پاسخی کوتاه به ادعاهای مضحک ولی عهد عربستان سعودی

بسم الله الرحمن الرحیم
در پی اظهارات سخیف و جاهلانه ولیعهد عربستان محمد بن سلمان راجع به حضرت مهدی(عج) و منحصر کردن اعتقاد و باور به مهدویت در ایرانیان و ممانعت این باور از گفتگو با ایرانیان، با توجه به درخواست تنی چند از مؤمنین و انگیزه های دینی که هرگونه سکوت و عدم موضع گیری  در قبال بدعت ها و تحریف در دین و باورهای مسلمانان را جایز نمی داند، چند جمله ای را به عنوان پاسخ معروض می دارم:


احادیث و روایات مهدویت در کتب اهل سنت
اعتقاد به خروج و قیام حضرت مهدی(علیه السلام) و انتظار چنین شخصیتی، اختصاص به ایران و ایرانیان ندارد؛ بلکه از مسلّمات اعتقادات همه مسلمین و عدالت خواهان جهان است.
احادیث و روایات مربوط به مهدویت توسط بسیاری از علما و محدثین بزرگ و نامی اهل سنت همچون ابوداوود سجستانی، محمد بن عیسی ترمذی، ابن ماجه قزوینی، احمد بن شعیب نسائی، احمد بن حنبل، ابن حبان، حاکم نیشابوری، ابن-ابی شیبه، نعیم بن حماد، ابونعیم اصفهانی، طبرانی، دارقطنی، بارودی، ابویعلی موصلی، بزار، خطیب بغدادی، ابن عساکر دمشقی، ابن منده، ابوالحسن حربی، بیهقی، ابوعمرو مقری، ابن¬جوزی، یحیی بن عبدالحمید حمانی، ابن سعد بصری، ابن خزیمه، عمر بن شبه و ابوعوانه و از تعدادی از صحابه رسول خدا(ص) همچون علی بن ابی طالب(ع)، عثمان بن عفّان، طلحه بن عبیدالله، عبدالرحمن بن عوف، حسین بن علی(ع)، ام سلمه، ام حبیبه، عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، ابوسعید خدری، جابر بن عبدالله انصاری، ابوهریره، انس بن مالک، عمار بن یاسر، عوف بن مالک، ثوبان مولی رسول الله، قره بن ایاس، حذیفه بن یمان، عبدالله بن حارث بن حمزه، عوف بن مالک، عمران بن حصین و ابوالطفیل عامر بن واثله نقل شده و برخی از علمای اهل سنت نیز به متواتر بودن اخبار و روایات مهدویت اذعان داشته و اعتراف کرده اند.(1) در صحیح بخاری و مسلم نیز هر چند مختصر به روایات مهدویت اشاره شده است.
بسیاری از علما و محدثان اهل سنت همچون ابوداوود سجستانی در کتاب های حدیثی خود بابی را به روایات مهدویت اختصاص داده و تعدادی از علمای بزرگ اهل سنت نیز همچون ابوبکر ابن ابی خیثمه، حافظ ابونعیم اصفهانی، جلال الدین سیوطی، حافظ عماد الدین ابن کثیر دمشقی، ابن حجر مکی، گنجی شافعی، متقی هندی، ملاعلی قاری، مرعی بن یوسف، محمد بن علی شوکانی و محمد بن اسماعیل صنعانی و… درباره روایات و مباحث مربوط به مهدویت کتاب و جزوه مستقل نوشته اند.(2)


خروج و قیام امام زمان(عج) از مکه
درباره مکان و مبدأ قیام امام زمان(ع) در برخی از روایات مهدویت که توسط علمای اهل سنت نیز نقل شده، به ظهور امام زمان(ع) از مکه معظمه اشاره شده است. در روایاتی که ابوداوود سجستانی (متوفای ۲۷۵ هجری قمری) یکی از صاحبان کتب سته اهل سنت و نعیم بن حماد مروزی (متوفای ۲۲۹ هجری قمری) (3) یکی از مشایخ و اساتید روایی بخاری، مسلم، ترمذی، ابوداوود، ابن¬ماجه و از معاصرین احمد بن حنبل نقل کرده اند، به مکه مکرمه و ما بین رکن و مقام به عنوان مکان و مبدأ قیام حضرت مهدی(ع) اشاره شده است.
بر اساس روایت نعیم بن حماد مروزی، حضرت علی(ع) می فرماید: «مردم به دنبال مهدی می گردند. مهدی(ع) در حالی که پرچم رسول خدا(ص) را به همراه دارد از مکه خروج و قیام می کند».(4)


حاکمیت بر تمامی جهان
حاکمیت امام زمان بر کل جهان و گسترش عدالت در همه جای کره زمین نیز مطلب دیگری است که در روایات مهدویت به آن اشاره شده و علمای مختلفی از شیعه و سنی آن را نقل کرده اند. بر اساس روایاتی که ابوداود سجستانی یکی از صاحبان کتب سته اهل سنت از عبدالله بن مسعود، ابوسعید خدری و ابوالطفیل عامر بن واثله نقل کرده، رسول خدا(ص) می فرمایند: «حتی اگر از عمر کره زمین تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد و فردی از من یا امت من را که نامش همنام من است و نام پدرش نیز همنام پدر من است و کنیه او نیز با کنیه من یکی است برمی¬انگیزد و عدالت را بر کره زمین که پر از ظلم و جور شده می¬گستراند». (۵)


تطهیر و نجات حرمین شریفین از دست خوارج و تکفیری ها
بر اساس روایات موجود، امام زمان(ع) نیز همانند جد بزرگوارش حضرت محمد(ص)، قیام و نهضت خود را از مکه مکرمه آغاز خواهد کرد و حرمین شریفین را که بنا به گفته ابن عابدین در اشغال خوارج و تکفیری ها قرار دارد از لوث وجود آنان پاک خواهد کرد و این سرزمین مقدس را به مسلمانان بازخواهد گرداند.
ابن عابدین یکی از علمای احناف، محمدبن عبدالوهاب و پیروانش را جزء خوارج معرفی کرده و می¬نویسد: «محمدبن عبدالوهاب و پیروان او خوارجی هستند که در دوران ما از نجد خروج کرده و حرمین شریفین را اشغال کرده اند. آنان خود را به حنابله منتسب می کنند، اما در واقع معتقدند فقط خودشان مسلمان هستند و هر کسی که با عقاید آنان مخالف باشد مشرک و کافر است. این گروه بسیاری از اهل سنت و علمای آنان را به قتل رساندند تا این که در سال ۱۲۳۳ هجری قمری سپاه مسلمانان بر آنان غلبه پیدا کرد».(6)
زینی دحلان شافعی یکی دیگر از علمای اهل سنت و امام جماعت حرمین شریفین نیز به انحراف و کفرآمیز بودن عقاید وهابیان و ممانعت حاکم مکه از ورود پیروان محمدبن عبدالوهاب به مکه مکرمه و دستور قاضی شرع نسبت به بازداشت و زندانی نمودن تعدادی از شاگردان محمدبن عبدالوهاب در سال ۱۱۴۶ هجری قمری را نقل کرده است.(7)
با توجه به مطالب ذکر شده معتقدیم افرادی همچون محمدبن سلمان که بزرگ-شده آمریکا و دست پرورده مشرکان بوده و بیشتر عمرشان را در مراکز فساد گذرانده اند و اهل کتابخانه و مطالعه و تحقیق و سواد نبوده و سن و سوابق آنان نیز اقتضا نمی¬کند و ولایتعهدی او نیز همانند ولایتعهدی یزید بوده و ما را به یاد سخنان امام حسین(ع) به معاویه (۸) می اندازد، حق ندارند و نباید در مسائل اعتقادی مسلمانان اظهار نظر کنند و اعتقادات قطعی همه مسلمانان را منکر شده و زیر سؤال ببرند.
از افرادی همچون محمد بن سلمان انتظاری بیش از این نمی¬رود، زیرا عقل و فهم او بیش از این نیست؛ اما از عالمان منطقه حجاز باید پرسید: چرا وقتی به عقاید ضروری مسلمین هجمه می شود، در برابر آن سکوت می کنید؟ وابستگی به حکام جور و مصداق وعاظ السلاطین شدن تا چه حد و با چه قیمتی؟ «الساکت عن الحق شیطان أخرس»(۹)
با توجه به مطالب مذکور می توان ادعا کرد کسی که منکر مهدویت و روایات موجود در این باب باشد، به دلیل انکار ضروری دین اسلام، کافر و خارج از اسلام است.

 

آیت الله نجم الدین طبسی

 

پی نوشت:

1-  «قال أبوالحسین الآجري: قد تواترت الأخبار و استفاضت بکثرة رواتها علی المصطفی بخروجه و إنه من أهل بیته و أنه یملأ الأرض عدلا و أنه یخرج مع عیسی فیساعده علی قتل الدجال... و أنه یؤم هذه الأمة و یصلي عیسی خلفه». الصواعق المحرقة: ص 167، الفصل الاول في الآیات الواردة فیهم،  الآیة الثانیة عشرة، تنبیه. «أن الأحادیث الواردة فیه علی اختلاف روایاتها لاتکاد تنحصر... قد علمت أن أحادیث وجود المهدي و خروجه في آخر الزمان و أنه من عترة رسول¬الله من ولد فاطمة بلغت حد التواتر فلامعنی لإنکارها... غایة ما یثبت في الأخبار الصحیحة و الشهیرة التي بلغت التواتر المعنوي وجود الآیات العظام و أنه یأتي في آخر الزمان من ولد فاطمة یملأ الأرض قسطا و عدلا». «إن الأحادیث الواردة في المهدي علی الاختلاف روایاتها کثیرة جدا تبلغ حد التواتر المعنوي و هي في السنن غیرها من دواوین الاسلام من المعاجم و المسانید... لاشك أن المهدي یخرج في آخر الزمان من غیر تعیین لشهر و عام لما تواتر من الأخبار في الباب و اتفق علیه جمهور الأمة خلفا عن سلف الا من لایعتد بخلافه فلامعنی للریب في أمر ذلك الفاطمي الموعود المنتظر المدلول علیه بالأدلة بل إنکار ذلك جرأة عظیمة في مقابلة النصوص المستفیضة المشهورة البالغة حد التواتر». به کتاب «عقیدة أهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر» نوشته شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه منوره مراجعه شود.
2- جهت اطلاع از مشروح مطالب مذکور و مستندات آن به کتاب «عقیدة أهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر» نوشته شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه منوره مراجعه شود.
3- جهت آشنایی تفصیلی با شرح حال نعیم بن حماد مروزی به کتاب سیر أعلام النبلاء: ج 10، ص 595 - 612، شرح حال نعیم بن حماد مروزی، ش 209، مراجعه شود.
4- «فیخرج من مکة و معه رایة النبي...». الفتن: ص 269 - 270، ح 1004. به کتاب سنن أبي¬داود: ص 494، کتاب المهدي، ح 4286 مراجعه شود.
5- «لو لم¬یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتی یبعث فیه رجلا مني أو من أهل بیتي یواطیء اسمه اسمی و اسم أبیه اسم أبي یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». سنن أبي¬داود: ص 494، کتاب المهدي، ح 4282 و 4283.
6- «مطلب في اتباع عبدالوهاب الخوارج في زماننا... کما وقع في زماننا في أتباع عبدالوهاب الذین خرجوا من نجد و تغلبوا علی الحرمین و کانوا ینتحلون مذهب الحنابلة لکنهم اعتقدوا أنهم هم المسلمون و أن من خالف اعتقادهم مشرکون و استباحوا بذلك قتل أهل السنه و قتل علمائهم». رد المحتار علی الدر المختار: ج 6، ص 413، کتاب الجهاد، باب البغاة، مطلب في اتباع عبدالوهاب الخوارج في زماننا.
7- «أرادوا الحج في دولة الشریف مسعود بن سعید بن زید... فأرسلوا یستأذنوه في الحج و غایة مرادهم اظهار عقیدتهم و حمل أهل الحرمین علیها فأرسلوا قبل ذلك ثلاثین من علمائهم ظنا منهم أنهم یفسدون عقائد أهل الحرمین و یدخلون علیهم الکذب و المین و طلبوا الاذن في الحج و لو بشيء مقرر علیهم کل عام یدفعونه و کان أهل الحرمین قد سمعوا بظهورهم في نجد و افسادهم عقائد البوادي و لم یعرفوا حقیقة ذلك فلما وصل علمائهم مکة أمر الشریف مسعود أن یناظر علماء الحرمین العلماء الذین بعثوهم فناظروهم فوجدوهم ضحکة و مسخرة کحمر مستنفرة فرت من قسورة ونظروا الی عقائدهم فاذا هي مشتملة علی کثیر من المکفرات... أمر الشریف مسعود قاضي الشرع أن یکتب حجة بکفرهم الظاهر ... و أمر بسجن أولئك الملحدة الانذال و وضعهم في السلاسل و الاغلال فقبض منهم جماعة و سجنهم و فر الباقون». الدرر السنیة في الرد علی الوهابیة: ص 29 - 30.
8- «ابشر یا معاویة بالقصاص و استعد للحساب و اعلم أن لله عزوجل کتابا لایغادر صغیرة و لاکبیرة إلا أحصاها و لیس الله تبارك وتعالی بناس أخذك بالظنة و قتلك أولیاءه بالتهمة و نفیك إیاهم من دار الهجرة الی الغربة و الوحشة و أخذك الناس ببیعة ابنك غلام من الغلمان یشرب الشراب و یلعب بالکعاب (بالکلاب) لاأعلمك إلا قد خسرت نفسك و شریت دینك و غششت رعیتك و خنت أمانتك و سمعت مقالة السفیه الجاهل و أخفت التقي الورع الحلیم». الاحتجاج: ج 2، ص 92، احتجاجه علی معاویة توبیخا له علی قتل حجر و أصحابه. «فقام الحسین فحمد الله و صلی علی الرسول ثم قال: أما بعد یا معاویة! فلن یؤدی القائل و إن أطنب في صفة الرسول من جمیع جزءا... و فهمت ما ذکرته عن یزید من اکتماله و سیاسته لأمة محمد، ترید أن توهم الناس في یزید کأنك تصف محجوبا أو تنعت غائبا...». الامامة و السیاسة: ج 1، ص 186، قدوم معاویة المدینة علی هؤلاء القوم و ما کان بینهم من المنازعة.
9- سوره بقره (2)، آیه 159.

موعود

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.