آیا همین یک مورد برای لعن دائم رضاشاه کافی نیست؟

در حالیکه قرارداد 1901 دارسی و 1919 ایران و انگلیس به دلیل مخالفتهای مردمی و عدم تصویب در مجلس شورای ملی می بایست کان لم یکن تلقی شوند، استعمار پیر چاره ای جز تشکیل یک حکومت دست نشانده و مستبد برای تامین منافع خود نمیدید.

قرارداد 1933 نفت ایران و انگلیس از جمله قراردادهای مهمی است که به قول تقی زاده وزیر دارایی وقت، با صحنه سازی های رضاشاه و در قبال دریافت چند فقره رشوه توسط وی بسته شد.

در نتیجه این قرارداد که تا سال 1372 شمسی اعتبار داشت، 80درصد فروش نفت متعلق به طرف انگلیسی و 20 درصد هم به ایران می رسید. در فاصله سالهای 1933 تا 1949 یعنی از انعقاد قرارداد تا 1329 و ملی شدن صنعت نفت، از کل فروش نفت، ایران تنها 11.9 درصد درآمد خالص، یا 14.6 درصد از سود خالص، عایدات داشته است. فقط 11.9 درصد! یعنی از 895 میلیون پوند درآمد خالص شرکت در 17 سال ، تنها 105 میلیون پوند، به دولت ایران رسیده است.

جنبش ملی و خونهایی که در ابتدای دهه 30 شمسی ریخته شد، و تحریمهای سنگین انگلیسیها علیه دولت ملی دکتر مصدق همه نتیجه این قرارداد و تلاش ملی برای لغو آن بود. پس از کودتا علیه مصدق، حکومت پهلوی قرارداد جدیدی بسته و در پی این قرارداد نیز 50 درصد از نفت ایران به طرف خارجی واگذار شد.

نتیجه همین عملکرد است که به واسطه کم شدن درامد ملی، در حکومت پهلوی، یکی از پایین ترین نرخ های آموزش عالی در جهان مربوط به ایران بود،  در گزارش سازمان ملل تغذیه ایرانیها به عنوان بدترین تغذیه در میان کلیه کشورهای خاورمیانه معرفی شد(64 درصد شهرنشینان در سال 1351-1352ش دچار سوء تغذیه بودند)، 96 درصد روستاها در دهه 50 برق نداشتند، 43 درصد جمعیت شهرنشین ایران در تنها یک اتاق زندگی می کردند، ایران یکی از بدترین کشورها در بخش مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود و  به قول فیتزجرالد ایران در مسیر توسعه از سوریه هم عقب تر بود و ... .

 آیا اگر همه ظلمهای رضاشاه را هم نادیده بگیریم، همین یک قرارداد برای لعن همیشگی وی کافی نیست؟!

آمار ارائه شده از : کتب مقاومت شکننده جان فوران، تاریخ ایران مدرن و ایران بین دو انقلاب از یرواند آبراهامیان اساتید دانشگاههای امریکا

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.