مدیریت بحران در حکومت امام علی (علیه السلام)

گرچه در فرهنگ نامه ها و کتابهای علمی، اصلاحات سیاسی، تعاریف فراوان و گوناگونی از مدیریت شده است و مدیریت را به انواع و اقسام مختلفی تقسیم کرده اند، اما در همه تعاریف مطرح شده اصول مشترکی وجود دارد که همه صاحب نظران مباحث مدیریتی آن را باور دارند؛ مانند ضرورت زندگی اجتماعی، ضرورت اداره زندگی در انواع مجتمع های انسانی، ضرورت سیستم رهبری و فرماندهی، ضرورت قانون و انواع دستور العملهای کاربردی، ضرورت نظم و هماهنگی در تمام سیستم های اداره زندگی. در تداوم ارزیابی و بررسی مباحث مدیریتی درست است که هر صاحب نظری در کمیت و کیفیت انواع مدیریتها، دیدگاههای خاص خودش را دارد و با استفاده از علم و تجربه، پیشنهادها و اصلاحات کاربردی خاص خودش را مطرح کند، اما در اصل وجود مدیریت و سازمان یافتن انواع مدیریتها با دیگر صاحب نظران اختلافات فراوانی ندارد؛ زیرا همه کارشناسان علوم اجتماعی، مدیریت های صحیح و کارآمد را برای زندگی اجتماعی انسانها و مجتمعهای انسانی ضروری می دانند. همه مکاتب مختلف مدیریت، همگی به دنبال اداره صحیح زندگی اجتماعی بوده اند. اصولا مدیریت به انواع و اقسام گوناگونی تقسیم شده که هریک چارچوبهای خاص خود را دارند؛ مانند مدیریت اقتصادی، مدیریت نظامی، مدیریت سیاسی و... یکی از اقسام مدیریتها، مدیریت بحران یا مدیریت در بحران است که مد نظر این مقاله می باشد وسعی بر آن شده که این مقوله مهم در دوران حکومت امام علی (ع) مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

مدیریت بحران

جوامع بشری در انواع حکومتها دارای دو حالت تعریف شده و عمومی است:

1) حالت سلامت و عادی؛

2) حالت بحرانی و آفت زدگی

اگر مردم به دنبال تولید، کار، تلاش، سازندگی و پیمودن راه تکامل باشند، از حقوق فردی و اجتماعی پاسداری کنند، با دولت و انواع مدیریتها و مدیران جامعه هماهنگ باشند و در یک همکاری، هماهنگی و عزم ملی با نظارت عمومی آفتها و کجیها را از سر راه بردارند، دولت، حقوق مردم را بپردازد و مردم به حقوق اجتماعی و دولت احترام بگذارند، جامعه درحال سلامت و سازندگی است که مدیریت صحیح بر چنین جامعه ای تعریف خاص خودش را دارد، و انواع مدیریتها در چنین جامعه سالمی چهارچوبهای خاص خودش را می طلبد. «فلیست تصلح الرعیة الاّ بصلاح الولاة، و لا تصلح الولاة الاّ باستقامة الرّعیّة. فاذا أدّت الرّعیّة إلی الوالي حقَّه  و أدّی الوالي إلیها حقَّها، عزّ الحقّ بینهم  و قامت مناهجُ الدّین  و اعتدلت معالمُ العدل و جرت علی أذلالها السّنن.  فصلح بذلک الزّمان  و طمع في بقاء الدّولة  و یئست مطامع الاعداء: پس رعیت اصلاح نمی شود جز آن که زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمی شوند جز با درستکاری رعیت  و آنگاه که مردم حق رهبری را اداء کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد، راههای دین پدیدار  و نشانه های عدالت برقرار  و سنت پیامبر (ص) پایدار گردد.  پس روزگار اصلاح شود  و مردم در تداوم حکومت امیدوار  و دشمن در آرزوهایش مأیوس می شود». [1]

اما اگر دستهای آشکار و پنهان، مردم را به نفاق و تفرقه بخوانند، با انواع شایعات و دروغ پراکنی  مردم را منحرف ساخته بر ضد حکومت، دولت و مدیریت های موجود بشورانند و هر روز در یکی از مدیریتها  نظم عمومی را بر هم زنند و سلامت جامعه را تهدید کنند، انواع شورشگری و تظاهرات ویرانگر غیر قانونی پدید آورند  هر روز یکی از قسمتها و پیکره جامعه را آفت زده ساخته و فلج نمایند و جنگ داخلی یا جنگ تمام عیار خارجی بر جامعه ای تحمیل کنند  یا احزاب سیاسی وابسته به استعمارگران با گرفتن امکانات اقتصادی و نظامی  فعال شوند و سلامت جامعه و انواع مدیریتها را نابود سازند، جامعه  آفت زده شده و دچار بحران اقتصادی یا نظامی  یا جنگ زده گشته و حالت سلامت نداشته و هر روز مورد تهدید است. چنین جامعه ای را جامعه بحران زده و مدیریت در دوران انواع بحرانها را مدیریت بحران می نامند؛ مانند:

1) مدیریت بحران در کشور سیل زده، طوفان زده، زلزله زده (مدیریت در بحران اقتصادی)؛

2) مدیریت بحران در حالت جنگ (مدیریت در بحران نظامی)؛

3) مدیریت بحران در شورش های داخلی (مدیریت در بحران سیاسی )؛

4) مدیریت بحران در جنگهای داخلی (مدیریت در بحران سیاسی نظامی)؛

5) مدیریت بحران در کشور آفت زده، رواج طاعون، وبا، سل (مدیریت در بحران بهداشتی) .

در چنین اوضاع بحرانی و آشفته، اگر مدیران کشور و مجتمعهای انسانی با طرح و برنامه، پیش بینیهای لازم، عقل و درایت، با هدفداری صحیح و با انواع تجربیات حساب شده و روشها و شیوه های کاربردی بتوانند بحران ها را از میان بردارند و کشتی بحران زده جامعه را به درستی هدایت کنند، پیروز خواهند شد، دوام خواهند آورد و راه رشد و سعادت را به درستی خواهند پیمود. اگر نتوانند در اوضاع و شرایط بحرانی بر اعصاب خود مسلط باشند و به جای طرح و برنامه های حساب شده دست به واکنشهای غیر منطقی بزنند، یا مردم با دولت و مدیران همکاری نکنند، یا دولت حق و حقوق مردم را رعایت نکنند و نتوانند سیستم رهبری را در راه هدایت و رشد جامعه قرار دهد، سقوط و نابودی آن جامعه قطعی است و بحرانها می تواند آن دولت و حکومت را ساقط کند.

«و اذا غلبت الرّعیّة والیها، أو أجحف الوالی برعیتّته، اختلفت هنالک الکلمة، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغالُ فی الدّین، و ترکت محاجُّ السنن، فعُمِلَ بالهوی، و عُطّلَتِ الأحکامُ، و کَثُرَت عِلل النّفوس، فلا یستوحش لعظیم حقّ عطّل، و لا لعظیم باطلٍ فُعِلَ! فهنالک تذلّ الأبرارُ، و تعزّ الأشرارُ، و تعظم تبعاتُ اللّه سبحانه عند العباد: اگر مردم بر حکومت چیره شوند  یا زمامدار بر رعیت ستم کند، وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار  و نیرنگ بازی در دین  فراوان می گردد  و راه گسترده سنت پیامبر (ص) متروک، هواپرستی فراوان، احکام دین تعطیل  و بیماریهای دل فراوان گردد. مردم از اینکه حق بزرگی فراموش می شود  یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می یابد، احساس نگرانی نمی کنند. پس در آن زمان نیکان  خوار،  و بدان قدرتمند می شوند  و کیفر الهی بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود». [2]

پس مدیریت بحران، یکی از انواع مدیریتهای صحیح و کاربردی است که چهارچوب و معیارهای انواع مدیریت ها در شرایط عادی را ندارد.

بحرانها در حکومت امام علی (ع)

پس از رسول گرامی اسلام (ص)، ارزشها تغییر و روح ملی گرایی عربی رواج یافت، و بسیاری از معیارها و ملاکهای مدیریت توحیدی متزلزل شد و افکار عمومی به انحراف کشیده شده، و کارآیی دین زیر سؤال رفت. آنگاه که پس از 52 سال انزوای حق و عدالت، مردم با امام علی (ع) بیعت کردند، طرفداران باطل، قدرت طلبها، منافقان شکت خورده، دنیاطلبان بی پروا، خانواده های اعدامی و حدخورده و همه آنانکه نمی خواستند اسلام ناب، حاکم شود، جامعه اسلامی را در زمان حکومت امام علی (ع) دچار بحران کردند و هر روز حادثه های تلخ تری می آفریدند، که مهمترین آن عبارتنداز:

1) برهم زدن نظم شهرها و ایجاد آشوب در آن (بحران اجتماعی)؛

2) ایجاد جنگ جمل، صفین و نهروان (بحران نظامی)؛

3) فرار استانداران امام (همچون زیاد و مصقله) به سوی معاویه، فرار طرفداران بنی امیه به سوی شام، فرار مردم فریب خورده از مدینه (بحران سیاسی-نظامی)؛

4) شورش مردم بصره (بحران سیاسی)؛

5) شورش شهرهای مرزی (بحران سیاسی)؛

6) شورش شهر مکه برای هماهنگ شدن همه مخالفان (بحران سیاسی)؛

7) هجوم به مرزها (بحران نظامی)؛

8) مخالفت های عایشه (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

9) اقدامات ابو موسی أشعری در کوفه (بحران سیاسی - اجتماعی)؛

10) ماجرای حکمیت (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

11) به دست گرفتن آب فرات در صفین (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

12) قرآنها را بر سر نیزه گذاشتن (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

13) ناامن کردن راهها توسط فرماندهان معاویه (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

14) هجوم به مصر و تصرف آن (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

15) ترور شخصیتها و یاران امام (ع) مانند شهادت مالک اشتر در قلزم (بحران سیاسی-اجتماعی )؛

16 ) فراری دادن و جذب کارگزاران امام (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

17) نفوذ جاسوسان برای انجام تبلیغات مسموم (بحران سیاسی-اجتماعی)؛

18) تحمیل سه جنگ ناخواسته بر امام علیه السلام (بحران اقتصادی )؛

19 ) پخش شایعات و دروغپردازی ها (بحران سیاسی)؛

20 ) مخالفت و بیعت نکردن با امام علیه السلام (بحران سیاسی)؛

21) غارت بیت المال توسط برخی از کارگزاران امام علیه السلام (بحران اقتصادی)؛

تاریخ اسلام سراسر گویای مظلومیت امیر المؤمنین (ع) و پیدایش انواع بحرانهای سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی بر ضد حکومت عدل و حق است که توطئه گران داخلی و خارجی به آن دامن می زدند و دستهای شیطانی پنهان و آشکار آن را تقویت می کردند؛  می گفتند: با هرکس و هر حکومتی کنار می آییم، اما با حکومت بر حق امام علی (ع) هرگز، هر شیوه و روش حکومتی را می پذیریم، اما عدالت علوی را هرگز. آنان از اولین روز بیعت در تقسیم عادلانه موجودی بیت المال، برآشفتند که چرا باید همه طبقات مردم حقوق مساوی بگیرند و غلام تازه آزاد شده در کنار ارباب دیروز خود بایستد و دم از تساوی و عدالت بزند و به گونه ای مساوی حقوق خود را دریافت دارد.

سران بحرانها و قدرت طلبان بی تقوا، ابتدا از حضرت امیر المؤمنین (ع)  تقاضای پست و مقام کردند و پیشنهاد تقسیم بیت المال را براساس امتیازات نژادی و قبیله ای دادند. چون سخنان حکیمانه و نورانی امام علی (ع) را در رد هرگونه تبعیض و امتیاز شنیدند، آن حضرت را تهدید کردند که شورش خواهند کرد و دست به آشوب و فتنه انگیزی خواهند زد.

آنان امام پرهیزکاران را نتوانستند با خود هماهنگ کنند و چون می دیدند که اجرای عدالت در تمام جوانب آن، منافع مادی و دنیایی آنها را تهدید می کند، انواع بحرانها را تدارک دیدند و هر روز در گوشه ای از کشور اسلامی، شورشی یا فتنه ای را سامان می دادند. آنانکه تا دیروز ادعا می کردند مسلمانند و در پی ارزشها تلاش می کنند، برای طرد و سقوط حکومت حق، با هر باطلی کنار آمدند و دست به هر جنایت و خیانتی آلودند. با سرمایه داران طماع قریش هم دست شدند و با ستمگران سیه پیشینه هم داستان گردیدند و انواع شورشگری و قتل و خون ریزی را طراحی کردند و تا آنجا برای رسیدن به قدرت و منافع مادی سقوط کردند که با یهودان نفوذی و یهودی زادگان منتظر فرصت به وحدت رسیدند.

بحران سازها در حکومت امیر المؤمنین (ع)

برای درک اهمیت مدیریت بحران در حکومت پنج ساله امام علی (ع)، باید عوامل بحران و افراد دست اندرکار شورشها، فتنه ها و بحرانها را شناخت و باید دانست که عوامل بحرانها از چه قوم و قبیله ای بودند، به کدام طبقه اجتماعی تعلق داشتند، گرایشهای فکری آنان چه بود و از کدام ویژگی نژادی یا فکری یا سیاسی برخوردار بودند که در برابر امام علی (ع) ایستادند و حکومت اسلامی را دچار بحران کردند. جالب این است که در خط شورشگری ها و بحران سازی ها، افراد بیگانه دیده نمی شد، از طرفداران دیگر ادیان خبری نبود. همه مسلمان و ادعای مصاحبت با رسول خدا را داشتند. در جنگ ها شرکت داشتند و نام مجاهد را یدک می کشیدند و با پنهان کاری و نیرنگ، توده مردم را فریب داده بر ضد امیر المؤمنین (ع) می شوراندند، که در این قسمت به برخی از سران بحران ساز اشاره می شود:

1) اصحاب جمل مانند طلحه و زبیر و عایشه؛

2) بنی امیه و سران تشنه قدرت آن که همواره در فکر به دست گرفتن قدرت بودند؛

3) معاویه که ادعای حکومت بر جهان اسلام را داشت؛

4) خویشاوندان امتیازطلب مانند زبیر؛

5) استاندارانی که به شام گریختند، مانند زیاد بن ابیه و مصقله؛

6) خویشاوندانی که بیت المال را غارت کردند، مانند عبید الله بن عباس. (بر مبنای آنچه که در نامه 14 نهج البلاغه به آن اشاره دارد )؛

7) دوستان خوب و مؤمنی که ابتکار نظامی و قدرت جنگاوری نداشتند و ضعیف برخورد کردند، مانند کمیل بن زیاد؛

8) ناآگاهانی که آلت دست سیاستمداران مکار قرار می گرفتند، مانند کسانی که از قرآن ها بر بالای نیزه فریب خوردند؛

9) کارگزارانی که به امام (ع) خیانت کردند، مانند ابو موسی اشعری که در آستانه جنگ جمل، مردم کوفه را از یاری کردن اما باز می داشت؛

10) حافظان قرآنی که درک مسائل مهم سیاسی را نداشتند و در عمل، نیروهای آن حضرت را تضعیف کردند؛

11) قاضیان و داورانی که عدالت اجتماعی آن حضرت را زیر سؤال بردند، مانند ابو موسی اشعری و شریح قاضی در کوفه؛

12) قدرت طلبانی چون اشعث بن قیس که همواره با خودمحوری و غرور فرامین امام (ع) را نادیده می انگاشته و آتش فتنه ها را شعله ور می ساختند؛

13) یهودیان نفوذی که منتظر فرصت بودند تا ضربه نهایی را وارد سازند؛ مانند مروان بن حکم یهودی تا آنجا نفوذ کرد که داماد عثمان و سپس منشی و همه کاره او شد؛

14) بی تفاوتهایی که امام علی (ع) را تنها گذاشتند، مانند عبد الله بن عمر و سعد وقاص؛

15) خانواده های اعدامی یا حد خورده هایی که کینه آن حضرت را در دل می پروراندند، مانند ولید، فرماندار سابق کوفه؛

16) سرمایه دارانی که امام علی (ع) زمین و اموال تاراج کرده آنان از بیت المال را مصادره کرده و به محرومان برگردانده بود؛

17) دنیاطلبانی که برای رسیدن به منافع شخصی، همه ارزشها را فراموش کرده و ادعا نمودند که حدیث غدیر از یادشان رفته است؛ ... با اینکه در روز غدیر شاهد بیعت کردن مردم و رسول خدا (ص) با امام علی (ع) بود و خود نیز با آن حضرت بیعت کرده بود، اما در آستانه جنگ جمل وقتی امیر المؤمنین (ع) از او درخواست کرد تا مردم را هدایت کند و حدیث غدیر به یادشان آورد در پاسخ امام گفت: پیرمرد شده و حدیث از یادم رفته است؛

18) جنایتکاران و آلوده دامنهایی که فکر می کردند اگر حکومت علوی استحکام یابد، آنها را مجازات خواهد کرد، و این ماجراها برای اولین بار در جبهه داخلی به وسعت همه تاریخ شکل می گرفت که بحرانی را پس از بحرانهای گذشته سامان می دادند و تا مجسمه عدالت را در محراب عبادت در خون خود رنگین نکردند، آرام نگرفتند.

روشهای مدیریتی امام در بحران ها

با توجه به فراوانی دشمنان، گستردگی فتنه ها و سامان یافتن انواع بحران ها، پیروزی و موفقیت حضرت امیر المؤمنین (ع) یکی از شگفتی های بزرگ تاریخ بشری است. می پرسند:

1) امام علی (ع) چگونه با انواع بحران ها مقابله کرد؟

2) چگونگی امواج فراوان فتنه ها، آن حضرت را به یأس و ناامیدی نکشاند؟

3) چگونه در بحران های گوناگون سیاسی و نظامی، کار سازندگی تعطیل نشد؟

4) چگونه با گذراندن سه جنگ تحمیلی، باز هم نتوانست فقرزدایی را تحقق بخشد؟

5) چگونگی در اوج مظلومیت و تنهایی، بر همه بحرانها پیروز شد؟

هم مشکلات فراوان پنج سال حکومت آن حضرت، طاقت فرسا و غیر قابل تحمل است و هم موفقیتهای فراوان امام علی (ع)، جای بسی شگفتی می باشد. فقر را در شرایط بحرانی جنگ، از بین می برد و عدالت را در روزگار حاکمیت ستم و بدخواهی عدل گریزها، سامان می دهد. آرامش را در دل بحرانها و امواج طغیانگر، به ملت خود هدیه می کند و تبعیض را در انبوه صف باطل گرایان با امتیازطلب، ریشه کن می سازد. دستی در راه سازندگی و تولید دارد و دستی دیگر بر قبضه ذو الفقار می فشارد. هم آب، نان و مسکن کوفیان را به تساوی و عدالت تأمین می کند و هم هرگونه تجاوز و تهاجم مسلحانه را از جامعه خود دور می سازد. هم هجوم جنگ طلبان را پاسخ می دهد و هم فریاد صلح خواهی را بی جواب نمی گذارد. هم با قلم، قرآن را کتابت می کند و هم با بیل و کلنگ دهها چاه را کنده، وقف یتیمان و مسافران راه می فرماید، و با همان دستان پینه بسته، شمشیر باطل کش را از نیام بر می کشد تا عدالت اجرا شود و عدالت گریزان بگریزند و مزاحم تحقق حق و عدالت نگردند. در میدان تولید، سازندگی، فقرزدایی و رونق اقتصادی چنان کار می کند و تلاش فراوان دارد که گویا هیچ بحرانی در کشور نیست و خط تهاجمی وجود ندارد. در میدان نبرد، چنان می رزمد و صفها را درهم می شکند که گویا خانه و خانواده و شهر و دیاری وجود ندارد.

1-بحرانهای اقتصادی

بحرانهای اقتصادی را با:

1) کار فراوان و واداشتن همگان به کار و تولید؛

2) تولید متناسب؛

3) سازندگی و خلاقیت؛

4) تقسیم عادلانه بیت المال؛

5) پرداخت حقوق عادلانه؛

6) پرهیز از اسراف و تبذیر؛

7) رواج فرهنگ ساده زیستی؛

8) تنبیه غارتگران بیت المال؛

9) مصادره اموال نامشروع؛

10) پاسداری از بیت المال؛

11) امتیاز ندادن به رانت خواران؛

12) بازگرداندن اموال غارت شده.

کنترل کرده و امواج سرکش آن را مهار می فرمود و جامعه را بسوی اقتصادی کارآمد به پیش می راند. خود همان حقوقی را می گرفت که به دیگران می پرداخت و خود از همان نان خشکی تناول می کرد که محرومان و فقرا می خوردند و چنگ اندازی به بیت المال را از هرکس و هر نژادی نمی پذیرفت و اموال غارت شده را باز می گرداند و غارتگران را تنبیه می کرد.

امیر المؤمنین (ع) در خطبه 15 در این زمینه می فرمایند: «و اللّه لو وجدته قد تزوّج به النّساء، و ملک به الإماء؛ لرددته؛ فإنّ في العدل سعة و من ضاق علیه العدل، فالجور علیه أضیق: به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عمومی است، و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است»[3] همچنین به یکی از خویشاوندان امتیازطلب، که به بیت المال چنگ اندازی کرد، نوشت: «فاتّق اللّه و اردُد إلی هؤلاء القومِ أموالَهم، فإنک إن لم تفعل ثمّ أمکنني اللّهُ مِنک لَأعذرنّ إلی اللّهِ فیک، و لَأضربنّک بسیفي الذي ما ضربت به أحدا إلاّ دخل النّار. و واللّه لو أنّ الحسن و الحسین فعلا مثل الّذي فعلتَ، ما کانت لهما عندي هوادة، و لا ظفرا منّي بإرادة، حتّی آخذ الحقّ منهما، و أزیح الباطل عن مظلمتهما، و أُقسِم باللّه ربّ العالمین ما یسرّني أنّ ما أخذته من أموالهم حلالٌ لي، أترکه میراثا لمن بعدي؛ فضحّ رویدا، فکأنّک قد بلغت المدی، و دفنت تحت الثّری، و عرضت علیک أعمالک بالمحلّ الّذی ینادی الظّالم فیه بالحسرة، و یتمنّی المضیّع فیه الرّجعة «و لات حین مناص!»: پس از خدا بترس، و اموال آنان را بازگردان، و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم نمود، که نزد خدا عذرخواه من باشی، و با شمشیری تو را می زنم که به هرکس زدم، وارد دوزخ گردید. سوگند به خدا، اگر حسن و حسین چنان می کردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمی دیدند و به آرزو نمی رسیدند تا آن که حق را از آنان باز پس ستانم  و باطلی را که به ستم پدید آمده نابود سازم. به پروردگار جهانیان سوگند، آن چه که تو از اموال مسلمانان به ناحق بردی، بر من حلال بود، خشنود نبودم که آن را میراث بازماندگانم قرار دهم.  پس دست نگهدار و اندیشه نما. فکر کن که به پایان زندگی رسیده ای  و در زیر خاکها پنهان شده  و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند، آنجا که ستمکار با حسرت فریاد می زند، و تباه کننده عمر و فرصتها، آرزوی بازگشت دارد اما راه فرار و چاره مسدود است». [4]

2-بحران سیاسی

بحرانهای سیاسی را با:

1) افشاگری و دادن آگاهی سیاسی به مردم؛

2) آگاهی و دادن اطلاعات لازم؛

3) کشف ماهیت منافقان نفوذی؛

4) شناساندن چهره های مرموز و نیرنگ باز؛

5) شناساندن الگوهای سالم تربیتی؛

6) آمادگی و در صحنه نگهداشتن مردم؛

7) پاسخ دادن به شایعات و شبهات حتی در گرماگرم جنگ؛

8) رواج ارزشها و ریشه کن کردن ضد ارزشها؛

9) برخورد قاطع با جریانات منحرف سیاسی؛

10) ارزیابی درست ماجراهای سیاسی عصر پیامبر (ص)؛

11) پندواندرز دادن به مردم و دشمن؛

12) هدایت سیاسی؛

13) افشای ماجراهای سیاسی منحرف؛

14) شناساندن دستهای آشکار و پنهان سیاست بازان؛

15) آموزش صحیح مسائل سیاسی؛

16) حفظ نظارت مردمی و دخالت دادن مردم در امور کشور.

از سر راه خود برمی داشت تا مردم، آگاهانه خط سیاسی درست را دنبال کنند و امور فردی و اجتماعی خود را به درستی بشناسند و یارویاور آن حضرت در تمام سختیها و ناملایمات باشند.

3-بحران نظامی

امام علی (ع) بحرانهای نظامی را با:

1) حفظ آمادگی نظامی؛

2) آموزشهای رزمی؛

3) تقویت روحیه شهادت طلبی؛

4) افشای ماهیت دشمن؛

5) بسیج عمومی مردم؛

6) به دست آوردن اطلاعات لازم حتی در خاک دشمن؛

7) ارزش گرایی (نگذاشت یارانش، مردم شام را دشنام دهند)؛

8) اصول گرایی در جنگ (آب فرات را پس از تصرف آزاد گذاشتند)؛

9) دشمن شناسی (شناساندن اهداف شیطانی دشمن به مردم)؛

10) دادن هشدارهای لازم و بجا به نیروی خودی؛

11) هشدارهای جدی به دشمن؛

12) نصیحت کردن دشمن (که بسیاری مجذوب امام شدند)؛

13) پاسخ دادن به انواع شایعات؛

14) حفظ نظارت مردمی در تمام شؤونات کشور؛

کنترل کرد و از میان برداشت.

امام برای آگاهی دادن به مردم نسبت به سران شورشگران بصره، فرمود: «ألا و إن الشیطانَ قد جمع حزبَه، و استجلبَ خیلَه و رجلَه، و إنّ معي لبصیرتي: ما لبست علی نفسي، و لا لبّس عليَّ و أیمُ اللّهِ لأفرطنّ لهم حوضاً أنا ماتحه! لا یصدرون عنه، و لا یعودون إلیه: آگاه باشید که شیطان حزب خود را جمع کرده، و سواره و پیاده های لشگر خود را فراخوانده است، اما من آگاهی لازم به امور را دارم، نه حق را پوشیده داشتم، و نه حق بر من پوشیده ماند، سوگند به خدا، گردابی برای آنان به وجود آورم که جز من کسی نتواند آن را چاره سازد، آنها که در آن غرق شوند، هرگز نتوانند بیرون آیند، و آنها که گریختند، خیال بازگشتن نکنند». [5] امام علی (ع) درخصوص علل و عوامل انحراف اصحاب جمل در خطبه 7 می فرمایند: «اتّخذوا الشّیطان لِأمرهم ملِکاً، و اتّخذهم له أشراکاً، فباض و فرّخ فی صدورهم، و دبّ و درج فی حجورهم، فنظر بأعینهم، و نطق بألسنتهم، فرکب بهم الزّلل، و زیّن لهم الخطل، فعل من قد شرکه الشیّطان في سلطانه، و نطق بالباطل علی لسانه: منحرفان، شیطان را معیار کار خود گرفتند، و شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد، و در دلهای آنان تخم گذاشت و جوجه های خود را در دامانشان پرورش داد، پس با چشمهای آنان می نگریست، و با زبانهای آنان، سخن می گفت، پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد، و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد، مانند رفتار کسی که نشان می داد در حکومت شیطان شریک است  و با زبان شیطان، باطل می گوید». [6]

حضرت علی (ع) برای حفظ آمادگی رزمی و پاسخ مناسب دادن به دشمن، آموزش انواع تاکتیک های رزمی را مورد توجه قرار می داد و به یاران خویش فرمود: «معاشر المسلمین: استشعِروا الخشیةَ، و تَجَلبَبُوا السّکینةَ، و عضّوا علی النّواجذ، فأنّه أنبَی للسّیوف عن الهامِّ و أکملوا اللّامة، و قلقلوا السّیوف فی أغمادها قبل سلّها و الحَظوا الخزر، و اصعنوا الشّزر، و نافحوا بالظّبا، و صلوا السّیوف بالخُطا، و اعلموا أنکم بِعینِ اللّه، و مع ابن عمّ رسول اللّه.

فعاودوا الکرّ، و استحیوا من الفرّ، فانّه عار في الأعقاب، و نار یومَ الحساب. و طیبوا عن أنفسکم نفسا، و امشوا إلی الموت مشیاً سجحاً، و علیکم بهذا السّواد الأعظم، و الرّواق المطنّب، فاضربوا ثبجه، فإنّ الشّیطان کامن في کسره، و قد قدّم اللوثبة یداً، و أخّر للنّکوص رِجلا. فصمداً صمداً! حتّی ینجلی لکم عمود الحقّ «و أنتم الأعلون، و اللّه معکم، و لن یَتِرَکُم أعمالَکم»: ای گروه مسلمانان، لباس زیرین را ترس خدا، و لباس رویین را آرامش و خونسردی قرار دهید، دندانها را بر هم بفشارید تا مقاومت شما برابر ضربات شمشیر دشمن بیشتر گردد، زره نبرد را کامل کنید، پیش از آن که شمشیر را از غلاف بیرون کشید چندبار تکان دهید. با گوشه چشم به دشمن بنگرید و ضربه را از چپ و راست فرود آورید  و با تیزی شمشیر بزنید  و با گام برداشتن به پیش، شمشیر را به دشمن برسانید  و بدانید که در پیش روی خدا و پسر عموی پیغمبر (ص) قرار دارید. پی درپی حمله کنید و از فرار شرم دارید  زیرا فرار در جنگ، لکه ننگی برای نسل های آینده و مایه آتش روز قیامت است. از شهادت خرسند باشید و به آسانی از آن استقبال کنید. به آن گروه فراوان اطراف خیمه پر زرق و برق و طناب در هم افکنده (فرماندهی معاویه) به سختی حمله کنید، و به قلب آنها هجوم برید که شیطان در کنار آن پنهان شده، دستی برای حمله در پیش  و پایی برای فرار آماده دارد. مقاومت کنید تا ستون حق بر شما آشکار گردد. شما برترید. خدا با شماست و از پاداش اعمالتان نمی کاهد». [7] [8]

گرچه دشمنان آن حضرت با انواع دروغها و پخش شایعات گوناگون توانستند برخی را بفریبند و مشکلاتی را برای آن حضرت پدید آورند، اما ارزش گرایی، دوراندیشی و حق طلبی حضرت امیر المؤمنین (ع) چنان بود که دشمنان سرسخت آن حضرت نیروی او را می ستودند؛ مثلا خواهر بزرگ قهرمان عرب، عمرو بن عَبدَوَدّ، آمده بود تا در کنار جنازه برادرش نوحه سرایی کند، اما وقتی زره، شمشیر و سپر برادر را دید که غارت نشد، برای جوانمردی امام علی (ع) شعرها سرود و به جای نوحه سرایی بر کشته برادر، به مداحی کشنده برادر پرداخت. با توجه به روشهای مدیریتی امام امیر المؤمنین (ع) شاخصه ها و معیارهای مدیریت در بحران را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1) اصل آگاهی و آگاهاندن؛

2) اصل بردباری و خویشتن داری در حوادث سخت؛

3) اصل دوراندیشی؛

4) اصل واقع نگری؛

5) اصل ارزش گرایی؛

6) اصل نظارت (نظارت مردمی، نظارت از بالا به پایین و از پایین به بالا)؛

7) اصل هماهنگی؛

8) اصل حداکثر استفاده از امکانات موجود؛

9) اصل حفاظت و اطلاعات؛

10) اصل اطلاع رسانی (دشمن شناسی)؛

11) اصل افشاگری؛

12 ) اصل آمادگی (در صحنه حاضر بودن و آمادگی رزمی )؛

13 ) اصل تصمیم گیری صحیح؛

14) اصل قاطعیت؛

15) اصل بسیج عمومی؛

16) اصل مشورت؛

17) اصل تقسیم کار و واگذاری مسؤولیتها متناسب با توان و آمادگی افراد؛

18) اصل مسؤولیت پذیری؛

19) اصل اعتدال گرایی؛

20) اصل خداگرایی.

 

پی نوشت

[1] خطبه 216 نهج البلاغه: ترجمه محمد دشتی،چاپ چهارم،انـتشارات مـشرقین،قـم،1379،صص‌ 442 و 443.

[2] همان،صص 442 و 443.

[3] همان،صص 58 و 59.

[4] همان،صص‌ 548 و 549.

[5] هـمان،صـص 54 و 55.

[6] همان،صص 52 و 53.

[7] سوره محمد(ص)،آیه 35.

[8] خطبه 66 نهج البلاغه،ترجمه محمد دشتی،چاپ چهارم،انتشارات مشرقین،قم 1379، صص 114-117.

منبع : مجله دانش انتظامی - بهار 1380 - شماره 8 , دشتی، محمد

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.