هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها

انسان سه گونه هویت دارد: هویت شخصی، صنفی و باطنی. هویت صنفی، هویت شغلی و اجتماعی است و نشان دهنده شخصیت فکری و شان انسان در ابعاد مختلف اجتماعی است. این هویت، در دو مفهوم، هویت اجتماعی بالقوه (آنچه که یک شخص باید باشد) و هویت اجتماعی بالفعل (آنچه که یک شخص واقعا هست) به کار می رود. در جستجوی شکل گیری هویت دانشجویی دو بینش وجود دارد، جبرگرایانه و کنش گرایانه. الگوی کنونی دانشگاه کنش متقابل است. دانشجو اگر چه تحت تاثیر عوامل بیرونی و درونی ساختار دانشگاه است، ولی می تواند نقش خود را با علاقه و اشتیاق یا تنفر و اکراه ایفا کند؛ به نقش خود ایمان داشته باشد یا با فاصله آن را ادامه دهد و یا به طور ناگهانی صحنه را ترک گوید. برای هویت صنفی بالقوه دانشجو، سه بعد کلی مطرح است که هر کدام شاخص ها و نشانه گرهای خاصی دارند: علم و معرفت (معرفت دینی، تفکر و شکوفایی روحیه حقیقت جویی، فرهنگ مطالعه، ارتقای معرفت و نو خواهی علمی)، اخلاق و معنویت (خود سازی معنوی، انتخاب الگو، رعایت آداب معاشرت)، تدبیر و سیاست (بینش سیاسی، تکلیف شناسی، دشمن شناسی، مشارکت سیاسی). یادگیری نقش ها و هنجارهایی که نقش ها را بیان می کنند از طریق جامعه پذیری است و پاسخ دانشجویان به دانشگاه برای اجرای نقش های مورد انتظار ممکن است متابعت، همانند سازی و یا درونی کردن باشد. متابعت ضعیف ترین و درونی کردن قوی ترین سطح جامعه پذیری است؛ لذا الگوهای علمی و فرهنگی بنیانی که از سوی دانشگاه ارائه می شود، باید طوری باشد که دانشجو آن ها را پذیرفته و درونی کند.

 

مقدمه

دانشگاه یک سیستم است. یکی از ارکان مهم درونداد و برونداد این سیستم، دانشجو است. شناخت خصلت ها و ویژگی های دانشجو که معرف رفتار او است و در این تحقیق به هویت صنفی دانشجو تعبیر شده، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا هویت صنفی به انسان شخصیت صنفی می دهد. انسانی که شخصیت صنفی خویش را بشناسد، می تواند بر پایه موضع صنفی ؛ خود را بسازد، بر اساس آن کار کند و دست به اقدام لازم بزند، از موقعیت و ارزش های آن در داخل و خارج دفاع کند، هدف صنف را بر پایه ای منطقی تحقق بخشد و به تصفیه همه جانبه صنف بپردازد.

هویت، خصلت ها و ویژگی هایی است که معرف اندیشه و رفتار فرد است. گافمن برای هویت اجتماعی دو مفهوم به کار برده است، هویت اجتماعی بالقوه (آنچه که یک شخص باید باشد) و هویت اجتماعی بالفعل (آنچه که یک شخص واقعا هست). (ریتزر، ١٣٧٤: ٢٩٣)

هویت اجتماعی بالقوه، الگوهای رفتاری مورد انتظار یک جامعه را معرفی می کند که بدان نقش محول نیز گفته می شود. نقش محول، الگوهای رفتاری مورد انتظار را برای فردی که پایگاه معینی دارد، مشخص می سازد. برخی نقش های اجتماعی به صورت دقیق تعریف شده و مقتضیات رفتاری مفصل و دقیقی دارند و تابع تعبیر و تفسیر فردی نیستند، زیرا باید همه کسانی که به آن مشاغل می پردازند و همان موقعیت را اشغال کرده اند، به شیوه معینی آن را انجام دهند. نقش های خاص دانشجویان دانشگاه دارای سازمان و قالب کاملا خاصی است. (کوئن، ١٣٧٨ : ٩٦)

وقتی جایگاه و ابعاد هویت دانشجویی به صورت شفاف و روشن تبیین شود؛ هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد، سعی خواهد نمود که این جایگاه و ویژگی ها را رعایت کند؛ زیرا به هر اندازه که شرایط یک دانشجوی واقعی به لحاظ نظری دانسته شود، افراد بدون صلاحیت بهتر شناخته خواهند شد. سؤال اساسی در این تحقیق این است که خصلت ها و الگوهای رفتاری هویت دانشجویی در جامعه ما کدام است ؟ دانشجو و دانشگاه تا چه اندازه می توانند در تحقق آن ها نقش داشته باشند ؟

تا کنون پژوهش های متعدد کتابخانه ای و میدانی درباره هر یک از مسائل دانشجویان به صورت جداگانه انجام شده است، ولی در این تحقیق سعی می شود هویت صنفی دانشجو که مورد انتظار است، از ابعاد مختلف بررسی گردد. امید است این تحقیق زمینه نظری مناسبی را برای پژوهش های میدانی فراهم کند.

بیان مسأله

انسان سه گونه هویت دارد: هویت شخصی، صنفی و باطنی (حکیمی، ١٣٦١: ١٥). بلوغ انسانی (در برابر بلوغ جنسی و حیوانی) به شناختن سه هویت یاد شده است. انسان هر چند کتاب بخواند، مقامات علمی، اجتماعی، دانشگاهی و تخصصی را طی کند، ولی خود را در این سه بعد، بویژه بعد سوم، نشناسد، نابالغ از دنیا می رود. اینک این سه هویت، به اختصار بیان می شود.

هویت شخصی

این هویت، خصوصیات شخصی و فردی را از جهات بدنی بیان می کند. به عبارت دیگر، نشان دهنده شخص انسان و عوامل پدید آورنده وجود مادی اوست. (حکیمی، ١٣٦١: ١٥)

هویت صنفی

هویت صنفی، هویت شغلی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، نشان دهنده شخصیت فکری و شأن انسان در ابعاد مختلف اجتماعی است. با آگاهی از این هویت انسان می تواند منشأ فکر و رفتار فرد را بشناسد. (حکیمی، ١٣٦١: ١٥)

هویت باطنی

این هویت مربوط به جنبه خویشتن واقعی انسان است. به عبارت دیگر، این هویت مربوط به روح انسان و توسعه وجودی و تقرب به سوی خدا است. (حکیمی، ١٣٦١ : ١٥)

انسان با همه وجوه مشترکی که با جاندارهای دیگر دارد، یک سلسله تفاوت های اصیل و عمیق با آنان دارد، که هر یک از آن ها بعدی جداگانه به او می بخشد و رشته ای جداگانه در بافت هستی او به شمار می رود. این تفاوت ها در سه ناحیه است: ناحیه ادراک و کشف خود و جهان، ناحیه جاذبه هایی که بر انسان احاطه دارد و ناحیه کیفیت قرار گرفتن تحت تاثیر جاذبه ها و انتخاب آن ها. (مطهری، ١٣٦٥: ٢٥٥)

در مورد اول، در انسان نیرویی وجود دارد که در سایر جانداران وجود ندارد و آن نیروی مرموز تعقل است.

انسان با نیروی تعقل، قوانین کلی جهان را کشف می کند و بر اساس شناخت کلی جهان و کشف قوانین کلی، طبیعت را استخدام می کند و در اختیار خویش قرار می دهد. انسان با این نوع شناخت، بسیاری از حقایق را که مستقیما از راه حواس با آن ها تماس ندارد، کشف می کند.

 اما در ناحیه جاذبه ها و کیفیت قرار گرفتن تحت تاثیر جاذبه ها و انتخاب آن ها، در انسان یک سلسله جاذبه های معنوی وجود دارد که در سایر جاندارها وجود ندارد، این جاذبه ها به انسان امکان می دهد که دایره فعالیتش را از حدود مادیات توسعه دهد و تا افق عالی معنویات بکشاند، ولی سایر جانداران از زندان مادیات نمی توانند خارج شوند. یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود آدمی حس نیایش و پرستش است. پیامبران پرستش را نیاوردند و ابتکار نکردند، بلکه نوع پرستش را یعنی آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد، به بشر آموختند و دیگر این که از پرستش غیر ذات یگانه (شرک) جلوگیری به عمل آوردند.

ویلیام جیمز درباره عمومی بودن این حس در همه افراد چنین می گوید: احتمال دارد که مردمان از لحاظ درجه تاثیر پذیری از احساس یک ناظر درونی در وجودشان اختلاف داشته باشند...... ولی اطمینان دارم که حتی آن کسانی هم که می گویند که بکلی فاقد آنند، خود را فریب می دهند و حقیقتا تا حدی دیندارند. دیگر از آن جهت که انسان به نیروی عقل و اراده مجهز است، قادر است در مقابل میل ها مقاومت کند و ایستادگی نماید و خود را از تحت تاثیر نفوذ جبری آن ها آزاد نماید و بر همه میل ها حکومت کند. انسان می تواند همه میل ها را تحت فرمان عقل در آورد و برای آن ها جیره بندی کند و به هیچ میلی بیش از میزان تعیین شده ندهد. بدین وسیله آزادی معنوی که با ارزش ترین نوع آزادی است، کسب نماید. (مطهری، ١٣٦٥: ٢٥٥)

مبانی نظری

گافمن دو مفهوم هویت اجتماعی بالقوه (آنچه که یک شخص باید باشد) و هویت اجتماعی بالفعل (آنچه که یک شخص واقعا هست) و فاصله میان این دو مفهوم را مورد بررسی قرار می دهد. از نظر وی هر کسی که فاصله ای میان این دو هویتش باشد، داغ خورده است. داغ بی اعتبار شدگی؛ بازیگر فرض را این می گیرد که حضار تفاوت ها را می دانند و یا این تفاوت ها برایشان آشکار است. کسی که از داغ بی اعتبار شدگی رنج می برد، مساله بنیادی نمایشی اش، تخفیف تنش ناشی از این واقعیت است که دیگران تغییر را می دانند. داغ احتمال بی اعتباری؛ حضار تفاوت ها را نمی دانند و نه می توانند تصورش را بکنند. در این صورت فردی که چنین داغی است، مساله نمایشی اش سر نگه داری است تا قضیه اش برای حضار همچنان نا شناخته باقی دچار بماند. اگر نقش ها پیوسته چنان صریح و روشن تعریف شده بودند که رفتار صاحبان نقش یا به اصطلاح جامعه شناسی بازیگران اجتماعی را بتوان بلافاصله از آن استنتاج کرد، کار جامعه شناسی که به تحلیل نظام نقش ها می پردازد، با کار تاریخ شناسی حقوق یکسان بود. اما نقش ها هرگز در واقعیت، با چنان درجه ای از صراحت و دقت تعریف نشده اند که جایی برای هیچ گونه تعبیر و تفسیر باقی نگذاشته باشد (ریتزر، ١٣٧٤ : ٢٩٣).

قلمروهای هویت دانشجویی

اروین گافمن در نظریه نمایش خود به سه قلمرو اشاره می کند: جلوی صحنه، پشت صحنه و قلمرو باقی مانده. وی در رابطه با جلوی صحنه می گوید : جلوی صحنه، آن بخشی از اجرای نقش است که معمولا به صورتی ثابت و عمومی اجراء می شود تا موقعیت را برای کسانی که نمایش را می بینند، مشخص کند. وی میان محیط و نمای شخصی تمایز قایل است ؛ محیط به آن صحنه فیزیکی اطلاق می شود که معمولا باید آماده باشد تا کنشگران اجرای نقش کنند. بدون این محیط، کنشگران معمولا نمی توانند ایفای نقش کنند. لذا باید محیط و فضای مناسب دانشگاهی فراهم شود تا دانشجو بتواند نقش دانشجویی خویش را ایفا کند. اما نمای شخصی به آن تجهزات نمایشی اطلاق می شود که حضار آن ها را از آن اجرا کنندگان می دانند و از آن ها انتظار دارند که این تجهیزات را در صحنه با خود حمل کنند. وی نمای شخصی را به قیافه و منش تقسیم می کند.

قیافه شامل آن چیزهایی می شود که مقررات اجتماعی نمایشگر را به حضار نشان می دهد. به عنوان مثال تیپ ظاهر و نوع پوشش و وسایل همراه یک دانشجو بخشی از نمای شخصی وی می باشد.

منش به حضار یاد آور می شود که چه نوع نقشی را باید از یک نمایشگر در یک موقعیت معین انتظار داشته باشند. طرز رفتار دانشجویی، به عنوان مثال منش عجولانه و منش صبورانه، دو نوع اجرای نقش کاملا متفاوت را نشان می دهند. ما عموما انتظار داریم که قیافه و منش با یکدیگر همخوانی داشته باشند. وی می گوید: جلوی صحنه ها، گرایش به نهادمند شدن دارند تا آن که باز نمودهای جمعی در مورد آنچه که باید در یک صحنه معین پدید آید، پدیدار گردد. حضور دانشجو در فضای دانشگاه جلوی صحنه به شمار می رود، ولی وقتی که دانشگاه را ترک می کند، پشت صحنه است و زمانی که مشغول به یک بازی ورزشی می شود، خارج از صحنه است. (ریتزر، ١٣٧٤: ٢٩٢)

شکل گیری هویت دانشجویی

در جستجوی شکل گیری هویت دانشجویی دو نوع جهت یابی کلی وجود دارد: یکی بینش جبری است که یا بر تأثیر عوامل انفرادی (ویژگی های روان شناختی) تاکید می کند و یا بر تاثیر عوامل اجتماعی – فرهنگی، آن چنان که گویی فرد هیچ اختیاری ندارد و ناگزیر از تحمل انفعالی تاثیرات وضعیت درونی و بیرونی است.

پارسونز تکیه زیادی بر تأثیر ساختار اجتماعی دارد و به جای کنش، آمیزه نقش - منزلت را به عنوان واحد بنیادی در بررسی نظام اجتماعی به کار برده است. جالب این است که این آمیزه نه جنبه ای از کنشگران و نه جنبه ای از کنش متقابل است، بلکه یک عنصر سازنده ساختاری در نظام اجتماعی، به شمار می آید. منزلت به یک جایگاه ساختاری در داخل نظام اجتماعی اطلاق می شود و نقش همان کاری است که کنشگر در یک چنین موقعیتی انجام می دهد، موقعیتی که با توجه به اهمیت کار کردی آن برای نظام گسترده تر، در نظر گرفته می شود. کنشگر بر حسب اندیشه ها و اعمال در نظر گرفته نمی شود، بلکه (دست کم بر حسب موقعیتی که در نظام اجتماعی دارد) به عنوان یک رشته منزلت ها و نقش ها تشخیص داده می شود (ریتزر، ١٣٧٤: ١٣٤).

جهت یابی دوم، متاثر از بیش کنشگرانه است، این بینش، انقیاد انفعالی رفتارها را رد نموده، فرد را به عنوان کنشگری توانا به مداخله در وضعیت ها و خنثی کردن ضرورت های این جبر ملاحظه می کند.

پیتر ال برگر این گونه اظهار نظر می کند: الگوی کنونی ما از جامعه به هیچ وجه کنترل بازیگران در صحنه را توسط نیروهای درونی و برونی اجتماعی انکار نمی کند. ولی با وجود این، اعلام می کند که برای بازیگران آزادی انتخاب وجود دارد، می توانند نقش خویش را با علاقه و اشتیاق یا تنفر و اکراه ایفا کنند، به نقش خویش ایمان داشته باشند و یا با فاصله و شکاف بازی را ادامه دهند یا به طور ناگهانی صحنه را ترک گویند. اگر از چنین مدلی به ساخت جامعه نگاه کنیم، در بینش جامعه شناسی تغییرات کلی داده می شود (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ١٣٦٣: ٣٠٥).

برای جامعه شناس دامنه تغییر پذیری نقش ها، دو پهلویی هنجارهایی که نقش ها را تعریف می کند، خصلت ترکیب پذیری و تداخل نقش ها چهار پدیده اصلی را تشکیل می دهند. وجود این چهار پدیده در نظام نقش ها، آزادی عملی را وارد می کند که می توان از وجود یک بعد استراتژیک در این نظام سخن گفت. (بودن، ١٣٧٠، 77)

درجه دقت و ریزه کاری نهادها در تعیین عناصر یک نظام نقش ها هر اندازه بالا باشد، هرگز به آن اندازه نیست که بازیگر اجتماعی را بکلی از تمامی رخصتی که برای اختیار عمل دارد، محروم کند. حتی وجود تداخل میان نقش ها و تضاد میان هنجارهای مترتب بر نقش ها، در تجربه نشان می دهند که این اختیار عمل وجود دارد که هنجارهای متناقص را نمی توان با هم مراعات کرد. هنجارهای مترتب بر نقش ها را بازیگر اجتماعی در پی یک فرآیند یاد گیری که ممکن است کم و بیش طولانی و پر زحمت و اطلاعاتی غالبا ناقص و مبهم باشد، کشف نماید (ریتزر، ١٣٧٤ : ٢٩٣).

نقش انسان در ساختن هویت خویش

برخی موجودات هیچ گونه نقشی در ساختن آینده خویش ندارند. (جمادات). برخی دیگر نقشی در ساختن آینده خویش دارند، اما این نقش نه آگاهانه است و نه آزادانه، بلکه طبیعت نیروهای درونی آن ها را به طور نا آگاهانه برای صیانت و بقای آن ها و ساختن آینده استخدام کرده است (نباتات). برخی دیگر نقش بیشتری دارند، این نقش آگاهانه است، هر چند آزادانه نیست؛ یعنی با نوعی آگاهی از خود و محیط و تحت تاثیر جاذبه یک سلسله میل های شعوری در راه صیانت خود برای آینده می کوشند (حیوانات). ولی انسان نقش فعال تر و مؤثرتر و گسترده تر در ساختن آینده خویش دارد. نقش انسان هم آگاهانه است و هم آزادانه. یعنی انسان هم به خود و محیط خود آگاه است و هم آن که با توجه به آینده به حکم نیروی عقل و اراده می تواند آزادانه آینده خویش را به هر شکل که خود بخواهد، انتخاب کند. تمام تأسیسات تربیتی مکتب های اخلاقی و تعلیمات دینی و مذهبی برای راهنمایی انسان است که آینده خویش را چگونه بسازد و چگونه شکل دهد (مطهری، ١٣٦٥: ٢٥٦).

قرآن کریم می فرماید: ما راه را به انسان نمودیم، تا او خود چه بخواهد و چه انتخاب نماید، از دو راه یکی را انتخاب خواهد کرد، یا راهی که نموده ایم و سپاسگزار ما خواهد بود، یا راه دیگر که راه ناسپاسی است. (سوره انسان : ٣)

ایمان انسان را می سازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان می یابد و هم جهان. انسان در عین این که اختیار دارد، محدودیت هایی نیز دارد و در عین این که نمی تواند رابطه اش را با وراثت، محیط طبیعی، محیط اجتماعی، تاریخ و زمان به کلی قطع کند، می تواند تا حدود زیادی علیه این محدودیت ها طغیان نموده، خود را از قید حکومت این عوامل آزاد کند.

با توجه به آیات و روایات شخصیت هر فرد متشکل از امور زیر است: فطرت (استعدادهای بالقوه و ذاتی در انسان که در همه انسان ها هست)، وراثت، محیط (طبیعی و اجتماعی) و اراده فعال و خلاق فردی (مطهری، ١٣٦٥: ٢٥٦).

روش شناسی

این مقاله با تکیه بر اسناد و مدارک دینی در زمینه تعلیم و تربیت و نتایج برخی پژوهش های تجربی، به بررسی هویت اجتماعی بالقوه دانشجو و تعامل طرفینی وی با دانشگاه می پردازد. بررسی هویت اجتماعی بالفعل و فاصله میان آن با هویت اجتماعی بالقوه نیازمند تحقیقات میدانی است که هم فاصله های موجود میان دو هویت بررسی شود و هم راهکارهای عملی متناسب با شرایط ایجاد شده اتخاذ گردد. در این صورت، دانشگاه با شناختی که دارد می تواند مدیریت و نظارت صحیح و منطقی در هدایت دانشجویان به سمت نقش های مورد انتظار را داشته، و به به صورت خودکار دروندادهای خود را پالایش کند.

پس از بیان مبانی نظری، اینک به بررسی دو سؤال اصلی پژوهش می پردازیم.

ابعاد و شاخص های هویت دانشجویی

هویت دانشجویی (به تعبیر گافمن هویت بالقوه) از ابعاد مختلف قابل بررسی است، ولی سه بعدی را که از همه مهم تر و بیشتر مربوط به دانشگاه است، مورد بررسی قرار می دهیم.

ابعاد هویت دانشجویی عبارتند از: علم و معرفت، اخلاق و معنویت، تدبیر و سیاست. (شورای عالی جوانان، ١٣٧٤) هر یک از این ابعاد، شاخص ها و نشانه گرهایی دارند که به اختصار بیان می شود.

-- علم و معرفت

واژه علم و معرفت را برگزیدیم تا شامل معرفت دینی و معرفت علمی به معنی اصطلاحی آن (علم تجربی) باشد، چون دو واژه علم و دین مقابل هم نیستند. شاخص های اصلی و مهم این بعد از هویت دانشجویی عباتند از:

الف: معرفت دینی (شناخت جهان و جایگاه رفیع انسان)

هر فرد انسانی در جهت گیری فکری خویش نیازمند پاسخ گویی به این سوال اساسی است که جهان چگونه خلق شده، آیا هدفی دارد؟ پاسخ به این سوال که جهان شناسی و نگاه ما به جهان را تعیین می کند، زیر بنای تمامی افکار و اعمال انسان است. دانشجو به طریق اولی نیازمند پاسخ صحیح به این سوال است و در تمامی مراحل کسب دانش و معرفت و جهت گیری علمی وی تأثیر اساسی دارد. چه پاسخ دهد یا پاسخ ندهد، نگاه خاصی به این سوال خواهد داشت. شناخت انسان و جایگاه وی در جهان خلقت و توانایی ها و استعدادهای وی و آگاهی از نگاه اسلام به این مسائل از جمله نکات مهمی است که جنبه زیر بنایی برای تحقیقات علمی دانشجو دارد. از جمله نشانه گرهای آن اهمیت دادن به دروس معارف اسلامی و پذیرفتن قرآن و دستورات دین به عنوان راه نجات دهنده و سعادت بخش است.

ب: تفکر و شکوفایی روحیه حقیقت جویی

روحیه حقیقت جویی از جمله استعدادهای فطری انسان است که اگر از ابتدای کودکی تقویت شود و سؤال های کودک درست پاسخ داده شود و طی دوران تعلیم و تربیت، افراد در جهت کشف مطالب سهیم شوند این روحیه شکوفاتر می گردد. از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:

اشتیاق به امر دانستن

کسانی که در نتیجه خو گرفتن به لذت های حسی و دل سپردن به مطامع نفسانی از هر نوع پیشرفت روحی و معنوی بازمانده اند، نیازی به تحصیل علم احساس نمی کنند و اگر به دنبال تحصیل علوم می روند برای بر خورداری از امتیازات مادی و ظاهری آن است. امام صادق (ع) می فرماید: تحصیل علم در همه حال واجب است. (سادات، ١٣٦٨ : ٣٣٦)

از شرایط لازم برای رسیدن به تکامل روحی و معنوی، داشتن حال علم جویی و روحیه حقیقت جویی است. کسی که واجد چنان امتیازی است، مداوم و در همه حال به دنبال تحصیل حقایق و آشنایی با علوم و معارف جدید است. چنین شخصی از هر عامل کوچک و ناچیز نیز معنایی اخذ می کند و با حقیقتی آشنا می شود، خواه این حقیقت در زندگی مادی و ظاهری او منشا اثر و مفید فایده باشد، خواه مستقیما به رشد فکری و معنوی او کمک کند. چنان روحیه ای لازمه دانشجو بودن و روحیه حقیقت جویی در اوست. یکی از نشانه گرهای این روحیه، پرسشگری، فعال و با نشاط بودن و پرس جو در کلاس است. احساس بی نیازی نسبت به علوم و معارف ناشی از وقفه و رکود روحی است. (سادات، ١٣٦٨ : ٣٣٥)

تعمق

دانشجو از آنچه که دیگران مسلم و بدیهی فرض می کنند و آنچه که دیگران مورد سوال قرار نمی دهند، پرسش می کند و غباری را که تمایلات شخصی و تعصبات جاهلانه بر چهره حقایق افشانده اند، پاک می کند. یکی از هدف های تعلیم و تربیت از بین بردن یا حداقل کم کردن تعصبات جاهلانه است. تعلیم و تربیت صحیح، نیروی تعمق را در افراد زیاد می کند و به آن ها کمک می کند تا در ادراک حقایق تحت تاثیر تعصبات اجتماعی و فردی قرار نگیرند. (شریعتمداری، ١٣٦٩: ٤٥)

تشخیص شبهه ها و القاهای انحرافی

دانشجو چون در پی کسب دانش است، در برابر روحیه حقیقت جویی وی شبهه هایی مطرح می شود و ذهن پرسشگر او این سوال ها و شبهه ها را پیگیری می کند، در این صورت از جمله وظایف وی شناخت آن ها و پاسخ های مناسب است که در موارد لزوم بتواند از ارزش های خود دفاع کند و از پاسخ های صحیح و منطقی و علمی وی دیگران نیز بهره مند شوند.

ارتباط دادن مسائل حاضر به هدف های دور

ارتباط دادن مسایل روزانه به هدف های دور مستلزم به کار انداختن عقل و تسلط بر عواطف و مقاومت در مقابل فشار امر فوری است. یعنی شخص نباید خود را تسلیم مسئله روز کند، بلکه با کمک عقل خود و کنترل عواطف خویشتن در مقابل آن مقاومت نماید. هدف های دور ممکن است هیچ گاه تحقق پیدا نکند و فرد بدان ها نایل نشود، مع ذالک این هدف ها مثل راهنمای ثابتی در مدتی طولانی اعمال فرد را هدایت می کنند. همین ارتباط دادن به هدف های دور، دانشجو را نیز با خالق جهان ارتباط داده و توانایی های بلند او را در زندگی مادی و معنوی در پیش روی او نمایان می کند. از جمله نشانه های آن برنامه ریزی برای پیشرفت تحصیلی و مطالعه منابع مختلف جهت ارتقاء به مقاطع بالاتر است. (شریعتمداری، ١٣٦٩: ٣٩)

ج: فرهنگ مطا لعه

از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:

شناخت روش مطا لعه

مطالعه روشمند، دانشجو را در استفاده از فرصت و کسب علم و معرفت یاری می دهد و او را از خسته شدن و سردرگمی و از دست دادن اشتیاق به دانستن، محافظت می کند. در بسیاری موارد دانشجو پس از یک دوره تحصیل، مطالعه منظم نداشته و به جزوه درسی و امتحان پایان ترم آن هم به صورت ناقص اکتفا می نماید. (شورای عالی جوانان، ١٣٧٤: ٢١)

اغتنام فرصت

فرصت های به دست آمده در دوران تحصیل برای دانشجو دیگر تکرار نخواهد شد و بهره بردن از این لحظات جهت مطالعه و بالا بردن سطح علمی خویش، اهمیت خاصی دارد. معمولا دانشجویان پس از فراغت از تحصیل، حسرت این دوران را می خورند؛ بویژه اگر بخواهند ادامه تحصیل دهند و یا در رشته تخصصی خویش مشغول به کار گردند و بخواهند از یافته های علمی خود استفاده کنند. داشتن هدف و برنامه برای فعالیت های روزمره که از نشانه های رشد اجتماعی است، برای استفاده بهینه از فرصت به دست آمده که ممکن است خیلی ها آرزوی آن را داشته باشند، از اهمیت ویژه برخوردار است. در هر صورت شیطان انسان را به تاخیر انداختن امور تشویق می کند و حال آن که دوران دانشجویی مدت محدودی است که گاهی اوقات از دست دادن آن قابل جبران نخواهد بود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: از دست دادن فرصت، غصه آور است (دشتی، ١٣٨٩: ٦٣٢).

استفاده از سرمایه کتابخانه دانشگاه

کتابخانه های دانشکده ها و دانشگاه ها، اگر چه هنوز به سیستم های پیشرفته مجهز نیستند و تمامی کتب و منابع مورد نیاز را ندارند و یا دانشجو برای به دست آوردن عناوین و فهرست ها با مشکل روبه روست، ولی همین کتابخانه ها با تمامی نواقصی که دارند، گنجینه گرانبهایی هستند که پس از دوران تحصیل کمتر امکان دسترسی بدان ها است. یکی از شاخص های فرهنگ مطا لعه، مراجعه دانشجویان به کتابخانه و استفاده از کتاب های موجود، علاوه بر جزوه ها یا کتاب های مربوط به هر درس است.

د: ارتقای معرفت و نو خواهی علمی

از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:

خود باوری و اعتماد به توانایی فکری خویش

انسان در عین این که نمی تواند رابطه اش را با وراثت، محیط طبیعی، اجتماعی و تاریخی به کلی قطع کند، ولی می تواند تا حدود زیادی علیه این محدودیت ها طغیان نموده خود را از قید حکومت آن ها آزاد کند. به عبارت دیگر اگر دانشجو بداند که می تواند مالک سرنوشت خویش باشد و بر مسائل و مشکلات فایق آید و کسب علم و معرفت به تلاش وی بستگی دارد و به این خود باوری برسد، از حداقل شرایط موجود حداکثر بهره را جهت شکوفایی استعدادهای خویش خواهد برد. دانشجو نباید صرفا دنبال حفظ فرمول های از پیش تعیین شده باشد، بلکه باید هر چه را که یاد گرفتن آن با توجه به جمیع شرایط مفید و ضروری می بیند، از تحصیلش سر باز نزند و در برابر حقایق حالت بی نیازی و بی اعتنایی به خود نگیرد. به عبارت دیگر، به معلومات محدود و ناقص خویش بسنده نکند و همواره روح تحقیق و فراگیری را در خود زنده نگه دارد (شورای عالی جوانان، ١٣٧٤: ٢٠).

همت بلند بی تردید بلند نظری از رموز موفقیت انسان های بزرگ است. دانشمندان خستگی ناپذیر همواره در رسیدن به مدارج اندک راضی نمی شوند و آینده ای بس بزرگ را برای خویش تصور می نمایند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: قدر و قیمت هر انسانی به قدر والایی همت او است. (دشتی، ١٣٨٩: ٦١٤)

متون قرآنی و روایی، حاوی مطالبی است که بیانگر شدت اهتمام و تشویق اسلام به والا همتی، بلند نظری و نکوهش پست همتی، تنگ نظری و دون اندیشی است.

علاقه مندی به رشته تحصیلی

اگر دانشجو با علاقه مندی قبلی به تحصیل در رشته ای خاص بپردازد، باعث نشاط و شادابی وی در امر یادگیری خواهد بود. در این صورت چون رشته تحصیلی برای وی یک انتخاب قبلی و آگاهانه است شوق پرسشگری و ارتقای معرفت علمی و به دست آوردن مطالب جدید در وی بیشتر خواهد بود؛ اما اگر رشته تحصیلی به دلیل ضرورت های کنکور باشد و انتخاب شخص آگاهانه و از روی علاقه مندی نباشد، بلکه صرفا به دلیل ضرورت ها برای قبولی باشد، شادابی و نشاط نخواهد بود و تحصیل در رشته قبولی نوعی تحمیل و اجبار تلقی خواهد شد و با گذشت زمان برای گرفتن حداقل نمره، کسالت و خستگی بیشتری به سوی وی خواهد آمد. البته دانشگاه در ایجاد و حفظ علاقمندی دانشجویان نقش موثری دارد و ممکن است معکوس عمل نماید.

تقویت بنیه عملی و پژوهشی در رشته تحصیلی

حضور فعال در کلاس درس و به دنبال منابع بیشتر بودن و مراجعه به کتابخانه می توانند از جمله ویژگی هایی باشند که بیان کننده نوخواهی علمی هستند. معرفی منابع متعدد در رابطه با موضوع درس، تحقیقات داوطلبانه، استفاده از کتاب ها و مجلات علمی موجود در کتابخانه و پرسشگری در کلاس از مطالب علمی ارائه شده، نشانه های خوبی از ایجاد و یا وجود روحیه پرسشگری در دانشجویان است. (شورای عالی جوانان، ١٣٧٤ : ٢٠)

-- اخلاق و معنویت

منظور از اخلاق برای دانشجویان، ایجاد یک حس روحی مطبوع ولی زود گذر نیست، بلکه ایجاد ملکات نفسانی از روی بصیرت و بینش است. زندگی روحی و معنوی انسان قبل از هر چیز محتاج پیدایش بصیرت و معرفت است. تحول و انقلاب درونی که متکی بر علم و معرفت نباشد، پشتوانه قابل اعتمادی ندارد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «ای کمیل هیچ حرکتی نیست جز این که تو در آن نیاز مند معرفت هستی» (سادات، ١٣٦٨ : ٢٨)

امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که بدون بصیرت و بینش عمل کند، همچون کسی است که در مسیر پیش نمی رود، از این رو هر چه بر تندی حرکت خود بیفزاید، از مقصد دورتر می شود.» (سادات، 1368: 29)

شاخص های اصلی و مهم این بعد از هویت دانشجویی عبارتند از:

الف: خود سازی معنوی

از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:

شناخت کرامت و ارزش های انسانی

خود واقعی انسان، امانتی آسمانی و موهبتی الهی است که سرمایه حرکت انسان در مسیر کمال است، به طوری که اگر انسان آن را ببازد، در واقع همه چیز را باخته است و ارتکاب به زشتی ها برای او مشکلی نخواهد بود. امام هادی علیه السلام می فرماید: " کسی که در نزد خود خوار شود، (احساس کرامت و شخصیت اخلاقی نکند) از شر او ایمن مباش ". (سادات، ١٣٦٨ : ١١٩)

انسان اگر قدر و بهای خویش را بشناسد و به عظمت بی مانند آن واقف شود، هرگز آن را به انواع آلودگی ها نمی آلاید، بلکه از هر فرصتی برای رشد و تعالی خویش استفاده کرده، همچون امانتی عزیز و گران از آن مراقبت می نماید. از امام سجاد علیه السلام سوال کردند : چه کسی با عظمت ترین انسان هاست ؟ فرمود: آن کسی که تمام دنیا را با خودش برابر نمی کند. در شعری که از امام صادق علیه السلام روایت شده، آمده است : من هیچ چیز را با نفس خود برابر نمی کنم جز پروردگارش را، اگر بخواهم این را بدهم در برابر آن را می ستانم، به آنچه بگذرد (گذرا باشد) گرچه تمام دنیا باشد، حاضر نیستم سرمایه خود را بدهم، من تمام ما سوی الله را با این گوهر برابر نمی کنم ٠ (سادات، ١٣٦٨: ١١٩)

اخلاص در نیت

آثار معنوی دو نوع علمی که یکی از روی اخلاص و دیگری بدون اخلاص اندوخته شود، کاملا متفاوت است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که دانش و حکمت را برای خدا فرا گیرد، بابی به روی او گشوده نمی شود مگر بر خواری او نزد نفسش و بر تواضعش در میان مردم، و بر خوفش از خدا و اجتهادش در دین افزوده می شود. او کسی است که از علم خود بهره مند می شود و کسی که علم را برای دنیا و به دست آوردن مقام و منزلت در نزد مردم و نزدیکی سلطان (قدرت سیاسی) فرا گیرد، بابی به روی او گشوده نمی شود جز این که بر بزرگی او نزد نقسش و گردن فرازیش در میان مردم و به گستاخی اش در برابر خدا و جفایش در دین افزوده می شود. او کسی است که از علم خود بهره ای نبرده است؛ پس روز قیامت علم او حجتی بر علیه او بوده و ندامت و خواری به سراغ او خواهد آمد». (سادات، ١٣٦٨: ٣٣٩)

بنابر این کسی که علم را فقط به خاطر مقاصد دنیوی، مانند اخذ مدرک، فخر و مباهات، از قافله عقب نماندن و بدون در نظر گرفتن رضایت حق، تحصیل نماید، چنین فردی شایسته عنوان دانشجویی نیست.

پیوستگی علم و عمل

اسلام عملی را که از روی علم و آگاهی نباشد، مورد سرزنش قرار داده است و آن را مایه فساد معرفی کرده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «آن که بدون علم به عمل برخیزد، بیش از آن که اصلاح کند، سبب تباهی می شود». و می فرماید: «پناه می برم به خدا از علمی که سود نداشته باشد و آن علمی است که با عمل خالصانه همراه نیست ». (سادات، ١٣٦٨ : ٣٤٦)

دانشجو باید بداند که اندکی از علم، نیازمند عمل فراوان است. زیرا علمی که انسان در یک ساعت می آموزد، او را به عمل کردن بر طبق آن در سراسر عمر ملتزم می کند. اگر چه بسیاری از آنچه را انسان می آموزد، جزو فنون هستند که به علم شهرت پیدا کرده اند، مثل فن حسابداری، بازرگانی، معماری و.... ولی در عین حال کسی که به تحصیل شاخه ای از علوم مشغول است، با حقایق جهان هستی بیشتر آشناست و به آثار حکمت و تدبیر خداوند بیشتر پی می برد و به همان میزان بر مسئولیت وی افزوده می گردد. هر چند آنچه مورد تاکید بوده و ارتباط مستقیم با عمل انسان دارد، فراگیری علوم و معارف الهی است که یکی از وظایف دانشجویی است.

اهمیت دادن به احکام و دستورات دینی

انسان وقتی خود را مملوک خدا می یابد و همه شئون خود را از خدا می بیند و هر گونه استقلالی را از خود نفی می کند، خود را به تمام معنی عبد و بنده خدا می یابد و لازمه بندگی تابع محض بودن است. کسی که در مقام بندگی به عبادت خدا می پردازد، در تمام مراحل زندگی و حتی در جزئیات اعمال و رفتار نیز بر طبق رضای حق و مطابق خواست او عمل می کند. به عبارت دیگر آنچه موجب رضای حق است، به جا می آورد (واجبات) و از کلیه اعمالی که موجب ناخشنودی اوست، پرهیز می کند (محرمات). چون دانشجو قدم در مسیر فراگیری علم و رفتن به سوی کمال گذاشته است و از جمله ویژگی های جویندگان کمال، حساسیت در برابر وظایف و تکالیف است، پس باید حساسیت لازم در وجود خویش داشته باشد. مداومت و استمرار بر عبادت، انس با قرآن و دعا و ترک گناهان می تواند از نشانه های آن باشد.

ب: انتخاب الگو و اسوه

یکی از روش های موثر در تعلیم و تربیت و تهذیب انسان ها، انتخاب اسوه و الگو است. قرآن کریم می فرماید

: «به تحقیق برای شما در زندگی رسول خدا سر مشق نیکویی است، برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند». (سوره احزاب، ٢١)

لذا دانشجو به شناخت مقام و سیره عملی انبیاء و اولیای الهی و همچنین اندیشمندان و فرزانگان تاریخ نیاز دارد تا بتواند الگوهای مناسب جهت کسب علم و معرفت بویژه اخلاق و معنویت به دست آورده، و گام های عملی مناسب در این زمینه بردارد. هر چه دانشجو با اندیشه و سیره عملی آنان بیشتر آشنا شود، خود را در مسیر رشد و تعالی قرار داده، هیچ وقت به آنچه دارد، راضی نمی شود و افق های دید خویش را گسترش داده و با نقد نظریه های جدید، بهتر می تواند از ظرفیت وجودی خویش بهره ببرد.

ج: رعایت آداب معاشرت و تعظیم شعائر اسلامی

اگر افراد عادی و عامی به جهت پاره ای امتیازات و امکانات مادی و یا برتری های وهمی دستخوش غرور شوند، می توان جهل آن ها را عذر آنان دانست. اما افراد آگاه و صاحبان خرد و دانش، از بابت کوچک ترین کبر و نخوتشان معذور نیستند و در پیشگاه خداوند متعال پاسخی ندارند. برای این شاخص به چند مورد نشانه اشاره می شود.

رعایت شأن و داشتن رفتار معقول و منطقی

خداوند متعال در سوره مبارکه لقمان می فرماید: «با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد. در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن ؛ از صدای خود بکاه که زشت ترین صداها صدای خران است». (سوره لقمان، ١٨و ١٩)

دانشجو به دلیل شرکت در کاروان دانش و معرفت، جایگاه خاصی در جامعه دارد و به دلیل همین پایگاه اجتماعی، از او رفتاری متناسب با آن را طلب می کند. از جمله خطراتی که ممکن است رفتار معقول دانشجو را تغییر دهد، غرور علمی است. غرور علمی باعث مردم گریزی و دین گریزی خواهد شد. وقتی دانشجو به دانش خود مغرور شد و خودخواهی و خود بزرگ بینی بر او چیره گشت، خضوع در برابر دین خدا و مردم برای او سخت خواهد بود و نمی تواند در پیشگاه خالق، اظهار بندگی کند. این فرد در واقع ادعای ربوبیت دارد و دیگران را موظف به کرنش در برابر خویش می داند و چون به عبادت نفس خویش مشغول هست، هرگز به عبادت خالق تن نمی دهد. (سادات، ١٣٦٨ : ٣٦٠) روح بندگی در پیشگاه خداوند متعال و خدمتگزاری به دیگران و خضوع و تواضع در برابر مردم، از جمله کمالاتی است که باید دانشجو در باطن و رفتار خود پیاده کند. دانشجو به این نکته توجه دارد که بین ظاهر رفتار فرد با اندیشه و نیت باطنی وی ارتباط عمیقی وجود دارد و سعی می کند ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده عموم جامعه را در رفتار خویش رعایت نماید. لذا نمی توان به بهانه پاکی باطن، ظاهر خویش را مناسب با ارزش های پذیرفته شده قرار نداد.

قرآن کریم در سوره بقره آیه ١٣٨می فرماید: «رنگ خدایی ؛ و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! ما تنها او را عبادت می کنیم»

از این آیه استفاده می شود که دانشجوی مسلمان علاوه بر معرفت باطنی باید گفتار و رفتارش، نوع پوشش و ظاهرش، باید رنگ خدایی داشته باشد و متناسب با دستورات دین باشد. دین همان فطرت الهی است که ذات انسان است و دستورات دین برای پاسخ گویی صحیح و مناسب به این فطرت و نیاز انسانی است. مخالفت با دستورات دین در حقیقت مخالفت با حقیقت و فطرت خویشتن است.

رعایت ادب و احترام نسبت به استاد

دانشجو در مرحله اول باید در انتخاب استاد دقت لازم را داشته باشد، چون تحت تاثیر خصوصیات اخلاقی و روش استاد قرار می گیرد. از امام باقر علیه السلام در باره تفسیر آیه ٢٤ سوره عبس «انسان باید به غذای خویش بنگرد «سؤال شد که منظور از نظر در غذا چیست؟ فرمود: علمش را از کجا کسب می کند. (اسدی گرمارودی، ١٣٧٤: ١٦٣)

در مرحله بعد، قدر دانی، عیب پوشی بجا، ادب و احترام در پیشگاه استاد داشته باشد. امام سجاد علیه السلام می فرماید: «حق کسی که دانایی تو را تدبیر می کند، آن است که او را بزرگ بشماری، محضرش را گرامی بداری، به خوبی سخنش را گوش فرادهی و متوجه او باشی. صدایت را از او بلندتر نکنی، اگر از استاد سؤال شد تو پاسخ نده، در محضر استاد با کسی سخن مگو و از کسی بد گویی مکن، هر گاه در باره او سخن ناروا شنیدی، آن را دفع کن، عیب های او را بپوش و فضیلت های وی را آشکار کن، با دشمن و بد خواه او همنشین نباش و با دوست او دشمنی نکن؛ اگر چنین رفتار کنی فرشتگان گواهی می دهند که برای رضای خدا از استاد دانش فراگرفته ای». (اسدی گرمارودی، ١٣٧٤: ١٦٣)

تلاش برای احیای امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگ الهی است و از وظایف انسانی است. نباید نسبت به رفتار دیگران بی تفاوت بود، باید سعی کرد که خطاکار را از کار زشت باز داشت. در این باره، رعایت کرامت انسان و حفظ عرض و آبروی او امری ضروری و لازم است. دانشجو فردی آگاه، فرهیخته و ناظری تیزبین و هوشیار است؛ لذا تلاش می کند که از ارزش های دانشجویی در محیط دانشگاه دفاع کند و در محیط اجتماعی به دنبال حق و توصیه به صبر باشد. سفارش به حق، شامل فکر حق، حرف حق، قانون حق، رهبر حق و حکومت حق می شود. باید هر روز معروف ها را گسترش دهد و از مفاسد و منکرها جلوگیری کند. (قرائتی، ١٣٧٦: ٢) این فریضه، بین دانشجویان چنان عمل شود که نگاه آنان کنترل کننده باشد، و اصلاح فکر، گفتار و رفتار را ایجاد نماید.

یکی از مصداق های امر به معروف، شناخت فلسفه حریم بین پسر و دختر و تلاش برای ارائه رفتار مطلوب در محیط دانشگاه و محیط اجتماعی است. تدبیر ظریفانه خلقت غیرت را برای مرد و حیای بیشتر را برای زن قرار داده تا تعادل بین آن ها برقرار نماید. مفهوم غیرت که از ویژگی های فطری مرد است، باعث حفظ و حراست همه جانبه از زن، بویژه حفظ ارزش وجودی اوست. (سادات، ١٣٧٨: ١٦٤) حریم حیا، عفاف و پاکدامنی بهترین وسیله برای حفظ موقعیت و سرمایه های باطنی زن در برابر مرد است. اگر دختران جوان برای به دست آوردن موقعیت برتر خویش در برابر مرد، حریم شکنی کنند، خویش را در نقطه مقابل تدبیر ظریفانه آفرینش، قرار می دهند.

--تدبیر و سیاست

یکی از وظایف دانشجو کندوکاو و بحث علمی درباره پدیده های اجتماعی و سیاسی است. اگر بحث های علمی درباره موضوع های سیاسی در دانشگاه نباشد و یا محدود گردد، به دست آوردن آگاهی سیاسی به خارج از محیط دانشگاه کشیده خواهد شد که به طور معمول غیر علمی خواهد بود و دانشجو در آن رشدی نخواهد داشت. وجود بحث و مناظره علمی، تحت هدایت و نظارت استادان خبره هم به شکل گیری صحیح فعالیت های دانشجویی کمک می کند و هم نیاز دانشجویان به صورت نظام مند و صحیح پاسخ داده می شود. فرهنگ بحث و گفتگو، دانشجو را علاوه بر تحصیل در ابعاد دیگر نیز رشد می دهد و ضمن آشنا کردن وی با زندگی اجتماعی و واقعیت های نهفته در آن، احساس مسئولیت پذیری را نیز در او تقویت می کند. در این زمینه به چند شاخص اشاره می شود. (شورای عالی جوانان، ١٣٧٤)

الف: بینش سیاسی

برای این شاخص سه نشانه ذکر می شود.

احساس سیاسی

این مفهوم شامل وظیفه شناسی، وفاداری و حس تعهدات شهروندی است. (علاقه بند، ١٣٦٧: ٨٧) اهمیت داشتن مسائل سیاسی و پیگیر بودن این گونه مسائل به شکل علمی و منطقی از وظایف دانشجو است. بخشی از رکورد سیاسی از عملکرد برخی مسئولان ناشی می شود که معتقدند که دانشجو نباید وارد مسائل سیاسی شود و فعالیت های سیاسی دانشجویان را همچون زنگ خطری در جهت سست شدن پایه های مدیریت خود می پندارند.

درک و تحلیل سیاسی

توانایی ارتباط دادن مسائل سیاسی از نظر منطقی و علمی برای دانشجویان از اهمیت بالایی برخوردار است. روشمند بودن تحلیل مسائل سیاسی و پرهیز از هر گونه پیش داوری وبرخوردهای صرفا شعاری از جمله وظایف دانشجویان است و اگر دانشجو سطح توانایی خویش را در درک و تحلیل مسایل بالا نبرد، در مواجهه با دیگران دچار مشکل خواهد شد.

آگاهی بخش سیاسی

ارتقای دانش سیاسی دانشجویان، جدای از برنامه های آموزشی رایج هر رشته، به شکل فوق برنامه لازم است. گرچه نظام آموزشی ملزم نیست برنامه های سیاسی خاصی را ارائه کند، ولی دانشجویان می توانند از راه های گوناگون این آگاهی بخشی را انجام دهند. برپایی جلسات و بحث های سیاسی، ارائه نشریات و جزوات در زمینه های مختلف سیاسی، عضویت در گروه یا تشکل سیاسی دانشجویی، برپایی جلسات پرسش و پاسخ و جهت دار نمودن فعالیت های فوق برنامه، از جمله فعالیت هایی است که می تواند در ارتقای دانش سیاسی دانشجویان موثر باشد. دانشجو با درک و تحلیل علمی مسایل سیاسی، می تواند آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم را ارتقاء بخشد.

ب: تکلیف شناسی

برای این شاخص به چند مورد نشانه اشاره می شود.

زمان شناسی

آگاهی از وقایع و جریان های سیاسی در عرصه ملی و بین المللی و درک حساسیت مسائل سیاسی مختلف در زمان های خاص آن ها و حضور به موقع و موضع گیری معقول و منطقی متناسب با آن، از جمله ویژگی های دانشجو است. دانشجو باید زیرک و هوشیار باشد و از مسائل مختلف ملی و بین المللی آگاهی دقیق داشته باشد؛ زیرا هدف از فعالیت سیاسی آشنایی و مشارکت در جریان های دینی، ملی و بین المللی است.

تقویت روحیه آزادگی

روحیه آزادگی، حقیقتی است که در سایه عبودیت پروردگار حاصل می شود و هر گونه ستمگری را در روابط متقابل انسانی نفی می کند. بندگی خداوند عقل انسان را آزاد نموده و فطرت وی را به سوی شکوفایی سوق می دهد و به دانشجو این امکان را می دهد که در برخورد با مسائل سیاسی خواهش ها و تمایلات نفسانی پیروی نکرده و در تمامی مسایل عدالت و رضایت ا

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.