زندگى مشترك و چالش‏ها

ازدواج در حقيقت، پاسخ به يك نياز درونى است. اين نياز درونى جهات متعدّدى دارد؛ مثلًا يك جهت آن، تنها نبودن است؛ زيرا انسان به طور طبيعى، اجتماعى است و دوست ندارد كه تك باشد. دوست دارد با جمع و با ديگران باشد. در اين باره، در روايات هم بيان شده كسى كه تنهاست، خداوند او را دوست ندارد و ملائكه از او خوششان نمى آيد. چرا؟

چون دارد يك امر مقدّسى را پس مى زند. چرا؟

چون دارد به يك امر فطرى بى توجّهى مى كند. همچنين جهت ديگر آن، استمرار بشر است كه مى خواهد نسلى داشته باشد كه اين يك نياز فطرى است.

از آنجا كه من با جوانان ارتباط دارم، وقتى بحث از سختى و مشكلات ازدواج مطرح مى شود، اكثر آنها مشكلات مالى و اقتصادى را مطرح مى نمايند و اين اشتباه نيست. مشكلات مالى و اقتصادى، يكى از مشكلات واقعى است كه نمى توان به آن بى توجّه بود. واقع قضيه اين است كه ازدواج، مخارجى دارد و خانه و شغل مى خواهد. پس اين مشكلات وجود دارد؛ امّا يك مقدار از مشكلاتى كه جوانان مطرح مى كنند، ناشى از سختى و مشكلات انتخاب است؛ يعنى اينجا ديگر فقط بحث اقتصادى مطرح نيست. جوانى كه از نظر مالى، وضع خوبى هم دارد، به خاطر اين مشكل ازدواج نمى كند. او مشكل مالى ندارد؛ ولى مى گويد چرا من مسئوليت ازدواج را قبول كنم؟

عدّه اى ديگر هم از اين جهت، ازدواج را سخت مى دانند كه مى پندارند گزينه مناسبى براى ازدواج نيست يا انتخاب گزينه مناسب، كار سختى است. اينها فقط برخى از دلايلى است كه جوانان مطرح مى كنند و دلايل متعدّدى در اين زمينه وجود دارد.

هر كدام از اين مشكلات، راه حلّى دارد؛ ولو راه حلّى كه زمان بر باشد؛ مثلًا كسى كه بحث اقتصادى را مطرح مى كند، بايد به او گفت: قبول است؛ امّا شما بايد يك مقدار فعّاليتت را بيشتر كنى و يك مقدار اطرافيانت كه توانايى دارند، تو را كمك كنند و يك مقدار توقّعاتت را پايين بياورى. همه اينها بايد در كنار هم باشد. در واقع، بايد از يك جايى شروع كرد؛ چون آنچه كه در ازدواج مهم است، همين شروع كردن است؛ يعنى شما يك گزينه مناسب را انتخاب كن كه به معناى واقعى همسر تو باشد، پابه پاى تو بيايد و تو را تنها نگذارد. پس با تلاش بيشتر از يك جايى شروع كن.

هيچ كس منكر مشكلات اقتصادى و اجتماعى نيست؛ امّا وجود مشكلات اجتماعى و اقتصادى دليلى بر اين نيست كه انسان هيچ كارى نكند. مشكلات هميشه وجود دارند. چه زمانى همه مشكلات حل مى شود؟ آيا مى توانيم صبر كنيم، دست روى دست بگذاريم و زمان را از دست بدهيم تا شايد روزى همه مشكلات حل شوند؟ سى ساله هم كه بشوى، باز مشكلات خودش را به همان نسبت دارد و علاوه بر مشكلات اقتصادى، انگيزه ات هم براى ازدواج كم مى شود؛ زيرا فرصت هاى مناسبى را از دست داده اى و اين خود، مشكلى بزرگتر است. بنابراين الآن كه نيرو و نشاط جوانى را دارى و ريسك پذيرى تو بالاتر است، ازدواج كن. شما مى دانيد كه هر چقدر سنّ انسان بالاتر برود، درصد ريسك پذيرى او پايين تر مى آيد؛ زيرا فقط خودش را همه كاره مى داند و محتاطتر مى شود و ازدواجش عقب مى افتد؛ البتّه ريسك كردن و خطر كردن به معناى بدون فكر اقدام كردن نيست؛ بلكه به اين معناست كه فكر مى كند، مشورت مى كند، ديگران هم كمكش مى كنند و ريسك پذير هم هست و به آنچه رسيده، با توكّل بر خداوند عمل مى كند.

بنابراين علّت هايى را كه جوانان مى آورند، نه مى توان گفت غلط است و نه مى توان گفت درست است. بايد اينها را به صورت مشروط قبول كرد. بايد بنشينند و به كمك اطرافيان و بزرگترها اين موارد را تحليل كنند تا مشكلات را در مقابل خودشان زياد بزرگ نبينند؛ زيرا آنهايى كه ازدواج كرده اند، همان مشكلاتى را داشته اند كه الآن جوانى كه سنّ ازدواجش گذشته است، آنها را مطرح مى كند؛ بنابراين بايد مورد به مورد آنها را بررسى كرده و با مشكلات كنار آمد.[1]





[1] ---، موعود، 205جلد، [بى نا] - [بى جا] - [بى جا]، چاپ: 1.

 

https://www.mouood.org/component/k2/item/45785

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.