کرد،بلکه پس از دروغی که ولید در مورد سرباز زدن قبیله بنی المصطق از پرداخت زکات گفت،این آیه فسق او را آشکار ساخت تا پیامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نکنند. امام حسین علیه السلام در احتجاجی که با ولید بن عقبه داشت فرمود:به خدا سوگند من تو را در دشمنی ات با علیّ بن ابی طالب علیهما السلام ملامت نمی کنم،زیرا خداوند،علی را مؤمن و تو را فاسق خوانده است.سپس آیه فوق را تلاوت کردند.

 

سؤال: در این آیه دستور تحقیق و بررسی آمده،ولی درآیه ی 12 همین سوره،تجسّس، حرام شمرده شده است،آیا می شود تحقیق و تفحّص،هم حرام باشد و هم واجب؟

پاسخ: آنجا که تجسّس حرام است،درباره ی رفتار شخصیِ مردم است که ربطی به زندگی اجتماعی ندارد،ولی آنجا که واجب است،موردی است که به جامعه مربوط است و می خواهیم بر اساس آن،اقدام و عملی انجام دهیم که اگر به خاطر احترام فرد،تحقیق و بررسی نکنیم ممکن است جامعه در معرض فتنه و آشوب قرار گیرد.

فسق چیست و فاسق کیست؟

 

 «فسق»در لغت به معنای خارج شدن است و در اصطلاح قرآنی،به خارج شدن از راه مستقیم گفته می شود.این کلمه در برابر عدالت به کار می رود و فاسق به کسی گویند که مرتکب گناه کبیره ای شود و توبه نکند.

 

واژه«فسق»،در قالب های گوناگون،پنجاه و چهار بار در قرآن آمده و در موضوعات و مصادیق مختلفی به کار رفته است از جمله:

 

1.در مورد انحراف های فرعون و قوم او: «إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ» 

2.در مورد افراد چند چهره و منافق: «إِنَّ الْمُنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُونَ» 

3.در مورد آزار دهندگان به انبیا و سرکشان از دستورات آنان: قالُوا یا مُوسی إِنّا لَنْ نَدْخُلَها ...

اَلْقَوْمِ الْفاسِقِینَ

4.در مورد کسانی که طبق قانون الهی داوری و قضاوت نمی کنند: «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» 

5.در مورد حیله گران:... بِما کانُوا یَفْسُقُونَ 

6.در مورد کسانی که وظیفه ی مهم امر به معروف و نهی از منکر را رها می کنند: أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا ... بِما کانُوا یَفْسُقُونَ

7.در مورد کسانی که خانه،تجارت،فامیل و مادّیات را بر جهاد در راه خدا ترجیح می دهند:

إِنْ کانَ آباؤُکُمْ ... أَحَبَّ ... وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ

8.در مورد گناهان علنی و انحرافات جنسی و شهوت رانی های ناروا.(قرآن به قوم لوط که گناه را در مجالس علنی و بی پروا انجام می دادند،لقب فاسق داده است) «رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ» 

9.در مورد بهره گیری از غذاهای حرام: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ ... ذلِکُمْ فِسْقٌ 

10.در مورد تهمت زدن به زنان پاکدامن: یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ... أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ

 

تحقیق،داروی دردهای اجتماعی

 

 در طول تاریخ،انبیا با مردم و اجتماعاتی روبرو بوده اند که به انواع بیماری های اجتماعی و اخلاقی مبتلا بوده اند و حتّی امروز با آن همه پیشرفت های مهمی که در زندگی بشر شده است،هنوز آن بیماری ها به قوّت خود باقی است.بیماری هایی همچون:

 

تقلید کورکورانه از نیاکان و پیروی از عادات وآداب ورسوم خرافی.

پیروی از خیالات،شایعات،پیشگویی ها و رؤیاهای بی اساس.

داوری و موضع گیری بدون علم،ستایش یا انتقاد بدون علم و نوشتن و گفتن بدون علم.

داوریی شفابخش برای همه آن بیماری ها،تحقیق و بررسی است که در این آیه آمده است.

اگر جامعه اهل دقّت و تحقیق و بررسی باشد،همه ی این آفات و بلاهای اجتماعی یکسره درمان می شود.

 

 مشابه این آیه،آیه 94 سوره نساء است که می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ مَغانِمُ کَثِیرَهٌ کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُوا إِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً» ای مؤمنان! هرگاه در راه خدا گام بر می دارید و سفر می کنید،تحقیق و بررسی کنید و به کسی که اظهار ایمان می کند نگوئید تو مؤمن نیستی و بخاطر به دست آوردن غنائم بی گناهی را نکشید.زیرا نزد خداوند غنائم فراوانی است.

 

چنانکه در تاریخ آمده است:پس از جنگ خیبر،پیامبر صلی الله علیه و آله شخصی به نام اسامهبن زید را همراه گروهی از مسلمانان به سوی یهودیانی که در یکی از روستاهای فدک بودند فرستاد تا آنان را به اسلام یا قبول شرایط ذِمّه و تحت الحمایه بودن دعوت نماید،یکی از یهودیان(به نام مِرداس)با شنیدن خبر،اموال و خانواده خود را در پناه کوهی قرار داد و با گفتن«لا اله الاّ اللّه محمّدٌ رَسولُ اللّه»به استقبال مسلمانان آمد.اُسامه به گمان این که او از ترس،اسلام آورده و اسلام او واقعی نیست،او را کشت.رسول خدا پس از اطلاع،به شدّت ناراحت شدند و آیه فوق نازل شد.

 

خبر در اسلام

 

 اسلام درباره ی چگونگی سخن و نقل خبر تأکیدهای فروانی کرده است از جمله:

 

الف)قرآن از کسانی که هر خبری را می شنوند و نسنجیده آن را نشر می دهند،به شدّت انتقاد کرده و می فرماید:خبر را به اهل استنباط عرضه کنید و اگر حقّانیّت آن ثابت شد،آنگاه آن را پخش کنید.

 

ب)قرآن برای کسانی که با پخش اخبار دروغ،در جامعه دغدغه ایجاد می کنند،کیفری سخت معیّن فرموده است.

 

ج)پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در سال آخر عمر شریف خود در سفر حج فرمودند:کسانی که خبرهای دروغی از من نقل می کنند،زیادند و در آینده زیادتر خواهند شد،هر کس آگاهانه به من نسبت دروغ بدهد،جایگاهش دوزخ است و هر چه از من شنیدید،به قرآن و سنّت من عرضه کنید،پس اگر موافق آن دو بود بپذیرید وگرنه ردّ کنید.

 

د)امام صادق علیه السلام به کسی که خبرهای دروغی را به پدرش امام باقر علیه السلام نسبت می داد،لعنت کردند و فرمودند:هر چه از ما شنیدید،اگر شاهد و گواهی از قرآن یا سایر سخنان ما بر آن پیدا کردید،بپذیرید وگرنه نپذیرید

 

ه)امام رضا علیه السلام فرمودند:سند سخنان ما،قرآن و سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

 

و)یکی از مهم ترین علوم اسلامی،علم رجال است که برای شناخت خبر صحیح از غیر صحیح،افرادی را که حدیث نقل می کنند،مورد ارزیابی و بررسی قرار می دهد.

 

پیام ها:

 

1- افراد مؤمن باید اهل تحقیق و بررسی باشند،نه افرادی زودباور و سطحی نگر.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... فَتَبَیَّنُوا

 

2- همه ی اصحاب پیامبر عادل نبوده اند،بلکه در میان آنان افراد فاسق و منافق نیز بوده اند. «إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ»

 

3- افشاگری و رسوا کردن افرادی که کارشان سبب فتنه است،مانعی ندارد.

«إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ»

 

4- زمینه فتنه دو چیز است:تلاش فاسق،زودباوری مؤمن. اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ ... فَتَبَیَّنُوا

 

5-اصل در اسلام،اعتماد به مردم است،امّا حساب کسی که فسق او بر همه روشن شد،از افراد عادّی جداست. إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ ... فَتَبَیَّنُوا

 

6- افراد فاسق،در صدد ترویج اخبار دروغ و نوعی شایعه پراکنی هستند. «جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ»

 

7- ایمان،با خوش باوری سازگار نیست. آمَنُوا ... فَتَبَیَّنُوا

 

8-تحقیق وبررسی را به تأخیر نیندازید. «فَتَبَیَّنُوا» (حرف«فاء»نشانه ی اقدام سریع است)

 

9- گاهی فاسق راست می گوید،بنابراین نباید همه جا سخن او را تکذیب کرد، بلکه باید تحقیق شود. «فَتَبَیَّنُوا»

 

10- جامعه اسلامی،در معرض تهاجم خبری است و مردم باید هوشیار باشند.

إِنْ جاءَکُمْ ... فَتَبَیَّنُوا

 

11- در مدیریّت،باید علاج واقعه را قبل از وقوع کرد.ابتدا تحقیق و سپس اقدام کنیم. «فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ»

 

12- بیان فلسفه و رمز و راز احکام الهی،انگیزه ی مردم را برای انجام دستورات زیاد می کند.(فلسفه تحقیق،دوری از ایجاد فتنه است.) «فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا»

 

13- یکی از اهداف خبرگزاری های فاسق،ایجاد فتنه و بهم زدن امنیّت نظام است. «أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ»

 

14- اقدام بر اساس یک گزارش بررسی نشده،می تواند جامعه ای را به نابودی بکشاند. «أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً»

 

15- اقدام عجولانه و بدون بررسی و تحقیق،نوعی جهالت است. «بِجَهالَهٍ»

 

16- عمل به دستورات الهی،مانع پشیمانی است.تحقیق کنیم تا مبادا پشیمان شویم. فَتَبَیَّنُوا ... نادِمِینَ

 

17- پایان کار نسنجیده،پشیمانی است. «نادِمِینَ»

 

تاملی بر آیه از گذر تفسیر المیزان 

 

كـلمـه (فـاسـق)بـه طـورى كه گفته اند به معناى كسى است كه از طاعت خارج و به معصيت گرايش كند. و كلمه (نبابه معناى خبر مهم و عظيم الشاءن است. و كلمه (تبين) و نـيـز كلمه (استبانه) و (ابانه)) - به طورى كه در صحاح آمده - همه به يـك مـعـنـا اسـت، و ايـن كـلمـه هـم مـتـعـدى اسـتـعـمـال مـى شـود و مفعول مى گيرد، و هم لازم استعمال مى شود، و چون متعدى شود معناى ايضاح و اظهار را مى دهـد، مـثـلا وقـتـى گـفـته مى شود: (تبينت الامرو يا (استبنته و يا (ابنت الامرمـعـنـايـش ايـن اسـت كـه مـن فـلان امـر را روشـن و اظـهـار كـردم. و چـون بـه طـور لازم اسـتعمال شود، به معناى اتضاح و ظهور خواهد بود، وقتى گفته مى شود (ابان الامرو يا (استبان الامرو يا (تبين الامرمعنايش اين است كه فلان امر واضح شد.

 

و مـعـنـاى آيـه چـنـين است : اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر فاسقى نزد شما خبرى مهم آورد، خـبـرش را تـحـقـيق و پيرامون آن بحث و فحص كنيد، تا به حقيقت آن واقف شويد، تا مـبـادا بدون جهت و به نادانى بر سر قومى بتازيد، و بعدا از رفتارى كه با آنان كرده ايد پشيمان شويد.

 

خـداى سـبـحـان در ايـن آيـه اصـل عـمل به خير را كه اصلى است عقلايى امضاء كرده، چون اسـاس زنـدگـى اجـتـمـاعـى بـشـر بـه هـمـيـن اسـت كـه وقـتـى خـبرى را مى شنوند به آن عـمـل كـنند، چيزى كه هست در خصوص خبر اشخاص فاسق دستور فرموده تحقيق كنيد، و اين در حـقـيـقـت نـهـى از عـمل به خبر فاسق است، و حقيقت اين نهى اين است كه مى خواهد از بى اعـتـبـارى و عدم حجيت خبر فاسق پرده بردارد، و اين هم خودش نوعى امضاء است، چون عقلا هـم رفـتارشان همين است كه خبر اشخاص بى بندوبار را حجت نمى دانند، و به خبر كسى عمل مى كنند كه به وى وثوق داشته باشند.

 

تـوضـيـحـى راجـع بـه نـقـش(خـبر)در زندگى اجتماعى انسان و اقسام خبر و لزوم تبين و تفحص درباره اخبار فاسق

 

توضيح اينكه : حيات آدمى حياتى است علمى، و انسان سلوك طريق زندگى اش را بر اين اسـاس بـنـا نـهـاده كـه آنـچـه بـه چـشـم خـود مـى بـيـنـد، بـه هـمـان عمل كند، حال چه خير باشد و نافع و چه شر باشد و مضر. و چون مايحتاج زندگى اش و آنـچـه مـربـوط و مـتـعـلق بـه زندگى او است منحصر در ديدنيها و شنيدنيهاى خودش نيست بلكه بيشتر آنها از حيطه ديد و علم او غايب است، ناگزير مى شود كه بقيه حوائج خود را كـه گـفـتـيـم از حـيـطـه عـلم او غـايـب اسـت از راه عـلم ديـگـران تـكميل و تتميم كند، علمى كه ديگران با مشاهده و يا با گوش خود بدست آورده اند، و اين همان خبر است.

 

پـس اعتماد به خبر به اين معنا است كه عملا ترتيب اثر به آن بدهيم و با مضمون آن تا حـدى مـعامله علمى بكنيم كه گويا خود از راه مشاهده بدست آورده ايم، و اين همان طورى كه گـفـتـيـم لازمه زندگى اجتماعى انسان است، و احتياج ابتدائى او است، و بناى عقلا و مدار عملكرد آنان بر قبول خبر ديگران است.

 

حـال اگـر خـبـرى كـه بـه مـا مى دهند متواتر باشد يعنى از بسيارى آورندگان آن براى انـسـان يـقـيـن آور بـاشـد و يـا اگـر بـه ايـن حـد از كـثـرت نـيـسـت حـداقـل هـمراه با قرينه هايى قطعى باشد كه انسان نسبت به صدق مضمون آن يقين پيدا كند، چنين خبرى حجت و معتبر است.

 

و امـا اگـر خـبر متواتر نبود، و همراه با قرينه هايى قطعى نيز نبود، و در نتيجه بعد از شنيدن خبر يقين به صحت آن حاصل نشد، و به اصطلاح علمى خبر واحد بود، چنين خبرى در نـظـر عـقـلا وقـتـى مـعـتـبـر اسـت كـه اگـر بـراى انـسـان يـقـيـن نـمـى آورد، حـد اقـل وثوق و اطمينانى بياورد، حال يا به حسب نوعش خبرى وثوق آور باشد، (مانند خبرى كـه مـتـخـصـص يـك فـن بـه مـا مـى دهـد) و يـا بـه حـسـب شـخـصـش وثـوق آور بـاشـد، (مـثـل ايـنـكـه شـخـص آورنده خبر مورد وثوق ما باشد)، عقلا بنا دارند كه بر اين خبر نيز تـرتـيـب اثـر دهـنـد. و سـرش هـم ايـن اسـت كـه عـقـلا يـا بـه عـلم عـمـل مـى كـنـنـد، و يـا به چيزى كه اگر علم حقيقى نيست علم عادى هست، و آن عبارت است از مظنه و اطمينان.

 

حـال كـه ايـن مـقدمه روشن گرديد، مى گوييم : اينكه در آيه شريفه دستور به تحقيق و بـررسـى خـبـر فـاسـق را تـعـليل فرموده به اينكه ( ان تصيبوا قوما بجهاله) مى فـهـمـانـد كـه آنچه بدان امر فرموده، رفع جهالت است، و اينكه انسان اگر خواست به گـفـتـه فـاسـق تـرتـيـب اثـر دهـد، و بـه آن عـمـل كـنـد بـايد نسبت به مضمون خبر او علم حاصل كند، پس در آيه شريفه همان چيزى اثبات شده كه عقلا آن را ثابت مى دانند، و همان عـمـلى نـفـى شده كه عقلا هم آن را نفى مى كنند، و اين همان امضاء است، نه تاءسيس حكمى جديد.

 

تاملی بر آیه از گذر تفسیر نمونه

 

شان نزول :

 

براى نخستين آيه مورد بحث دو شان نزول در تفاسير آمده است كه بعضى مانند طبرسى در مـجـمـع البـيـان هـر دو را ذكـر كـرده انـد، و بعضى مانند قرطبى و نور الثقلين و فى ظلال القرآن تنها به يكى اكتفا كرده اند.


نـخـسـتين شاءن نزولى كه غالب مفسران آن را ذكر كرده اند اين است كه آيه يا ايها الذين آمـنـوا ان جـائكـم ...دربـاره وليـد بـن عـقـبـه نـازل شـده اسـت كـه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) او را براى جمع آورى زكات از قبيله بـنـى المـصـطـلق اعـزام داشـت ، هـنـگـامـى كـه اهـل قـبـيـله بـا خـبـر شـدنـد كـه نـمـايـنده رسول الله (صلى الله عليه و آله ) مى آيد با خـوشـحـالى بـه اسـتـقـبـال او شـتـافتند، ولى از آنجا كه ميان آنها و (وليددر جاهليت خصومت شديدى بود تصور كرد آنها به قصد كشتنش آمده اند.


خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بازگشت (بى آنكه تحقيقى در مورد اين گمان كرده بـاشـد) و عـرض كرد: آنها از پرداخت زكات خوددارى كردند! (و مى دانيم امتناع از پرداخت زكـات يـكـنـوع قيام بر ضد حكومت اسلامى تلقى مى شد، بنابراين مدعى بود آنها مرتد شده اند!).


پـيـامـبـر (صلى الله عليه و آله ) سخت خشمگين شد، و تصميم گرفت با آنها پيكار كند، آيـه فـوق نـازل شـد (و بـه مسلمانان دستور داد كه هرگاه فاسقى خبرى آورد درباره آن تحقيق كنيد).


بـعـضـى نـيـز بر آن افزوده اند كه بعد از اخبار (وليددرباره ارتداد قبيله (بنى المـصـطـلق پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به خالد بن وليد بن مغيره دستور داد به سراغ قبيله (بنى المصطلق رود، ولى فرمود شتابزده كارى انجام مده .


خالدشبانه به نزديكى قبيله رسيد، و ماموران اطلاعاتى خود را براىتـحـقـيق فرستاد، آنها خبر آوردند كه بنى المصطلق به اسلام كاملا وفا دارند، و صداى اذان و نـمـاز آنها را با گوش خود شنيده اند، صبحگاهان (خالدشخصا به سراغ آنها آمد، و صدق گفتار مخبرين را ملاحظه كرد، خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بازگشت و مـاجـرا را بـه عـرض رسـانـيـد، در ايـن هـنـگـام آيـه فـوق نازل شد و به دنبال آن پيامبر مى فرمود: التانى من الله ، و العجلة من الشيطان !:درنگ كردن و تحقيق از سوى خدا است و عجله از شيطان است !.


شـان نـزول ديـگرى كه فقط بعضى از مفسران به آن اشاره كرده اند اين است كه آيه در مـورد (مـاريـه )هـمـسـر پـيـامـبـر (صـلى الله عـليـه و آله ) (مـادر ابـراهـيـم ) نـازل شـد، زيـرا خـدمـت پـيامبر (صلى الله عليه و آله ) عرض كردند كه او پسر عموئى دارد كـه گـاه و بـيـگاه به سراغش مى آيد (و روابط نامشروعى در ميان است ) پيامبر على (عـليـه السـلام ) را فـراخـوانـد فـرمـود: بـرادرم ! ايـن شـمـشـير را بگير اگر او را نزد (ماريه يافتى به قتل برسان.
امـيـر مـؤ مـنـان عـلى (عـليـه السـلام ) عـرض كـرد: اى رسول خدا! من مامورم كه مانند (سكه تفتيده )دستور شما را پياده كنم ، يا اينكه شخص حاضر چيزى مى بيند كه غائب نمى بيند؟ (با تحقيق بيشتر انجام وظيفه كنم ).


فـرمـود: نـه ! بـر اسـاس ايـنـكـه حـاضـر چـيـزى مـى بـيـنـد كـه غـائب نـمـى بـيـنـد عمل كن .
عـلى (عـليه السلام ) مى فرمايد: شمشير را به كمر بستم و به سراغ او آمدم ، ديدم نزد ماريه است شمشير را كشيدم او فرار كرد و از نخلى بالا رفت ، و سپس خود را از بالا به زيـر افـكـنـد، در ايـن هـنـگام پيراهن او بالا رفت و معلوم شد اصلا عضو جنسى ندارد، خدمت پـيـامـبـر آمـدم و ماجرا را شرح دادم پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود خدا را شكر كه بدى و آلودگى و اتهام را از دامان ما دور مى كند.


تفسير :


به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!


در آيات گذشته سخن از وظائف مسلمانان در برابر رهبر و پيشوايشان پيامبر (صلى الله عـليـه و آله ) بـود، و دو دستور مهم در آن آمده بود: نخست پيشى نگرفتن بر خدا و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و ديگر رعايت ادب به هنگام سخن گفتن و صدا زدن در محضر او.


آيـات مـورد بـحـث ادامـه وظـائف امت در برابر اين رهبر بزرگ است و مى گويد هنگامى كه اخبارى را خدمت او مى آورند بايد از روى تحقيق باشد، و اگر شخص فاسقى خبر از چيزى داد بـدون تـحـقـيق نپذيرند، و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را براى پذيرش ‍ آن تحت فشار قرار ندهند.


نـخـسـت مـى فـرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد: (يا ايها الذين آمنوا ان جائكم فاسق بنبا فتبينوا).
سـپـس بـه عـلت آن اشـاره كـرده مـى افـزايـد: (مـبـادا در صـورت عمل كردن بدون تحقيق به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد، و از كرده خود پشيمان شويد)! (ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا على مافعلتم نادمين 


هـمـانـگـونـه كـه اگـر پـيـامـبـر (صـلى الله عليه و آله ) به گفته (وليد بن عقبه عـمـل مـى فـرمـود و با طايفه(بنى المصطلق ) به عنوان يك قوم مرتد پيكار مى كرد فاجعه و مصيبت دردناكى به بار مى آمد.


از لحـن آيـه بـعـد چـنـيـن اسـتفاده مى شود كه جمعى اصرار بر اين پيكار داشتند قرآن مى گـويـد: ايـن كـار شـايـسـته شما نيست ، اين عين جهالت و نادانى است و سرانجامش ندامت و پشيمانى خواهد بود.


جـمـعـى از عـلمـاى عـلم اصـول بـراى حـجـيـت خـبـر واحـد بـه ايـن آيـه اسـتـدلال كـرده اند، چرا كه آيه مى گويد: تحقيق و تبين در خبر (فاسق لازم است ، و مفهوم آن اين است كه اگر شخص (عادل خبرى دهد بدون تحقيق مى توان پذيرفت .


ولى به اين استدلال اشكالات فراوانى كرده اند كه از همه مهمتر دو ايراد است ، بقيه اهميت چندانى ندارد: نخست ايـنـكـه اسـتدلال فوق متوقف بر قبول (حجيت مفهوم وصف است در حالى كه معروف اين است كه مفهوم وصف حجت نيست .


ديـگـر ايـنـكـه عـلتـى كـه در ذيـل آيـه آمـده اسـت آنـچـنـان گـسـتـرده اسـت كـه خـبـر (عـادل و (فـاسـقهـر دو را شـامـل مـى شـود، زيـرا عمل به خبر ظنى هر چه باشد احتمال پشيمانى و ندامت دارد.


و امـا ايـن هـر دو اشـكـال قابل حل است ، زيرا مفهوم وصف و هر قيد ديگردر مـواردى كه به اصطلاح منظور بيان قيود يك مساءله و مقام احتراز است حجت مى باشد و ذكـر ايـن قـيـد (قـيـد فـاسـق ) در آيـه فـوق طـبـق ظـهـور عـرفـى هـيـچ فـايـده قابل ملاحظه اى جز بيان حجيت خبر عادل ندارد.


و امـا در مـورد تـعـليـلى كـه ذيـل آيـه آمـده اسـت ظـاهـر ايـن اسـت كـه هـر گـونـه عـمـل بـه ادله ظـنـيـه را شـامـل نـمـى شـود، بـلكـه نـاظـر بـه مـواردى اسـت كـه در آنـجـا عـمـل ، عـمـل جـاهـلانـه يا سفيهانه و ابلهانه است ، چرا كه در آيه روى عنوان (جهالت تـكـيـه شـده ، و مـى دانـيـم غـالب ادلهـاى كـه تـمـام عـقـلاى جـهـان در مـسـائل روزمـره زنـدگـى روى آن تـكـيـه مـى كـنـنـد دلائل ظـنـى اسـت (از قـبـيـل ظـواهـر الفـاظ، قـول شـاهـد، قـول اهـل خـبـره ، قول ذو اليد و مانند اينها).


مـعـلوم است كه هيچيك از اينها جاهلانه و سفيهانه شمرده نمى شود، و اگر احيانا مطابق با واقع نباشد مساله ندامت نيز در آن مطرح نيست چون يك راه عمومى و همگانى است .


به هر حال به عقيده ما اين آيه از آيات محكمى است كه دلالت بر (حجيت خبر واحدحتى در (مـوضـوعـاتدارد، و در ايـن زمـينه بحثه اى فراوانى است كه اينجا جاى شرح آن نيست .


بـعـلاوه نـمـى تـوان انكار كرد كه مساءله اعتماد بر اخبار موثق اساس تاريخ و زندگى بـشـر را تـشـكـيـل مـى دهـد، بـه طـورى كـه اگـر مـسـاءله حـجـيـت خـبـر عـادل يا موثق از جوامع انسانى حذف شود بسيارى از ميراثهاى علمى گذشته ، و اطلاعات مـربـوط بـه جوامع بشرى ، و حتى مسائل زيادى از آنچه امروز در جامعه خود با آن سر و كار داريم به كلى حذف خواهد شد، و نه تنها انسان به عقب باز مى گردد، بلكه گردش چرخهاى زندگى فعلى او نيز متوقف خواهد شد.


لذا اجـمـاع هـمـه عـقلا بر حجيت آن است و شارع مقدس نيز آن را قولا و عملا امضا فرموده است .


ولى به همان اندازه كه حجيت خبر واحد ثقه به زندگى سامان مى بخشد، تكيه بر اخبار غـيـر موثق بسيار خطرناك ، و موجب از هم پاشيدگى نظام جامعه ها است ، مصائب فراوانى بـه بـار مـى آورد، حيثيت و حقوق اشخاص را به خطر مى اندازد، و انسان را به بيراهه و انـحـراف مـى كـشـانـد، و بـه تـعـبـير جالب قرآن در آيه مورد بحث سرانجام مايه ندامت و پشيمانى خواهد بود.


اين نكته نيز قابل توجه است كه ساختن خبرهاى دروغين و تكيه بر اخبار غير موثق يكى از حربه هاى قديمى نظامهاى جبار و استعمارى است كه به وسيله آن جو كاذبى ايجاد كرده ، و بـا فـريـب و اغـفـال مـردم نـاآگـاه آنـهـا را گمراه مى سازند، و سرمايه هاى آنها را به تاراج مى برند.


اگـر مـسـلمـانـان دقـيـقـا بـه هـمـيـن دسـتـور الهـى كـه در ايـن آيـه وارد شـده عـمـل كـنـنـد و خبرهاى فاسقين را بدون تحقيق و تبين نپذيرند از اين بلاهاى بزرگ مصون خواهند ماند.


اين نكته نيز قابل توجه است كه مساءله مهم وثوق و اعتماد به خود خبر است ، منتها گاهى ايـن وثـوق از نـاحـيـه اعـتـمـاد بـه (شـخـص ‍ خـبـر دهـنـده حـاصـل مـى شـود، و گـاه از قـرائن ديـگـرى از بـيرون ، لذا در پارهاى از موارد با اينكه گوينده خبر فاسق است ما به خبر او اطمينان پيدا مى كنيم .


بنابراين اين وثوق و اعتماد از هر راهى حاصل شود، خواه از طريق عدالت و تقوا و صداقت گـويـنـده باشد، و يا از قرائن خارجى ، براى ما معتبر است ، و سيره عقلا كه مورد امضاى شرع اسلام قرار گرفته ، نيز بر همين اساس است .بـه هـمـين دليل در فقه اسلامى مى بينيم بسيارى از اخبارى كه سند آنها ضعيف است ، به خـاطـر ايـنـكـه مـورد (عمل مشهورقرار گرفته ، و آنها از روى قرائنى به صحت خبر واقف شده اند معيار عمل قرار مى گيرد، و بر طبق آن فتوا مى دهند.به عكس گاه اخبارى نقل شده كه گوينده آن شخص معتبرى است ولى قرائنى از خارج ما را نـسـبـت بـه آن خـبـر بدبين مى سازد، اينجاست كه چارهاى از رها كردن آن نداريم ، هر چند گوينده آن شخص عادل و معتبرى است .

 

بـنـابـرايـن مـعـيـار در همه جا اعتماد به خود خبر است ، هر چند عدالت و صداقت راوى غالبا وسيله اى است براى اين اعتماد اما يك قانون كلى نيست (دقت كنيد).

 

 

بنابر این و پس از تامل در تفاسیر از آنجایی که قرآن باید مبنای نظری و عملی مومنین در جامعه اسلامی باشد به حکم آیه ی فوق ،  شایسته نیست هر خبری ، بدون تحقیق و تبیین خصوصا زمانی که از دشمن ضد انقلاب صادر می گردد ، در فضاهای مجازی و غیر آن نقل گردد بلکه معیار صحت خبر باید آیه ی شریفه ی فوق باشد . 

 

 

--------------------------------------------------------------------------

منابع : 

تفسیر نور؛ حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی 

تفسیر المیزان ؛ آیت الله علامه محمد حسین طباطبایی

تفسیر نمونه ؛ جمعی از فضلا با نظارت آیت الله العظمی مکارم شیرازی 

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.